✍🏻دکتر زینب تبریزی- مدیر دپارتمان مسایل ژئوپولیتیک و استراتژیک انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا

طرح، بحث یا هر اقدامی در راستای بستن تنگه هرمز، چه بهصورت عمدی و چه بهعنوان واکنشی احساسی به فشارهای خارجی، یک اشتباه استراتژیک و خیانتی آشکار به منافع ملی و ژئوپولیتیک ایران است. این اقدام، که میتواند بخشی از یک تله ژئوپولیتیک طراحیشده توسط دشمنان و رقبای منطقهای باشد، تبعاتی چون اجماع جهانی برای حمله نظامی، احتمال از دست رفتن جزایر سهگانه، انزوای منطقهای و تشدید بحرانهای داخلی را به دنبال خواهد داشت. حتی طرح این موضوع در گفتوگوهای عمومی یا سیاسی، میتواند به دشمنان ایران بهانهای برای پیشبرد اهدافشان بدهد و کشور را در معرض خطراتی قرار دهد که جبران آنها دههها زمان میطلبد. حفظ جایگاه ژئوپولیتیک ایران نیازمند تصمیمگیریهای عقلانی، دیپلماسی فعال و اجتناب از افتادن در دامهای دشمنان است. هر اقدامی که به بیثباتی منطقهای منجر شود یا به دشمنان بهانهای برای ضربه زدن به ایران بدهد، نهتنها به منافع ملی خدمت نمیکند، بلکه آینده این سرزمین کهن را به خطر میاندازد. ایران، با تاریخ و تمدن پرافتخار خود، شایسته تصمیماتی است که جایگاهش را بهعنوان یک قدرت هوشمند و منطقی در منطقه و جهان را تثبیت کند، نه اینکه به دست خود، در تلهی ژئوپولیتیک دشمنان گرفتار شود.
تنگه هرمز، بهعنوان یکی از مهمترین آبراههای جهان که بیش از 20 درصد نفت و گاز جهانی از آن عبور میکند، نهتنها برای اقتصاد جهانی حیاتی است، بلکه برای ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس نقشی استراتژیک دارد. هرگونه اخلال در این آبراه، چه بهصورت واقعی و چه در قالب تهدید، پیامدهایی چندلایه و ویرانگر برای ایران به دنبال خواهد داشت. این پیامدها نهتنها جایگاه ایران را در معادلات منطقهای و جهانی تضعیف میکنند، بلکه میتوانند بهعنوان اهرمی برای دشمنان ایران عمل کنند تا اهداف بلندمدت خود را علیه کشورمان پیش ببرند.
نخستین و فوریترین پیامد بستن تنگه هرمز، ایجاد اجماعی جهانی علیه ایران است. این اقدام به معنای به خطر انداختن اقتصاد جهانی است که وابستگی شدیدی به جریان آزاد انرژی دارد. قدرتهای بزرگ، از ایالات متحده و اتحادیه اروپا گرفته تا چین، که حتی در برخی موارد روابط اقتصادی با ایران دارند، چنین اقدامی را تهدیدی مستقیم علیه منافع خود تلقی خواهند کرد. این اجماع میتواند به سرعت به تحریمهای اقتصادی فلجکننده، انزوای دیپلماتیک و حتی عملیات نظامی هماهنگ علیه ایران منجر شود. تجربه تاریخی نشان داده که قدرتهای غربی، بهویژه ایالات متحده، از چنین فرصتهایی برای توجیه مداخلات نظامی یا فشارهای حداکثری استفاده میکنند. در چنین سناریویی، ایران بهعنوان یک «تهدید جهانی» معرفی شده و احتمالا در معرض حملاتی گستردهتر و ویرانگرتر از حمله قبلی قرار خواهد گرفت. علاوه بر این، بستن تنگه هرمز میتواند تمامیت ارضی ایران را به خطر اندازد. جزایر سهگانه (تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی)، که از نظر تاریخی و حقوقی بخشی جداییناپذیر از خاک ایران هستند، همواره مورد طمع برخی کشورهای منطقه، بهویژه امارات متحده عربی، بودهاند. طرح یا اجرای چنین اقدامی میتواند بهانهای برای این کشورها فراهم کند تا با حمایت قدرتهای غربی، ادعاهای ارضی خود را با شدت بیشتری پیگیری کنند. در بدترین حالت، این موضوع ممکن است به تحرکات نظامی یا فشارهای دیپلماتیک برای تضعیف حاکمیت ایران بر این جزایر منجر شود. از دست دادن این جزایر، که نقاط کلیدی برای کنترل خلیج فارس هستند، نهتنها ضربهای به تمامیت ارضی ایران خواهد بود، بلکه نفوذ ژئوپولیتیک ایران را برای دههها تضعیف خواهد کرد.
در سطح منطقهای، طرح بستن تنگه هرمز میتواند به اتحاد کشورهای حاشیه خلیج فارس علیه ایران منجر شود. این کشورها، که اقتصادشان به شدت به صادرات نفت و گاز از طریق این آبراه وابسته است، چنین اقدامی را تهدیدی مستقیم علیه منافع خود میدانند. این موضوع میتواند به تشکیل ائتلافهای ضدایرانی با حمایت ایالات متحده و اسرائیل منجر شود و حتی کشورهایی مانند قطر یا عمان، که روابط نسبتاً دوستانهای با ایران دارند، را تحت فشار قرار دهد تا از ایران فاصله بگیرند. این انزوای منطقهای دقیقاً همان هدفی است که دشمنان ایران سالهاست از طریق دیپلماسی، جنگ روانی و تحریکات منطقهای دنبال میکنند. در واقع، طرح این موضوع میتواند بهعنوان یک تله ژئوپولیتیک عمل کند که ایران را به دشمن مشترک منطقه تبدیل کرده و به کشورهای رقیب بهانهای برای پیشبرد پروژههایی مانند تشکیل ائتلافهای نظامی جدید علیه ایران بدهد.
در داخل کشور نیز تبعات اقتصادی و اجتماعی بستن تنگه هرمز به شدت بحرانزا خواهد بود. در شرایطی که اقتصاد ایران تحت فشار تحریمها و مشکلات ساختاری قرار دارد، افزایش قیمت سوخت، مواد غذایی و کالاهای اساسی میتواند نارضایتی عمومی را به اوج برساند. این وضعیت، زمینه را برای ناآرامیهای اجتماعی فراهم میکند و دشمنان ایران، از این فرصت برای تحریک و حتی تقویت گسل های داخلی از جمله جریانهای تجزیهطلب در مناطق مرزی بهرهبرداری خواهند کرد. این بحرانهای داخلی میتوانند انسجام ملی ایران را به خطر انداخته و به بیثباتی بلندمدت منجر شوند.
از منظر ژئوپولیتیک، ایران، بهعنوان یک قدرت منطقهای با تاریخ و تمدنی غنی، جایگاه خود را از طریق دیپلماسی هوشمند، نفوذ فرهنگی و توان نظامی حفظ کرده است. اما بستن تنگه هرمز یا حتی تهدید به آن، این جایگاه را به شدت تخریب میکند و ایران را از یک بازیگر منطقی به یک عامل بیثباتکننده تبدیل میکند. چنین اقدامی نهتنها به منافع ملی ایران خدمت نمیکند، بلکه میتواند بهعنوان یک تله ژئوپولیتیک، دشمنان ایران را در موقعیت برتری قرار دهد تا اهداف خود را علیه این کشور پیش ببرند. ایران شایسته تصمیماتی است که عزت و اقتدار آن را در منطقه و جهان حفظ کند، نه اقداماتی که به دست خود، کشور را در دام دشمنان گرفتار کند. دیپلماسی فعال، تصمیمگیری عقلانی و اجتناب از اقدامات احساسی یا نسنجیده، تنها راه تضمین آیندهای امن و قدرتمند برای این سرزمین کهن است.