مقالات اعضا

نسل Z و تجربه نخستین جنگ؛ تفاوت واکنش نسل جدید با نسل دفاع مقدس

سیدمحمود کمال‌آرا دانشجوی دکتری علوم‌سیاسی- مدیر دپارتمان جامعه شناسی سیاسی انجمن

هر نسلی با بحران‌های بزرگ تاریخی همانند رخدادهایی ناگهانی که هویت جمعی، نگاه به جهان و الگوهای رفتاری شناخته می‌شود که در دوران بلوغ فکری‌اش شکل می‌گیرد. برای نسل اول انقلاب، این حرکت بزرگ، دفاع مقدس بود که زیست‌جهان یک نسل را با مفاهیمی چون ایثار، جهاد، شهادت و همبستگی ملی پیوند زد. برای نسل جدید یا همان نسل Z تقابل میان جمهوری اسلامی ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی، نخستین تجربه ملموس از فضای جنگ و رویارویی مستقیم نظامی بود. این رویارویی فرصتی را از لنز جامعه‌شناسی سیاسی فراهم آورده تا در این یادداشت ضمن بررسی تفاوت واکنش ادراکی و رفتاری نسل جدید با نسل دوران دفاع مقدس در مواجهه با پدیده جنگ، این تفاوت‌ها را از لحاظ مؤلفه‌های جامعه‌شناختی مورد مطالعه قرار دهیم.

بستر رسانه‌ای متفاوت: از رادیو یک‌سویه تا جهان شبکه‌ای دوقطبی

نخستین و آشکارترین تفاوت میان دو نسل در اکوسیستم رسانه‌ای آن‌ها نهفته است. نسل دوران دفاع مقدس در بستری از رسانه‌های متمرکز و یک‌سویه همانند رادیو، تلویزیون و مطبوعات محدود زندگی می‌کرد که در آن دوران، مرز میان روایت خودی و دشمن کاملا واضح بود و اطلاعات از مجاری رسمی هدایت می‌شد و همبستگی اجتماعی حول یک روایت واحد شکل می‌گرفت. در مقابل، نسل Z در بستر رسانه‌های اجتماعی شبکه‌ای نظیر؛ توییتر، تلگرام، اینستاگرام و پیام‌رسان‌های بومی متولد و بزرگ شده است. در جنگ اخیر این نسل اخبار و اطلاعات را از میان سیل خروشان اخبار، شبه‌خبرها، ویدئوهای زنده از میدان نبرد، تحلیل‌های چندگانه و حتی فیک‌نیوزهای طراحی‌شده توسط ارتش‌های سایبری دریافت کرد و بنوعی برای نسل جدید، تجربه جنگ با ابزارهای «جنگ شناختی» گره خورده است. آن‌ها هم‌زمان با شلیک موشک‌ها، شاهد شلیک روایت‌های متضاد در بستر شبکه‌های اجتماعی بودند. این تفاوت رسانه‌ای باعث می‌شود که واکنش نسل جدید به جنگ، همراه با نوعی پرسش‌گری مداوم، سنجش منابع و گاهی سردرگمی ادراکی ناشی از بمباران اطلاعاتی باشد.

زبان ارتباطی و ساخت معنا: از رمانتیسیسم حماسی تا واقع‌گرایی انتقادی

برخی پژوهشگران معتقدند که نسل دفاع مقدس، معنای بحران و جنگ را در چارچوب یک «گفتمان حماسی معنوی» تعبیر می‌کرد که در آن نظام معنایی، سختی‌های جنگ، تحریم‌ها و کمبودها به عنوان ابتلائات الهی و فرصتی برای خودسازی روحی تعبیر می‌شد که زبان این نسل، زبانی سرشار از نمادهای مذهبی، استعاره‌های عاشورایی و فداکاری جمعی بود.

اما نسل Z، نسلی با گرایش به واقع‌گرایی و گاهی نگاه انتقادی است. این نسل به دنبال پیوندهای ملموس میان پدیده‌هاست و می‌خواهد بداند اقتدار نظامی چگونه امنیت معیشتی او را تضمین می‌کند و این تقابل چه تاثیری بر آینده شغلی، تحصیلی و ثبات اقتصادی کشور دارد. در طول جنگ اخیر، نسل Z واکنش خود را الزاما در قالب شعارهای سنتی نشان نداد و از ابزارهایی مانند طنز دیجیتال (میم‌ها)، تحلیل‌های کوتاه تصویری و گفت‌وگوهای تعاملی در کلاب‌ها و فضاهای مجازی استفاده کرد. بنابراین به معنای بی‌تفاوتی آن‌ها به سرنوشت کشور نبود و بنوعی نشان‌دهنده تغییر در «زبان ابراز همبستگی» است. تفکر انتقادی این نسل، آن‌ها را به سمت نوعی عقلانیت ابزاری و واقع‌بینانه سوق می‌دهد که در آن، کارآمدی عینی بر شعارهای ذهنی مقدم است.

سرمایه اجتماعی و الگوی مرجعیت

در دوران دفاع مقدس، نهادهای سنتی، خانواده، مساجد و شخصیت‌های کاریزماتیک سیاسی و مذهبی، مراجع اصلی هدایت افکار عمومی بودند و از طرفی اعتماد بالایی به تصمیمات فرماندهان وجود داشت و تصمیم‌گیری‌های کلان جنگ با پذیرش عمومی حداکثری همراه می‌شد. اما برای نسل Z، مراجع سنتی قدرت تا حدی اثربخشی گذشته خود را از دست داده و جای خود را به بلاگرها، تحلیل‌گران مستقل مجازی و هم‌ سن و سالان داده‌اند. بنظر می‌رسید در جنگ اخیر، دشمن تلاش کرد از همین نقطه ضعف استفاده کرده و با هدف قرار دادن مراجع فکری جوانان، آن‌ها را دچار ناامیدی کند و با این حال، تجربه نشان داد هرگاه رسانه‌های رسمی و نهادهای کشور با زبان خود این نسل (زبان داده‌محور، شفاف و غیر دستوری) صحبت کردند، توانستند مرجعیت اطلاعاتی را بازپس بگیرند. باید در نظر داشت برای همراه کردن نسل Z در بحران‌های ملی، نمی‌توان از ابزارهای تحکمی دهه های قبلی استفاده کرد و بازسازی سرمایه اجتماعی در میان این نسل نیازمند به رسمیت شناختن عاملیت و استقلال فکری آن‌هاست.

مقایسه تطبیقی در سطح بین‌الملل: نسل جدید آمریکا و بحران‌های خاورمیانه

تغییر رفتار نسلی در مواجهه با جنگ، پدیده‌ای جهانی است. نگاهی به جامعه آمریکا نشان می‌دهد که چگونه واکنش نسل جوان ملنیال‌ها و نسل Z به مداخلات نظامی این کشور با نسل‌های گذشته متفاوت است. در دوران جنگ ویتنام، اعتراضات نسل جوان اغلب خیابانی، متمرکز و حول محور مخالفت با سربازی اجباری بود. امروز اما مخالفت نسل جوان آمریکا با حمایت‌های واشنگتن از اسرائیل در جنگ غزه و لبنان، به شکل جنبش‌های شبکه‌ای، تحریم‌های دیجیتال شرکت‌های حامی اسرائیل و اشغال فضاهای دانشگاهی با تکیه بر مفاهیم حقوق بشری بروز می‌یابد. این نسل برخلاف نسل پدران خود که تحت تاثیر روایت‌های رسانه‌های جریان اصلی مانند سی‌ان‌ان و فاکس‌نیوز بودند، واقعیات را از قاب شبکه‌هایی چون تیک‌تاک تماشا می‌کند و به همین دلیل، زاویه دید کاملا متفاوتی نسبت به سیاست‌های جنگ‌طلبانه حاکمیت خود دارد.

راهکارهای مواجهه با ادراک نسل جدید در پسابحران اخیر

برای اینکه تجربه نخستین جنگ برای نسل Z ایران، به جای ایجاد اضطراب و گسست به تقویت انسجام و اقتدار ملی منجر شود، سیاست‌گذاران فرهنگی و رسانه‌ای باید رویکردهای خود را بازتعریف کنند. نسل Z با خطابه میانه خوشی ندارد و با ارائه اسناد، استدلال‌های منطقی اقناع‌شدنی است. با مرور این واقعیت که بازدارندگی نظامی محکم، پیش‌شرط هرگونه توسعه پایدار اقتصادی و رفاه اجتماعی است که نسل جدید به دنبال آن است.

با این همه می‌توان گفت نسل Z ایران در جنگ اخیر نشان داد که علیرغم تفاوت در زبان، ابزارهای ارتباطی و شیوه‌های تحلیل پدیده‌ها، در اصل صیانت از مرزها و تمامیت ارضی کشور با نسل‌های پیشین هم‌پیمان است. این نسل، جنگی متفاوت را در دنیای مجازی و حقیقی تجربه کرد و واکنش او نیز متناسب با ویژگی‌های عصر دیجیتال بود. بنابراین شناخت تفاوت‌های این نسل با نسل دفاع مقدس، فرصتی است تا با به‌روزرسانی ابزارها و گفتمان‌های رسانه‌ای، پایه‌های همبستگی ملی را در برابر تهدیدات پیچیده و نوین دشمنان، مستحکم‌تر از گذشته نماییم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *