مقالات اعضا

همروی در غرب آسیا از طریق رقابت و مشارکت

✍🏻 سعید باقری خاروانی؛ دانشجوی دکتری روابط بین الملل- دبیر دپارتمان اندیشه سیاسی انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا

در حال حاضر، غرب آسیا (خاورمیانه) بعنوان یک منطقه پر تنش در نظام بین الملل شناخته می شود که نمی توان  آینده ای برای آن ترسیم کرد؛ اما پرسش اساسی این است: چگونه می توان مشارکت و رقابت را در منطقه غرب آسیا شکل داد؟ شاید همروی بین رقابت و مشارکت یکی از راه هایی باشد که از طریق آن بتوانیم تنش را کاهش دهیم. در حالیکه نظام  بین الملل محل همروی رقابت و مشارکت است و این دو محرک باعث تحول در مناسبات بین المللی می شوند،از یک نظام منطقه ای نمی توان انتظار داشت که تنها بر اساس رقابت یامشارکت، قواعد و دستورات را بین کنش گران خود شکل بدهد و به توسعه ای پایدار در منطقه برسد.

از طرفی دیگر باید توجه داشت که  بازیگران و کنشگران دولتی و غیر دولتی در جهان پیرامون خود با توجه به  اهداف از قبل مشخص شده رفتار خود را شکل می دهند تا بتوانند منافع ملی و فرا منطقه ای خود را بدست بیاورند. کسب این منافع باعث می گردد تا در عرصه سیاست خارجی نقطه مشترکی (بین الاذهانی یا عینی) بین بازیگران شکل بگیرد. با تعریف منافع رقابت بین کنش گران  آغاز می شود وتعارض در منافع شکل می گیرد، این روند تعارض در رقابت  تنگ نا هایی را در بیس کوچک و در بیس بزرگ شکل می دهد که جنگ نامیده می شود، و زمانی که این تعارض ها به مشارکت در کسب منافع ختم  شود زیست اجتماعی و فرا منطقه ای ظهور می کند. در نهایت  رقابت ومشارکت درعرصه روابط بین الملل  دو کفه از یک ترازو برای بر قراری عدالت و همزیستی مسالمت آميز و کسب منافع  است و با حذف یکی بحران شکل می گیرد و تنش  شدت می یابد، حال فرقی نمی کند که این حذف رقابت باشد یا مشارکت، و هرقدر که این دو به یکدیگر نزدیک تر شوند صلح و توسعه منافع صورت می گیرد. البته نکته بسیار مهمی که باید در این همروی به آن توجه کرد آن است که این همروی بعد از شکل گیری یک برنامه جامع امنیتی در منطقه شکل می گیرد و تا زمانی که این امنیت شکل نگیرد حرکت در مسیر همروی یک خیال خام و ناپخته است.

با جنگ 12 روزه  تنش در غرب آسیا به  اوج خود رسید، البته بحران هایی چون سوریه، عراق، فلسطین، لبنان، افغانستان و ایران همه محصول از هم گسیختگی و عدم همروی رقابت و مشارکت بخاطر نبود یک برنامه جامع امنیتی در این منطقه است و حکایت از آن دارد که تعارض منافع باعث گردیده  که ما در این منطقه در تمام این ایام شاهد جنگ و درگیری باشیم و امنیت منطقه ای نتواند  نقشی  در ثبات منطقه ای داشته باشد. امنیت منطقه ای محصول قدرت سخت و نرم است که هر کشوری بر اساس نگرش خود آن را تعریف می کند.

توجه به این نکته که رقابت بین قدرت های منطقه ای در خاورميانه بگونه ای باز تعریف شده که هرکه هر رقیب می خواهد خود بازیگردان، بازیگران بر اساس منافع خود باشد، واین رفتار باعث گردیده رقابت از مشارکت فاصله بسیاری بگیرد. برای مثال ایران در برنامه امنیتی اش  سعی دارد با فاصله گرفتن از شرق وغرب و باتکیه بر توان موشکی خود و تاکید برخروج آمریکا از منطقه  امنیتش را تامین کند، از طرفی ترکیه با تکیه بر قدرت نرم و هم پیمانی با غرب(ناتو) خواستار توسعه این امنیت است وعربستان سعودی با نگاه خاص به بازیگری آمریکا در منطقه در پی تامین  امنیت با برتری بر کشور های عربی منطقه است. این نگرش کاملا از هم گسیخته در باره امنیت منطقه ای و رقابت برای منافع  باعث گردیده مشارکت رنگ کمتری از خود به نمایش بگذارد و بازیگران و کنش گران  در منطقه برای کسب منافع خود دچار یک سردر گمی امنیتی بشوند.

از سویی دیگر اسرائیل بعنوان یک بازیگر غیر دولتی ( بر  اساس منافع کنش گران یهودی در دنیا به کسب منافع) با ورودش در منطقه غرب آسیا باعث گردید که فرهنگ و آیین منطقه  به چالش کشیده شود، این کنش گر غیر دولتی روش امنیتی خود را ترکیبی از قدرت سخت و نرم واستفاده از حضور اروپا و آمریکا قرار داد و بر اساس تفکرات تند یهود جنگ مقدس  را در منطقه جایز دانست و این امر بر شدت بحران منطقه ای افزود و منافع رقابتی  را از حالت بین الاذهانی و قدیمی خود خارج  و رفتار مشارکتی  را با نگرش غیر دولتی خود در منطقه نابود کرد.

با ورود این کنش گر غیر دولتی وجنگ طلب کشورهای منطقه برای جلوگیری از حذف مشارکت منطقه ای روش های متفاوتی را برای حل معضل اسرائیل برگزیدند که در نهایت پیمان ابرام(ابراهیم) جایگزین روش نظم سنتی خاورمیانه(اسلامی) توسط امریکا(ویلیام یوری ارائه دهنده طرح) گردید. اما این طرح نه تنها امنیت منطقه  را شکل نداد بلکه با خود تنش 7 اکتبر و در ادامه آن حمله به حریم ایران را شکل داد و منطقه را کاملا بحران زده و جنگی کرد.

فارغ از تمام مسائل سنتی بحران زا چون جنسیت، مسائل مرزی و سیاسی، مذهب و….. آنچه پس از جنگ دوم جهانی باعث بحران در غرب آسیا گردیده را می توان در دو علت جستجو کرد: 1.نبود برنامه قوی امنیتی در منطقه. و2. وجود بازیگران و کنش گران غیر دولتی و شبه دولتی. ادغام این دو موضوع ومسائل متحدثه دنیای مدرن باعث گردید که رقابت در دنیای غرب آسیا به تقابل وجنگ سوق یافته و جایی برای فکر به مشارکت باقی نماند. ورود کنشگران غیر دولتی وشبه دولتی به عرصه سیاسی وبین المللی یک پیام مهم برای جهان مدرن دارد و آن اینکه جایگاه کنشگران دولتی باچالشی جدی (محوشدن) مواجه شده است. حال باید دیدچه راه حلی را می توان برای این معضل ارائه داد و ایران چگونه می تواند در این منطقه تحول ایجاد کند و بازیگر تحول بشود و در نهایت تز ایران در برابر این بحران چیست؟شاید جهان مدرن جهان بازیگران غیر دولتی باشد، اما حرکت در مسیر رقابت ومشارکت تنها از طریق ارائه یک برنامه جامع امنیتی با شاخص های رقابت و مشارکت می گذرد.

همروی در سایه تعریف امنیتی شکل می گیرد که منافع تمام کنش گران در آن نمایان باشد و بر اساس  شاخصه های قابل قبول شکل بگیرد. این که  کشوری به تنهایی بخواهد امنیت منطقه ای راشکل دهد و دیگر کشورها در سایه آن امنیت فقط بخواهند سواری مجانی بگیرند نیز بحران زاست .البته نشست 3جانبه ایران، ترکیه وعربستان در رسیدن به یک مفهوم مشترک از امنیت منطقه ای راهی برای حرکت بسوی همروی رقابت و مشارکت در غرب آسیا ست که با دوری از مفاهیم ایدئولوژیک گونه وشاخص های تعریف مند می توان بدان دست یافت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *