مقالات اعضا

از موازنه به هژمونی: تحول دکترین امنیتی اسرائیل و چالش‌های منطقه‌ای

✍🏻دکتر زینب تبریزی- مدیر دپارتمان مسایل ژئوپولیتیک و استراتژیک انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا

دولت اسرائیل از بدو تأسیس در سال ۱۹۴۸، به دلیل موقعیت جغرافیایی و جایگاه ژئوپولیتیک حساس خود، درگیر تنش‌های متعدد با کشورهای همسایه و بازیگران منطقه‌ای بوده است. تاریخچه درگیری‌های این کشور، از جنگ یوم کیپور در سال ۱۹۷۳ با مصر و سوریه تا جنگ ۱۲ روزه با ایران، نشان‌دهنده رویکردی تهاجمی است که نه‌تنها به دنبال حفظ امنیت، بلکه در پی تثبیت جایگاه اسرائیل به‌عنوان قدرت برتر منطقه است. دکترین امنیتی اسرائیل که در ابتدا بر موازنه قدرت و توافق‌نامه‌هایی مانند کمپ دیوید با مصر استوار بود، تحت تأثیر تحولات منطقه‌ای مانند بهار عربی، توافق هسته‌ای ایران، و افزایش نفوذ ترکیه، به سمت هژمونی‌طلبی حرکت کرده است. این تغییر، اسرائیل را به بازیگری تهاجمی‌تر تبدیل کرده که به جای خنثی‌سازی تهدیدات، به دنبال تضعیف رقبا و ایجاد برتری نظامی و سیاسی است.

با توجه به این الگو، احتمال ایجاد تنش با ترکیه، که به دلیل سیاست خارجی فعال خود در مدیترانه شرقی، قفقاز، و خاورمیانه به بازیگری کلیدی تبدیل شده، دور از انتظار نیست. روابط شکننده اسرائیل و ترکیه، به‌ویژه بر سر مسئله فلسطین، می‌تواند زمینه‌ساز تقابل باشد. در این راستا، اسرائیل ممکن است از کردها، با توجه به پراکندگی جغرافیایی و مطالبات تاریخی آن‌ها برای خودمختاری، به‌عنوان اهرمی برای فشار بر ایران و ترکیه استفاده کند. حمایت‌های پیشین اسرائیل از کردها در عراق، این سناریو را محتمل‌تر می‌کند. با این حال، پیچیدگی‌های ایدئولوژیک و سیاسی ایران، با سیاست خارجی چندلایه و حمایت از گروه‌های مقاومت، اسرائیل را در تحلیل رفتار این رقیب دچار سردرگمی کرده و برنامه‌ریزی استراتژیک آن را دشوار ساخته است.

اسرائیل، با وجود توان نظامی پیشرفته، از تنهایی استراتژیک رنج می‌برد و به شرکای قابل اعتماد نیاز دارد. توافق‌نامه‌های عادی‌سازی مانند پیمان ابراهیم با امارات و بحرین تلاشی برای رفع این انزوا بوده، اما بازسازی نظم منطقه‌ای از طریق قدرت‌گیری ایران یا ترکیه می‌تواند برای اسرائیل مخاطره‌آمیز باشد. این تناقض بین نیاز به همکاری و نگرانی از قدرت رقبا، اسرائیل را در موقعیتی شکننده قرار داده است. به نظر می‌رسد سیاست‌های تهاجمی اسرائیل، هرچند در کوتاه‌مدت دستاوردهایی داشته، در بلندمدت می‌تواند بی‌ثباتی منطقه‌ای را تشدید کند و آینده سیاست‌های این کشور را به موضوعی کلیدی برای تحلیل تبدیل کرده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *