✍🏻دکتر زینب تبریزی- مدیر دپارتمان مسایل ژئوپولیتیک و استراتژیک انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا
آیندهی سیاسی و امنیتی سوریه به توانایی دولت موقت به رهبری الشرع در مدیریت پیچیدگیهای داخلی و ایجاد تعادل در روابط با قدرتهای منطقهای، بهویژه ترکیه و اسرائیل، وابسته است. این دولت با چالشهای چندوجهی مواجه است که شامل مدیریت اختلافات قومی و مذهبی، مهار گرایشهای جداییطلبانه، جلب حمایت بینالمللی و هدایت رقابتهای منطقهای میشود. موفقیت یا ناکامی در این عرصهها نهتنها سرنوشت سوریه، بلکه نظم ژئوپولیتیک خاورمیانه را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
سوریه بهعنوان کشوری با بافت متنوع قومی و مذهبی، همواره با خطر تنشهای فرقهای و جداییطلبی روبهرو بوده است. گروههای کرد در شرق، دروزیها در جنوب و علویها در مناطق ساحلی، در کنار اکثریت سنی، طیف پیچیدهای از منافع و هویتها را شکل میدهند. دولت موقت برای تحکیم قدرت خود باید این گروهها را تحت یک چارچوب سیاسی فراگیر متحد کند. توافق اخیر میان الشرع و نیروهای دموکراتیک کُرد (SDF) برای هماهنگی سیاسی و نظامی، گامی امیدوارکننده در این مسیر است، اما پایداری آن به عوامل متعددی از جمله حمایت مالی و سیاسی منطقهای و بینالمللی وابسته است. هرگونه ناکامی در مدیریت این تنشها میتواند به تشدید درگیریهای داخلی، تجزیهی سرزمینی یا حتی بازگشت گروههای افراطی منجر شود. برای مثال، گرایشهای جداییطلبانه در مناطق کردنشین یا تنشهای فرقهای میان علویها و سنیها میتواند شکافهای موجود را عمیقتر کند و ثبات شکنندهی کشور را به خطر بیندازد.
در سطح منطقهای، ترکیه و اسرائیل بهعنوان دو بازیگر کلیدی با اهداف متمایز اما تأثیرگذار بر آیندهی سوریه عمل میکنند. ترکیه با حمایت از الشرع و گروههای اسلامگرا، به دنبال گسترش نفوذ سیاسی و اقتصادی خود در سوریه است. این کشور از طریق پشتیبانی از گروههای مسلح، مانند جبهه النصره در گذشته و گروههای میانهروتر کنونی، و همچنین سرمایهگذاری در مناطق تحت کنترل خود، تلاش میکند تا جایگاهی استراتژیک در معادلات سیاسی و اقتصادی منطقه به دست آورد. این رویکرد، اگرچه به دولت موقت در تحکیم قدرت کمک میکند، اما میتواند با تحریک گروههای مخالف یا رقبای منطقهای، مانند ایران و متحدانش، به پیچیدگی اوضاع منجر شود.
از سوی دیگر، اسرائیل با هدف تضعیف نفوذ ترکیه و جلوگیری از تهدیدات امنیتی، حضور نظامی خود را در جنوب سوریه، بهویژه در مناطق نزدیک به بلندیهای جولان، تقویت کرده است. برخیها این اقدامات را تلاشی برای اشغال دائمی بخشهایی از خاک سوریه میدانند، در حالی که گروهی دیگر آن را سیاستی موقت برای تأمین امنیت مرزهای اسرائیل تلقی میکنند. با این حال، این حضور نظامی خطر تشدید تنشهای منطقهای را افزایش داده و میتواند ثبات دولت موقت را تضعیف کند. رویکرد محتاطانهی الشرع در پرهیز از تقابل مستقیم با اسرائیل ممکن است به بهبود روابط با غرب منجر شود، اما این سیاست خطر واکنش گروههای داخلی وفادار به محور مقاومت یا ایران را به همراه دارد که میتواند به بیثباتی بیشتر و حتی درگیریهای داخلی منجر شود.
رقابت یا هماهنگی میان ترکیه و اسرائیل نقشی تعیینکننده در شکلگیری نظم جدید منطقهای خواهد داشت. در صورت همکاری، این دو قدرت میتوانند با کاهش تنشها و ایجاد ثبات نسبی، به دولت موقت در تحقق اهدافش کمک کنند. اما رقابتهای موجود، بهویژه در زمینههای نفوذ سیاسی، کنترل منابع و مدیریت گروههای نیابتی، احتمالاً به تشدید تنشها منجر خواهد شد. جلب حمایت بینالمللی یکی از مهمترین پیشنیازهای موفقیت دولت موقت در ایجاد ثبات و بازسازی کشور است. کشورهای خلیج فارس، بهویژه عربستان سعودی و امارات، و قدرتهای غربی میتوانند با ارائه کمکهای مالی، سیاسی و لجستیکی، به دولت الشرع در بازسازی زیرساختهای ویرانشده و تحکیم پایههای قدرت کمک کنند.
با این حال، این حمایتها اغلب با شروط سیاسی همراه است که میتواند دولت موقت را در برابر فشارهای خارجی آسیبپذیر کند. برای مثال، وابستگی بیش از حد به حمایت کشورهای خلیج فارس ممکن است دولت الشرع را در برابر خواستههای سیاسی این کشورها قرار دهد و استقلال عمل آن را محدود کند. از سوی دیگر، انزوای بینالمللی یا ناکامی در ایجاد اجماع جهانی میتواند فرصت را برای مداخلهی بیشتر قدرتهای رقیب، مانند روسیه یا ایران، فراهم کند و دولت موقت را در موقعیت ضعیفتری قرار دهد. دولت موقت باید با دیپلماسی هوشمندانه و چندجانبه، از تبدیل شدن سوریه به میدان رقابت این قدرتها جلوگیری کند و در عین حال از ظرفیتهای هر یک برای پیشبرد منافع ملی خود بهرهبرداری کند.
در نتیجه، آیندهی سوریه به توانایی دولت موقت در مدیریت همزمان چالشهای داخلی و خارجی وابسته است. ایجاد وحدت ملی از طریق یک چارچوب سیاسی فراگیر، جلب حمایت بینالمللی و مدیریت روابط با قدرتهای منطقهای، بهویژه ترکیه و اسرائیل، از مهمترین اولویتهای دولت الشرع خواهد بود. ناکامی در هر یک از این حوزهها میتواند به بیثباتی بیشتر، تشدید درگیریها یا حتی تجزیهی کشور منجر شود. در مقابل، موفقیت در این مسیر میتواند سوریه را به سوی ثبات، بازسازی و احیای جایگاه منطقهای هدایت کند و به شکلگیری نظمی پایدارتر در خاورمیانه کمک کند. تحقق این چشمانداز نیازمند تدبیر، انعطافپذیری و هماهنگی دقیق در سیاستهای داخلی و خارجی است.
موقعیت ترکیه در سوریه بشدت تضعیف شده است. مرکزیت استانبول «ائتلاف مخالفان و انقلابیون سوریه و جیش الوطنی سوریه » ناچار شدند که با مرکزیت ادلب که تحت هدایت و کنترل موساد و سیا و پنتاگون بودند و ترکیه صرفا حفاظت و تدارکات آنرا برعهده داشت، بیعت کنند. ترکیه تلاش کرد که به احمد الشرع مشروعیت بخشد و کشورهای عرب خلیج فارس را برای کمک به الجولانی فراخواند. عربستان حامی مالی الجولانی تروریست است و با میانجی گری باعث شد که ترامپ و الشرع مذاکره کنند و تحریمها رفع شود.ترکیه حامی عادی سازی جولانی با اسراییل و عادی سازی روابط نیروهای مسلح کردی تحت حمایت آمریکا با الجولانی است. ترکیه و اسراییل و امریکا، ایران را از سوریه اخراج کردند و اما روسیه را بصورت محدود در سوریه نگه داشتند.
گویا الجولانی با نتانیاهو نیز گفتگو خواهد کرد