✍🏻دکتر هاشم امیری- عضو دپارتمان نظام بین الملل انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا

در سپهر استراتژیک معاصر، جغرافیا همچنان بهعنوان یکی از ارکان بنیادین تحلیلهای نظام جهانی جایگاه ویژهای دارد. جغرافیا فراتر از ویژگیهای فیزیکی زمین و منابع طبیعی، تأثیرات عمیقی بر سیاست، اقتصاد و فرهنگ ملتها بر جای میگذارد. این مفهوم در تحلیل روابط بینالملل و تدوین استراتژیهای امنیتی کشورها نقشی تعیینکننده ایفا میکند. در این چارچوب، نظریه ریملند نیکلاس اسپایکمن، که در نیمه نخست قرن بیستم ارائه شد، بهعنوان ابزاری کلیدی برای فهم پویاییهای قدرت جهانی، بهویژه در زمینه مهار قدرتهای بزرگ نظیر اتحاد جماهیر شوروی، از اهمیتی بیبدیل برخوردار بوده است.
با نشانههای فزایندهای از جابهجایی کانون قدرت جهانی بهسوی چین، به نظر میرسد هارتلند جدیدی با محوریت این قدرت نوظهور در حال شکلگیری است. ظهور چین بهعنوان یک غول اقتصادی و نظامی، نظریه ریملند را به ابزاری کارآمد برای تبیین نظام نوین جهانی بدل کرده است. موقعیت استراتژیک مناطق ریملندی، همواره کانون استراتژیهای ژئوپولیتیکی ابرقدرتها برای حفظ هژمونی و مهار رقبا بوده است.
چنانچه ایالات متحده در راستای مهار هارتلند نوین، استراتژی مشابهی با رویکرد خود در قبال هارتلند پیشین (شوروی) اتخاذ کند، یکی از راهبردهای محتمل، تشکیل ائتلافی از کشورهای منطقهای و فرامنطقهای خواهد بود. این ائتلاف میتواند با تقویت همکاریهای نزدیک، منافع مشترک را پیش ببرد و در برابر نفوذ فزاینده چین و دیگر قدرتهای رقیب مقاومت کند. چنین ائتلافی ممکن است شامل کشورهای خاورمیانه، آسیای مرکزی و حتی برخی قدرتهای غربی باشد که به دنبال حفظ ثبات و امنیت منطقهای هستند. اعضای این ائتلاف میتوانند از طریق تبادل اطلاعات، گسترش همکاریهای اقتصادی و نظامی، و تدوین استراتژیهای مشترک، به تقویت جایگاه خود بپردازند.
در این میان، ایران بهعنوان کشوری کلیدی در کانون ریملند نوین، نقشی محوری ایفا میکند. موقعیت جغرافیایی بیهمتای ایران، که آن را به پلی استراتژیک میان آسیا و اروپا بدل کرده، از منظر ایالات متحده، که در پی مهار جاهطلبیهای اقتصادی و سیاسی چین است، اهمیتی حیاتی دارد. بااینحال، همین موقعیت ممتاز در مسیر ابتکار «یک کمربند، یک جاده» چین، که به دنبال ایجاد شبکهای از زیرساختها برای تسهیل تجارت و حملونقل از آسیای شرقی تا فراآتلانتیک است، میتواند با گشودن کریدورهای دسترسی چین به جهان، چالشهای ایالات متحده را در اجرای استراتژی مهار دوچندان کند.
بر این اساس، تحولات اخیر در سیاستهای جهانی و چشمانداز ریملندی ابرقدرتها، جایگاه ایران را بهعنوان بازیگری محوری در ریملند نوین احیاء و تثبیت کرده است. این موقعیت، روابط ایران با ابرقدرت کنونی (ایالات متحده) و قدرت بالقوه آینده (چین) را در ابعاد ژئوپولیتیک، دیپلماتیک، اقتصادی و امنیتی بهشدت تحت تأثیر قرار خواهد داد.
این وضعیت پیچیده، نیازمند تحلیل عمیق و همهجانبه از سوی نهادهای سیاسی و کارشناسان است تا برنامههای مؤثری برای مدیریت چالشها و بهرهبرداری از فرصتهای پیشرو تدوین شود. تنها با درک دقیق پویاییهای جهانی و پیامدهای آن بر منطقه، میتوان آیندهای پایدار و متوازن برای ایران و تعاملاتش با قدرتهای بزرگ رقم زد.
* این یادداشت در مهر ماه ۱۴۰۳ تقریر شده است..