مقالات اعضا

رویکرد هند نسبت به افغانستان در سایه تنش پاکستان و طالبان: توسعه‌طلبانه یا پیشگیرانه؟

✍🏼 احمدرضا طاهری، استاد دانشگاه و مدیر شعبه سیستان و بلوچستان انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا

روابط هند و طالبان همواره سرد و محدود بوده و از نگاه هند تاکنون توجیهی برای برقراری ارتباط دیپلماتیک با طالبان وجود نداشته است. این نگرش هند تا حد زیادی ناشی از رویکرد ایده‌آلیستی در سیاست خارجه بوده است؛ رویکردی که سیاست خارجی را بر اساس اصول اخلاقی، حقوق بشر، دموکراسی و عدالت شکل می‌دهد، نه فقط منافع مادی یا قدرت نظامی.

در مقابل، روابط پاکستان و طالبان طی تاریخ غالباً مثبت بوده و طالبان همواره مناسب‌ترین نوع حکومت در افغانستان از دید پاکستان بوده‌ است. با این حال، پس از به قدرت رسیدن طالبان در سال ۲۰۲۱، به‌واسطه تشدید تدریجی فعالیت‌های تروریستی تحریک طالبان در خاک پاکستان، امنیت این کشور به‌شدت آسیب دیده است. ازاین‌رو، پاکستان در ماه‌های اخیر فشار زیادی بر طالبان افغانستان وارد کرده تا با تحریک طالبان مقابله کند؛ امری که به دلایل متعدد (خارج از چارچوب این متن) برای طالبان افغانستان عملاً ناممکن بنظر می‌رسد.

پاکستان که زمانی بر طالبان سرمایه‌گذاری کرده بود و این گروه را ابزاری مهم برای تأمین منافع خود در منطقه—به‌ویژه در برابر تهدید هند—می‌دانست، اکنون با وضعیتی روبه‌روست که معادلات آن را به‌هم ریخته و موجب نگرانی جدی در محافل سیاسی و امنیتی این کشور شده است. در واقع، در سال ۲۰۰۷ که فضای مناسبی برای رشد طالبانیزم در پاکستان شکل گرفته بود، تشکیلاتی تحت عنوان تحریک طالبان پاکستان تاسیس گردید که با گسترش نفوذ آن در پاکستان و افغانستان اکنون برای خود پاکستانی‌ها به یک چالش جدی تبدیل شده‌ است؛ چرا که این تشکیلات بدنبال ایجاد حکومتی مبتنی بر شریعت اسلامی در پاکستان است و به‌شدت با مرزبندی دیورند که به ضرر افغانستان بوده، مخالف است.

در طرف دیگر قضیه هند است؛ تا زمانی که ایالات متحده آمریکا در افغانستان حضور داشت، هند مطمئن بود که پاکستان و چین نمی‌توانند به‌راحتی از خاک افغانستان علیه منافع هند بهره‌برداری کنند. اما با خروج آمریکا در سال ۲۰۲۱ شرایط به نفع هند رقم نخورد. در چنین شرایطی، هند منافع خود را در معرض تهدید می‌بیند و لذا به این جمع‌بندی رسیده که باید با یک رویکرد رئالیستی به مسئله بنگرد و روابط سازنده‌ای با طالبان برقرار کند.

این نزدیکی برای طالبان نیز سودمند است؛ زیرا با توجه به تنش فعلی میان طالبان و پاکستان، طالبان از سوی ارتش و دستگاه امنیتی پاکستان احساس خطر می‌کند. در صورتی که دو طرف بر سر کنترل یا مهار تحریک طالبان به توافق نرسند، احتمال تلاش پاکستان برای سرنگونی حکومت طالبان در افغانستان نیز وجود دارد. البته این‌که پاکستان به‌تنهایی بتواند طالبان را در افغانستان سرنگون کند، تقریباً غیرعملی است؛ زیرا وارد اقدامی می‌شود که بزرگ‌تر از توان و ظرفیتش است و ممکن است به پیامدهای سنگینی برای خود پاکستان منجر شود. با این حال، پاکستان می‌تواند با جلب حمایت و هم‌پیمان‌سازی، به‌ویژه از طریق ورود دوباره به معامله با بازیگرانی مانند آمریکا و ایران، برای اعمال فشار بر طالبان تلاش کند. طالبان نیز با تجربه سقوط سال ۲۰۰۱ آموخته‌ است که تنش با بازیگران منطقه‌ای می‌تواند برای بقای سیاسی آنان خطرناک باشد و از این‌رو به روابط بهتر با هند و ایران تمایل نشان می‌دهد. در هر حال، اگر توافقی میان پاکستان و طالبان حاصل نشود و پاکستان نیز نتواند دست برتر را در برابر طالبان به دست گیرد، وضعیت امنیتی شکننده‌ای ایجاد خواهد شد و درگیری‌های فرسایشی میان دو طرف ادامه خواهد یافت.

با این حال، واکنش هند به تیرگی روابط طالبان و پاکستان در سال ۲۰۲۵ بسیار محتاطانه است. این احتیاط با الگوی کلی سیاست خارجی هند سازگار است؛ الگویی که معمولاً آهسته، سنجیده و کم‌ریسک است، به‌ویژه هنگامی که موضوع به پاکستان، چین یا دیگر قدرت‌های بزرگ مربوط باشد. علت این رویکرد صرفاً ژئوپولیتیکی نیست، بلکه به شرایط داخلی هند نیز بازمی‌گردد. هند کشوری وسیع و متنوع است و تنش‌های خارجی می‌توانند بر انسجام داخلی آن تأثیر بگذارند. از همین‌رو، سیاست خارجی هند—چه رسمی و چه غیررسمی—همواره با نگرانی از بی‌ثباتی داخلی و ضرورت حفظ وحدت ملی شکل می‌گیرد.

در قبال افغانستان، رویکرد هند نسبت به طالبان نیز بر پایه همین احتیاط تعریف می‌شود. هدف اصلی هند از تعامل با طالبان، مدیریت تهدیدها است نه گسترش نفوذ. هند تلاش می‌کند بدون تحریک چین و پاکستان، مانع تبدیل شدن خاک افغانستان به پایگاهی برای گروه‌های ضدهندی شود. به بیان دیگر، حضور هند در افغانستان بیش از آن‌که ماهیتی توسعه‌طلبانه داشته باشد، ماهیتی دفاعی و پیشگیرانه دارد.

هند آگاه است که نسبت به دیگر بازیگران منطقه‌ای مانند چین، پاکستان و ایران، جایگاه ضعیف‌تری در افغانستان دارد و این کشورها معمولاً در موضوع افغانستان با یکدیگر هماهنگ‌تر عمل می‌کنند. در عین حال، هند نسبت به تکیه کامل بر ایالات متحده نیز محتاط است؛ زیرا خروج ناگهانی آمریکا از افغانستان در سال ۲۰۲۱ به هند ثابت کرد که نمی‌توان روی آمریکا زیاد حساب کرد. هرچند هند روابط خوبی با آمریکا دارد، اما مراقب است که وابستگی بیش از حد به این کشور نداشته باشد؛ چرا که آمریکا نیز مانند هند یک دموکراسی است و در نظام‌های دموکراتیک تصمیمات تحت‌تأثیر آراء و منافع متنوع داخلی قرار می‌گیرد و همیشه قابل پیش‌بینی نیست.افزون بر این، هند به‌خوبی می‌داند که وضعیت سیاسی افغانستان ناپایدار است و تحولات در آن می‌توانند به‌سرعت و غیرقابل پیش‌بینی رخ دهند. بنابراین، از سرمایه‌گذاری سنگین و ریسک‌پذیری در محیطی با آینده نامطمئن خودداری می‌کند.

از نظر ایدئولوژیک و تاریخی نیز، هند متوجه است که طالبان به لحاظ فکری و سیاسی به پاکستان نزدیک‌تر است و تنش کنونی میان طالبان و پاکستان ممکن است موقتی باشد. از سوی دیگر، بی‌ثباتی سیاسی در افغانستان احتمال چرخش‌های سریع را افزایش می‌دهد و همین امر احتیاط هند را تقویت می‌کند.

از دید هند، گروه‌های شبه‌نظامی تحت حمایت پاکستان، نقش دستگاه امنیتی و اطلاعاتی پاکستان، و گسترش حضور چین در افغانستان همگی تهدیدات جدی هستند. بنابراین، تعامل هند با طالبان در اصل تلاشی برای کاهش این تهدیدات است—به‌ویژه کاستن از نفوذ انحصاری پاکستان و جلوگیری از بهره‌برداری نیروهای ضدهندی از خاک افغانستان. از این‌رو، هدف هند دستیابی به موقعیت برتر یا مسلط در افغانستان نیست، بلکه مدیریت تهدیدها و پیشبرد سیاستی محتاطانه در تعامل با قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی است، بدون آن‌که وارد تقابل یا اتحاد کامل شود.  هند تحولات جاری و چشم‌انداز آینده افغانستان را مبهم و همراه با عدم‌قطعیت بالا ارزیابی می‌کند. این وضعیت سبب شده تا در گسترش روابط، حضور سیاسی و سرمایه‌گذاری اقتصادی در افغانستان رویکردی محتاطانه و تدریجی اتخاذ کند، تا از هرگونه هزینه ناخواسته امنیتی و ژئوپولیتیکی پیشگیری کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *