حدیث زاهدی- مدیر دپارتمان محیط زیست انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا

غرب آسیا، قلب تپنده انرژی جهان، در کنار ذخایر عظیم نفت و گاز و تنوع طبیعی چشمگیر، امروز بیش از هر زمان دیگری با چالشهای زیستمحیطی و منابعی روبهروست. نزدیک به ۴۰۰ میلیون نفر در این منطقه با کمآبی دستوپنجه نرم میکنند و بسیاری از کشورهای آن حتی به مرز «کمآبی مطلق» رسیدهاند. همزمان، گرمایش اقلیمی در این بخش از جهان سریعتر از میانگین جهانی در حال رخ دادن است و پیامدهایی چون خشکسالیهای پیاپی، کاهش امنیت غذایی و افزایش موجهای گرما را به همراه آورده است. یکی از حساسترین مسائل، مدیریت آب و حوضههای مشترک است. رودخانههایی چون دجله، فرات، ارس و کارون برای کشاورزی و صنعت حیاتیاند، اما پروژههای گسترده سدسازی در کشورهای بالادست، از جمله ترکیه و ایران، جریان طبیعی آنها را تغییر داده و به تشدید بحران کمآبی در عراق و سوریه منجر شده است. خشک شدن تالابها و رودخانهها نیز آثار مخربی بر محیط زیست و سلامت عمومی بر جای گذاشته، بهویژه با گسترش ریزگردها و تهدید زیستبومهای حساس.
در کنار بحران آب، انرژیهای فسیلی همچنان مهمترین ابزار قدرت ژئوپلیتیک در منطقه محسوب میشوند. بیش از ۴۰ درصد صادرات نفت جهان از مسیر خاورمیانه انجام میشود و هر اختلالی در گذرگاههایی مانند تنگه هرمز میتواند پیامدهای اقتصادی و امنیتی گستردهای در سطح جهان داشته باشد. همین واقعیت سبب شده که منطقه همواره در معرض رقابتهای قدرتهای بزرگ و نظامیسازی منابع انرژی باشد. از منظر زیستمحیطی، تنوع طبیعی غرب آسیا با تهدیدی جدی روبهروست. جنگلهای زاگرس و هیرکانی، تالابهای بینالمللی و اکوسیستمهای دریایی خلیج فارس و دریای خزر زیر فشار تغییر کاربری زمین، آلودگی نفتی و بهرهبرداری بیرویه در معرض نابودی قرار گرفتهاند. این روند نهتنها محیط زیست، بلکه معیشت جوامع محلی و امنیت غذایی را نیز تهدید میکند.
با وجود این چالشها، ظرفیتهای بزرگی هم در دل منطقه نهفته است. انرژی خورشیدی و بادی در کشورهایی چون ایران، عراق و اردن میتواند بستر مناسبی برای کاهش فشار بر منابع فسیلی و توسعه همکاریهای فناورانه و اقتصادی باشد. اگر حکمرانی علمی و همکاریهای منطقهای شکل بگیرد، همین فرصتها میتوانند موتور محرک توسعه پایدار و صلح باشند. مطالعات موردی نشان میدهد منابع طبیعی میتوانند هم به بستر منازعه و هم به زمینه همکاری تبدیل شوند. پروژههای سدسازی ترکیه بحران آب عراق و سوریه را تشدید کرده و خشک شدن تالابهای ایران موج ریزگردها را افزایش داده است. در سوی دیگر، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و همکاری در مدیریت حوضههای آبریز میتواند منافع مشترک ایجاد کند و زمینهساز کاهش تنشها باشد.
ایران با ظرفیتهای بالای انرژیهای پاک، تجربه مدیریت منابع و دیپلماسی منطقهای، این امکان را دارد که نقشی کلیدی در شکلدهی به همکاریهای منطقهای ایفا کند. فعالسازی نهادهای همکاری همچون سازمان اکو، سازمان همکاری اسلامی یا چارچوبهای جدید منطقهای، میتواند فرصتی برای تبدیل تهدیدها به بستری برای ثبات و توسعه فراهم کند. سناریوهای آینده غرب آسیا متفاوتاند. در بدبینانهترین حالت، منازعات بر سر منابع و مهاجرت اقلیمی به بیثباتی گسترده منجر خواهد شد. در سناریوی میانه، مدیریت نسبی منابع همراه با همکاریهای محدود ادامه مییابد. اما سناریوی مثبت زمانی محقق میشود که رژیمهای همکاری منطقهای شکل بگیرند و چالشها به فرصتهایی برای تابآوری، توسعه و صلح بدل شوند.
بهطور کلی، غرب آسیا در نقطهای سرنوشتساز ایستاده است. مسیر پیش رو میتواند به سمت تشدید بحرانها یا به سوی همکاری و ثبات حرکت کند. آنچه تعیینکننده خواهد بود، توان کشورها در عبور از رقابتهای مقطعی و حرکت به سمت حکمرانی علمی، همکاری پایدار و استفاده از ظرفیتهای نوین انرژی و محیط زیست است. آینده این منطقه نه تنها برای مردم آن، بلکه برای امنیت و ثبات جهانی اهمیتی حیاتی دارد.
کشورهای ساحلی دریای خزر و کشورهای ساحلی رود کورا و ارس و کشورهای ساحلی رودهای دجله و فرات یعنی اروند رود و شط العرب باید در سطح وزیران خارجه و صنعت و محیط زیست و نیرو کمیته های مشترک همکاری درباره محیط زیست و امنیت انسانی و زیست آبی را تشکیل دهند