✍🏻دکتر هاشم امیری- عضو دپارتمان نظام بین الملل انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا

حمله هوایی اسرائیل به دوحه، پایتخت قطر، عملیاتی بود که فراتر از یک اقدام نظامی صرف، بهعنوان یک ضربه راهبردی و هدفمند به ساختار مدیریت سیاسی جنبش حماس طراحی و اجرا شد. این حمله، که با دقت و برنامهریزی انجام گرفت، بخشی از یک استراتژی بلندمدت اسرائیل بود که هدف نهایی آن تسریع و تسهیل فرآیند الحاق غزه به قلمرو تحت کنترل اسرائیل است. از منظر تحلیلی، این اقدام میتواند بهعنوان “تیکه آخر پازل” در نقشهای کلان برای بازتعریف وضعیت ژئوپولیتیکی غزه ارزیابی شود.
حماس، بهعنوان یکی از مهمترین گروههای مقاومت فلسطینی، نهتنها به دلیل توان نظامی، بلکه بهواسطه ساختار سیاسی منسجم خود، سالها در برابر فشارهای اسرائیل ایستادگی کرده است. رهبران حماس، که در دوحه مستقر بودند، نقش کلیدی در هماهنگی فعالیتها، مدیریت دیپلماتیک و حفظ ارتباطات بینالمللی این گروه داشتند. حمله به دوحه، با هدف قرار دادن این رهبران، تلاشی برای قطع شریان حیاتی مدیریت سیاسی حماس بود. این اقدام، غزه را بهسمت وضعیتی سوق میدهد که از نظر اسرائیل میتوان آن را “زمینی بدون دولت” توصیف کرد؛ منطقهای بدون ساختار سیاسی سازمانیافته که تصرف و تسلط بر آن برای اسرائیل آسانتر و کمهزینهتر خواهد بود.
از منظر استراتژیک، این حمله نشاندهنده تغییر رویکرد اسرائیل از رویاروییهای نظامی مستقیم به عملیاتهای هدفمند با پیامدهای سیاسی و جغرافیایی عمیق است. اسرائیل با این اقدام نهتنها به دنبال تضعیف و کنارزدن حماس، بلکه به دنبال بازنویسی قواعد بازی در غزه است. غزهای که از مدیریت سیاسی و مقاومت سازمانیافته تهی شود، به زمینی تبدیل میشود که اشغال کامل آن، چه از طریق الحاق رسمی یا کنترل غیرمستقیم، برای اسرائیل عملیتر خواهد بود. این استراتژی همچنین با هدف کاهش فشارهای بینالمللی و داخلی بر اسرائیل طراحی شده است، زیرا غزه بدون رهبری منسجم، توانایی کمتری برای جلب حمایت جهانی یا سازماندهی مقاومت مؤثر خواهد داشت.
علاوه بر این، انتخاب دوحه بهعنوان هدف حمله، پیامی روشن به بازیگران منطقهای و بینالمللی دارد. قطر، بهعنوان میزبان رهبران حماس و میانجیگر در مذاکرات منطقهای، از سوی اسرائیل بهعنوان یکی از حامیان غیرمستقیم مقاومت فلسطینی دیده میشود. این حمله میتواند تلاشی برای تضعیف نقش قطر در معادلات منطقهای و ارسال هشداری به دیگر بازیگرانی باشد که از حماس یا دیگر گروههای مقاومت حمایت میکنند.
در مجموع، حمله ۱۸ شهریور ۱۴۰۴ به دوحه، نقطه عطفی در استراتژی اسرائیل برای بازسازی نقشه سیاسی و جغرافیایی غزه است. این اقدام، با حذف ستون فقرات سیاسی حماس، غزه را بهسمت وضعیتی شکننده و آسیبپذیر سوق میدهد که در آن، اسرائیل میتواند با کمترین مقاومت، پروژه الحاق یا کنترل کامل را پیش ببرد. این حمله نهتنها یک عملیات نظامی، بلکه گامی حسابشده در یک بازی پیچیده ژئوپولیتیکی است که پیامدهای آن میتواند آینده منطقه را به شکلی عمیق تحت تأثیر قرار دهد.