اخبار همایش ها و نشست ها

گزارش نشست بازاندیشی پیوند امنیت ملی و توسعه در غرب آسیا

 

نشست بازاندیشی پیوند امنیت ملی و توسعه در غرب آسیا: تحلیلی بر مبانی ثبات و همبستگی در پرتو تحولات نوپدید، با سخنرانی دکتر محمد حسن نامی، دکتر فتح الله کلانتری، دکتر افشین زرگر، دکتر غلامرضا سلیمی و دکتر جلال الدین سلیمی با مدیریت ساحل عبداللهی منش عصر سه شنبه ۲۷ آبان‌ ماه ۱۴۰۴ در خانه اندیشه ورزان برگزار شد. گزارشی از این نشست در ادامه می آید:


سخنرانی مدیریت نشست : خانم ساحل عبداللهی منش پژوهشگردکتری روابط بین الملل دانشگاه تهران و دبیر دپارتمان سازمان های منطقه ای و بین المللی انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا

مقوله امنیت در غرب آسیا همواره با خشونت، جنگ و رقابت ژئوپلیتیکی قدرت های بزرگ گره خورده است. با وجود اینکه برخی تحلیلگران امنیت را حوزه ای سیاسی و توسعه را مسلئه اقتصادی می دانند، این دو از یکدیگر قابل تفکیک نیستند و هرگونه جداسازی آنها تنها به خطای راهبردی منجر خواهد شد. تعارض میان گفتمان امنیت محور و گفتمان توسعه گرا، مانع شکل گیری انسجام کنطقه ای و تحقق اهداف برنامه های توسعه میان ایران و کشورهای غرب آسیا شده است. نتیجه چنین شکافی، افزایش  بی ثباتی، تشدید تنش ها و بازتولید چرخه های خشونت است ، روندی که در نهایت منافع ملی کشورهای منطقه را تضعیف می کند و تنها به تسریع بازی قدرت میان بلوک های شرق و غرب منجر خواهد شد، بی آنکه دستاوردی واقعی برای کشورهای غرب آسیا ایجاد کند. تحلیل مسائل غرب آسیا بدون درک درهم تنیدگی امنیت و توسعه ممکن نیست و شکل دهی به یک چارچوب مشترک فهم، می تواند به سیاستگذاری دقیق تر و موثرتر در این حوزه ها کمک کند.

بخش اول : سخنرانی دکتر محمد حسن نامی استاد دانشگاه علوم و فنون فارابی و مشاور و دستیار ویژه وزیرکشور

غرب آسیا یکی از پیچیده ترین مناطق ژئوپلیتیکی جهان است که امنیت و توسعه رابطه ای دوسویه و تاثیرگذار دارند. در رویکر امنیت محور، تثبیت امنیت پیش نیاز توسعه است و در رویکرد توسعه محور، توسعه اقتصادی و اجتماعی موجب امنیت پایدار می شود. چرخه ناامنی موجب توقف سرمایه گذاری می شود که باعث فقر و بیکاری می شود. کشورهای خلیج فارس مثل امارات، قطر و عربستان نمونه های موفق پیوند توسعه و امنیت هستند که با رویکرد تمرکز در ثبات سیاسی و تنوع اقتصادی یکدیگر تاثیرگذار بوده است. راهکار تقویت پیوند امنیت و توسعه همگرایی اقتصادی منطقه ای باعث می شود به سمت حکمرانی خوب و عدالت اجتماعی، پیشرفت های علمی و دفاعی و کاهش تنش های منطقه ای حرکت کنیم. در تحقیقاتی که در رابطه با توسعه و امنیت انجام شده است به این نتیجه رسیده اند که ویژگی های عارض شده از توسعه نیافتگی این گروه از کشورها، بستر برای ایجاد ناامنی بوده و به تعبیر دیگر توسعه لازمه و پیش شرط امنیت ملی است. جهان سوم در حوزه های اقتصادی، سیاسی، و نظامی با پیامدهای توسعه نیافتگی به عاملی برای تهدید امنیت ملی در بعد داخلی و خارجی تبدیل شده است . مک نامار می گوید میان عدم امنیت و عقب افتادگی اقتصادی رابطه تنگاتنگ وجود دارد و وی معتقد است ریشه هرگونه عدم امنیت و بی ثباتی فقر است. امنیت ملی علاوه بر توسعه با عدالت سرزمینی نیز رابطه مستقیم دارد چنانکه نابرابرهای اقتصادی و رفاهی بین مناطق مرکزی، پیرامونی ، شهری و روستایی می توانند شکاف های سیاسی را عنیق کنند و نارضایتی ناحیه ای را تغذیه کنند.بدیهی است هرچه شکاف بین دولت و ملت زیادتر شود ضریب امنیت ملی نیز پایین تر آمده و در این صورت آسیب پذیری امنیت ملی از تهدید و تهاجم خارجی نیز بیشتر می شود.

بخش دوم : سخنرانی دکتر فتح الله کلانتری استاد دانشگاه عالی دفاع ملی :

سه مدل توسعه داریم : اول توسعه امنیتی ، دوم امنیتی توسعه ای ،  سوم ترکیبی

مدل توسعه در غرب و شمال غرب توسعه ای – امتیاز است  اما در شرق و جنوب شرق کشور مدل امنیتی – توسعه ای است. در جنوب و جنوب غرب کشور مدل توسعه ترکیبی است. توسعه در ایران امنیت ایجاد کرده و ظرفیت در زیرساختهای اقتصادی شکل گرفته است مثلا در خوزستان توسعه ترکیبی است و درآنجا توسعه درهم تنیده شده و تهدیدات در خوزستان ملی قلمداد می شود . بدترین مدل ممکن برای پیشروی دشمن به مسائل داخلی همین  جنگ اجتماعی است که مردم را از داشتن روحیه ملی و امیدواری به سمت پیشرفت و توسعه متوقف می کند . رویکرد ملی جمهوری اسلامی ایران را باید توسعه امنیتی کنیم و گفتمان ایجابی و امنیت محور باشد و همین طور توسعه باید در خدمت امنیت باشد . سیاست خارجی ایران باید توسعه محور باشد . سیاست خارجی آمریکا  صلح از طریق قدرت است و سیاست خارجی اروپایی ها صلح از طریق دیپلماسی است همه کشورها تمایل دارند با چین کار کنند، چون از طریق قدرت اقتصادی وارد صحنه بین الملل شده است . استراتژی جمهوری اسلامی ایران براساس مقاومت و یکپارچگی و وحدت گرایی شکل گرفته است که همین باعث پشتوانه مردمی شده است . اما رژیم صهیونیستی استراتژی ترور و حذف را دنبال می کند. بیشتر کشورها روش صلح از طریق قدرت را دنبال می کنند و اینکار سبب تهدید مشترک جهان اسلام خواهد شد . بحث خاورمیانه بزرگ و عمق استراتژیک که آمریکا از سالها پیش نقشه را کشیده است از طریق متحدانش تا حدی توانسته عملیاتی کند. برنده طرح صلح از طریق قدرت آمریکا و اسرائیل هستند . جهان اسلام باید صلح از طریق مقاومت و وحدت را پیگیری کند تا جلوی تحرکات آمریکا و اسرائیل گرفته شود . آمریکایی ها دارند تصویری از ضعیف شدن ایران را در جهان نشان می دهند تا دوقطبی سازی در داخل کشور که عامل بی ثباتی و عدم همبستگی ملی است را تداوم بدهند .

بخش سوم : سخنرانی دکتر افشین زرگر دانشیار روابط بین الملل دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج

دولت سازی – ملت سازی و روابط بین الملل : نبود پاسخگویی و مشارکت محور در منطقه غرب آسیا را شاهد هستیم و نمره دموکراسی بسیار پایینی به کشورهای غرب آسیا می دهم . سو مدیریت در دهه ها در غرب آسیا به وجود آمده اسست و چرخه ناامنی و بی ثباتی در غرب آسیا شکل گرفته است . عدم توسعه در غرب آسیا موجب ناامنی شده است و عدم فرآیند دولت و ملت سازی در غرب آسیا وجود دارد . از سال 2012 موج مهاجرت از سوریه به کشورهای اروپایی رخ داده و نموج افراط گرایی در غرب آسیا در رسانه های جهان شهره هستند . تهدیدات امنیت ملی و ژئوپلیتیکی و معماری منطقه ای از معضلات منطقه غرب آسیا است . سه سناریو در آینده غرب آسیا وجود دارد : اول اینکه خوشبینانه است و به تدریج دولت و ملت شکل شکل می گیرد و رشد اقتصادی خواهیم داشت و مانند خاورمیانه شبیه شرق آسیا می شویم که این سناریو خیلی بعید است . سناریو دوم میانه است و واقع بینانه و در برخی از کشورها اصلاحات انجام می شود و به تدریج مدیریت می شوند اما دولتها قوی نمی شوند و گروه ها مسلح باقی می مانند و اقتصادها رشد نامتعادل می کند . سناریو سوم بدبینانه است ، دولتها تجزیه می شوند ، بازترسیم ژئوپلیتیکی کشورها را خواهیم داشت ، تشدید فروپاشی قومیت ها ، جنگ های نیابتی و موج مهاجرت گسترده به اروپا و آمریکا و بازپروری تروریسم منطقه ای و بی ثباتی گسترده شکل خواهد گرفت.

بخش چهارم : سخنرانی دکتر غلامرضا سلیمی استادیار دانشگاه عالی دفاع ملی و معاون ستاد علم و فناوری شورای عالی انقلاب فرهنگی

نظریه حکمرانی، ضرورت عبور از دوگانه سازی در حکمرانی

در فضای فکری و سیاسی ایران، دوگانه هایی مانند آرمان گرایی یا واقع گرایی، مدرن یا پست مدرن، اصولگرا یا اصلاح طلب، جنگ یا صلح و توسعه یا امنیت. سال ها محل نزاع بوده اند. اما واقعیت این است که این دوگانه ها بیش از آنکه حاصل اختلافات نظری باشند، ریشه در تفاوت های شخصیتی و سبک های شناختی افراد دارند. هردو نگاه ، بسته به شرایط، می توانند کارآمد یا ناکارآمد باشند. به همین دلیل اصل بنیادین آن است که هرجا امکان جمع و تلفیق وجود دارد، حذف و تقابل جایگاهی ندارد. یکی از چالش های ما در حکمرانی، نبود یک نظریه جامع و بومی است که بتواند مفاهیم کلیدی مانند: توسعه و امنیت را دقیق تعریف و رابطه آنها را روشن کند. نتیجه این خلا نظری، نوعی سیساست گذاری پراکنده، مقطعی و واکنشی است که اجازه نمی دهد کشور به سمت تثبیت یک الگوی پایدار حرکت کند. امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند آن هستیم که تعریف بومی، جامع و پایدار خود را از توسعه و امنیت ارائه کنیم، تعریفی که هم با واقعیت های داخلی سازگار باشد و هم با تحولات جهانی. الگوی مطلوب ما ( پیشرفت ) پایدار است.، الگویی که محور آن امنیت نرم و اجتماعی شده است. امنیتی که بر رضایت مردم، عدالت، رفع فقر، مشارکت اجتماعیو انسجام ملی تکیه دارد.و نه صرفا بر ابزارهای سخت افزاری. در جهان جدید، فناوری به مهمترین سازنده امنیت تبدیل شده است. از هوش مصنوعی و فضای سایبری گرفته تا فناوری های نوظهور دفاعی، همه این ها به کشورها امکان  می دهد امنیت خود را با کمترین هزینه و بیشترین بازدارندگی تامین کنند. تجربه قدرت های بزرگ نیز نشان می دهد سرمایه گذاری هدفمند در فناوری های نوین، امنیت ملی را از سطح حفاظتی به سطح راهبردی ارتقا می دهد. برای ساختن اینده، باید از منازعه های بی پایان دوگانه ها فاصله گرفت و به سمت ترکیب خلاقانه رویکردها رفت. حکمرانی امروز نیازمند تفکر سیستمی ، نظریه پیچیدگی، مسئله محوری در کف میدان، بهره گیری از ظرفیت های مردمی و تقویت گفتمان انقلاب اسلامی است. تنها در این صورت است که می توان مسیر کشور را به سمت یک پیشرفت پایدار و امنیت پایدار هدایت کرد.

بخش پنجم : سخنرانی دکتر جلال الدین سلیمی مدیر دپارتمان سازمان های منطقه ای و بین المللی انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا و کارشناس و تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل

بحث امنیت ملی و حفظ آن یکی از وظایف اصلی و مهم دولت ها است . امنیت ملی از چنان جایگاهی در میان دولتها برخوردار است که می شود گفت : یکی از مهمترین آن مسائل سیاستگذاری است و حفظ و تامین امنیت ملی ضرورتی انکارناپذیر و اجتناب ناپذیر برای تمامی دولتها در اشکال مختلف است ، به گونه ای که فقدان امنیت ملی به معنی عدم حیات ملی ، سرمینی و جمعیتی کشورها محسوب می شود. رابطه و جایگاه دو مولفه امنیت ملی و توسعه نقش مهمی در فهم تحلیل سیاست داخلی و سیاست خارجی دولتها دارد . پیشرفت دولتها در مدیریت مسائل اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی ، روابط خارجی ، امنیتی و فرهنگی همگی با رویکرد نقش امنیت ملی در توسعه دولتها شکل می گیرد. امنیت ملی در توسعه دولتها باعث تعامل و همکاری می شود که نهایتا به جکمرانی خوب که شامل مشارکت محوری ، حکومت قانون ، کارآمدی و کارآیی ، شفافیت و پاسخگویی منجر خواهد شد . امنیت ملی ضامن توسعه پایدار کشور در سطح داخلی و بین المللی می شود که می توان از از طریق ظرفیت ها ، قابلیت های تولید و بازتولید خلاقیت ، ثروت و قدرت و حیثیت ملی را فراهم کرد . امنیت ملی به مقوله های امنیت سیاسی که شامل نقاط قوت و ضعف و میزان مشروعیت دولت ، احزاب ، مساله قومیت ها و جامعه مدنی می شود . جمهوری اسلامی ایران نیاز به بازدارندگی اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، نظامی ، امنیتی و غذایی دارد تا تداوم اتحاد و همبستگی بین مردم جریان داشته باشد و از تمام توان خود از طریق دیپلماسی فعال و هوشمند جهت برقراری ارتباطات و مبادلات تجاری با کشورهای غرب آسیا و سایرهای کشورهای جهان استفاده کند تا بعنوان یک کشور قدرتمند و مستقل در فضای نظام بین الملل شناخته شود . ایران اگر بتواند روابط خارجی خود را با کشورهای جهان برقرار کند می تواند به کل کشورهای جهان ثابت کند که ایران هراسی و اسلام هراسی دروغی بزرگ است که از آمریکا و اسرائیل ، سازمان های بین المللی و برخی از کشورهای غربی مدعی مطرح شده است که واقعا این حرف حربه و فریبی است که قصد داشتند ایران را در فضای بین الملل تخریب کنند تا منافع ملی خودشان تامین و حفظ شود . ببینید امنیت غرب آسیا باید برای همکاری و هماهنگی بین هکه یا برخی از کشورها یک منطقه برای دستیابی به ثبات و همبستگی تلاش کند و بین آنها سازوکارهایی برای ایجاد اعتماد و مقابله با تهدیدات مشترک در سطوح داخلی و خارجی و ایجاد فرصت های برابر برای توسعه پایدار فراهم شود . ایده های مشترکی که می تواند غرب آسیا را امن کند مثل : امنیت درون زا و دسته جمعی ، هم افزایی اقتصادی ، کنترل رقابت های تسلیحاتی ، انتقال فناوری ، حل مسالمت آمیز اختلافات است که باعث می شود، یک دیدگاه استراتژیک عقلانیتی شکل خواهد گرفت که تمام منافع ملی همه کشورهای عضو منطقه غرب آسیا را تا سالهای زیادی تامین و حفظ کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *