✍🏻 دریا کریم زاده؛ دانشجوی دکتری روابط بین الملل– مدیر دپارتمان مطالعات زنان انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا

در معادلات پیچیده سیاست جهانی، کمتر مثلثی به اندازه روابط سهجانبه روسیه، آمریکا و اسرائیل دارای ابعاد چندلایه و گاه متناقض است. این سه بازیگر، هر یک با اهدافی متفاوت در صحنه منطقهای و بینالمللی حضور دارند؛ با این حال، آنچه روابط آنها را متمایز میکند، توازن ظریفی از رقابت، مصالحه و بازیهای تاکتیکی چندوجهی است.
آمریکا و اسرائیل؛ پیوندی فراتر از اتحاد راهبردی
روابط ایالات متحده و اسرائیل، بهویژه پس از پایان جنگ جهانی دوم، همواره بر پایه ائتلافی عمیق با مؤلفههای سیاسی، نظامی و ایدئولوژیک بنا شده است. کمکهای نظامی، حمایتهای دیپلماتیک در نهادهای بینالمللی و هماهنگی استراتژیک در سیاستهای خاورمیانهای، از شاخصههای این رابطه هستند. در سالهای اخیر، بهویژه با گسترش چالشهای منطقهای چون برنامه هستهای ایران، قدرت یابی محور مقاومت و همچنین نقش روسیه در سوریه، پیوند واشنگتن – تلآویو وارد مرحلهای جدید شده که در آن، هماهنگی اطلاعاتی و عملیات مشترک سایبری و دفاعی به سطح بیسابقهای رسیده است. با این حال، اختلافهایی نیز در برخی مقاطع دیده میشود؛ از جمله سیاستهای بایدن در قبال فلسطین، یا رویکرد احتیاطی اسرائیل نسبت به بحران اوکراین که با نارضایتی آشکار واشنگتن روبهرو شد.
اسرائیل و روسیه؛ رقابتِ همراه با هماهنگی
اسرائیل و روسیه اگرچه در بسیاری از مسائل، دیدگاههایی واگرا دارند، اما روابط دیپلماتیک و نظامیشان در دهه گذشته دستخوش تحولی خاص شده است. از زمان ورود نظامی روسیه به سوریه در سال ۲۰۱۵، اسرائیل مجبور شد برای تضمین امنیت خود و حملاتش به مواضع ایران و حزبالله، خط ارتباطی نظامی با مسکو برقرار کند که گاه با عنوان «مکانیسم جلوگیری از درگیری مستقیم» شناخته میشود.
اسرائیل در جنگ اوکراین، برخلاف انتظار غرب، موضعی محتاط اتخاذ کرد و از ارسال کمک نظامی مستقیم به کییف خودداری نمود. این موضع، تا حدی به دلیل نگرانی از واکنش روسیه در سوریه و تأثیر آن بر منافع امنیتی اسرائیل بود. در عین حال، تلآویو از تحریمهای غرب علیه روسیه حمایت کرده و در حوزه فناوری نیز راه خود را از مسکو جدا کرده است. به تعبیر برخی ناظران، اسرائیل در رابطه با روسیه نوعی «دیپلماسی دوگانه» را دنبال میکند: از یکسو متحد استراتژیک آمریکا باقی میماند و از سوی دیگر، با مسکو وارد تعامل مصلحتگرایانه و محدود میشود.
روسیه و آمریکا؛ رقابت ژئوپلیتیکی فرسایشی
روابط روسیه و آمریکا، از دوران جنگ سرد تاکنون، عمدتاً بر پایه رقابت راهبردی، بیاعتمادی و توازنسازی متقابل بوده است. در دهه اخیر، با الحاق کریمه به روسیه (۲۰۱۴) و بحران اوکراین (۲۰۲۲)، این رابطه وارد فاز خصمانه آشکار شده است. تحریمهای گسترده اقتصادی، جنگ اطلاعاتی، رقابت در حوزه انرژی و نفوذ در خاورمیانه، از محورهای تقابل این دو قدرت هستند. با این حال، آمریکا از یکسو در پی محدودسازی نفوذ روسیه در خاورمیانه، بهویژه در سوریه و لیبی است، و از سوی دیگر، سعی دارد از طریق بازیگران منطقهای چون ترکیه، عربستان و اسرائیل، نقش روسیه را تضعیف کند یا با آن بهطور غیرمستقیم مقابله نماید. از سوی مقابل، کرملین نیز سعی دارد با استفاده از اختلافات میان واشنگتن و برخی متحدانش، نوعی اهرم چانهزنی ایجاد کند. در این میان، اسرائیل نقشی حیاتی دارد؛ هم بهعنوان شریک واشنگتن، و هم بازیگری که روسیه تلاش دارد بهنوعی با آن همکاری کند تا تعادل منطقهای حفظ شود.
تعادل در مرز باریکِ منافع
روابط سهجانبه آمریکا، روسیه و اسرائیل را نمیتوان صرفاً در قالب دوستی یا دشمنی تحلیل کرد. این سه کشور، بسته به موقعیت، میتوانند متحد، رقیب یا حتی بازیگرانی تاکتیکی با منافع متداخل باشند. در حالیکه آمریکا و اسرائیل بیش از هر زمان دیگر در حال هماهنگی امنیتی هستند، اسرائیل سعی دارد رابطهای عملیگرایانه و محتاط با روسیه حفظ کند. روسیه نیز تلاش میکند با بهرهبرداری از شکافها و محدودیتهای دیپلماتیک، جایگاه خود را در مناسبات خاورمیانه تثبیت کند؛ حتی اگر به قیمت بازی در سایه قدرتهای غربی باشد. چنین ترکیبی از تضاد، تعامل و تاکتیک، این سهضلعی را به یکی از پیچیدهترین معادلات ژئوپلیتیکی قرن بیستویکم تبدیل کرده است؛ جایی که هیچچیز قطعی نیست، و موازنهها همواره در حال بازتعریف هستند.