تأثیر حمله اسرائیل به قطر، بر تصمیمات ایران و روند مذاکرات هستهای چه خواهد بود ؟
✍🏻 دکتر مهدی لکزی- مدیر دپارتمان مطالعات ایران انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا

حمله هوایی اسرائیل به دوحه، پایتخت قطر، در ۱۸ شهریور ۱۴۰۴ (۹ سپتامبر ۲۰۲۵) نقطه عطفی در تحولات خاورمیانه محسوب میشود. این اقدام که با هدف ترور رهبران سیاسی حماس انجام شد، نه تنها مذاکرات صلح و آتشبس را تضعیف کرد بلکه نظم امنیتی خلیج فارس، روابط آمریکا با متحدانش و اصول بنیادین حقوق بینالملل را با بحران مواجه ساخت. اسرائیل در طول دهههای اخیر با تکیه بر برتری نظامی خود، از تاکتیک «حملات فرامرزی محدود» علیه دشمنان منطقهای بهره برده است. با این حال، حمله به خاک قطر- کشوری که همپیمان آمریکا، میزبان پایگاه نظامی العُدید و یکی از میانجیهای اصلی مناقشه غزه است- بهعنوان عبور از خطوط قرمز جدید در روابط بینالملل تلقی می شود.
۱- تأثیر بر مذاکرات و دیپلماسی
این حمله درست در زمان برگزاری مذاکرات حیاتی برای آتشبس در غزه و آزادی گروگانها انجام شد که قطر نقش کلیدی در آن داشت. رهبران حماس، بهویژه خالد الحیه، هدف اصلی حمله بودند اما از مهلکه جان سالم به در بردند.( تا لحظه نگارش این مقاله، ترور سران حماس تایید نشده است). کشته شدن نزدیکان او و چند فرمانده، گرچه ضربهای به ساختار سیاسی حماس بود، اما بهطور معناداری انسجام داخلی این جنبش را افزایش خواهد داد و مواضع آن را در مذاکرات سختتر خواهد کرد. از منظر روابط بینالملل، این اقدام نمونهای از دیپلماسی منفی (Negative Diplomacy) است که نه تنها به حل بحران کمک نکرد بلکه روند میانجیگری را تخریب نمود.
۲- پیامدهای امنیتی و منطقهای
قطر که تاکنون تلاش میکرد میانجی بیطرف باقی بماند، اکنون به صحنه مستقیم درگیری تبدیل شده است. این امر سبب شد کشورهای خلیج فارس، از جمله عربستان و امارات، موضعی دفاعی در حمایت از حاکمیت قطر اتخاذ کنند.در این شرایط آمریکا در موقعیت دشواری قرار گرفت: از یک سو پایگاه نظامی اصلیاش در قطر قرار دارد و از سوی دیگر متحد راهبردیاش (اسرائیل) این کشور را هدف قرار داده است. این شرایط باعث افزایش تردید درباره پایداری تعهدات امنیتی آمریکا در منطقه شد.
۳- بازتابهای بینالمللی و بحران مشروعیت
سازمان ملل متحد، پاپ لئو و رهبران اروپایی این حمله را نقض آشکار حقوق بینالملل دانستند. نخستوزیر بریتانیا و اتحادیه اروپا نیز به صراحت از آن انتقاد کردند و این امر موجب تضعیف تصویر اسرائیل بهعنوان «مدافع خود» در افکار عمومی جهانی شد. از منظر تئوری مشروعیت، اسرائیل با این اقدام بخشی از سرمایه نمادین خود در نظام بینالملل را از دست داد و بیش از پیش بهعنوان کنشگری «خارج از قاعده» معرفی خواهد شد.
۴- پیامدهای حقوقی و هنجاری
حمله به قطر، بهعنوان عضو سازمان ملل و کشور مستقل، مصداق بارز نقض اصل حاکمیت ملی و ممنوعیت توسل به زور بر اساس ماده ۲ منشور سازمان ملل است. این رخداد میتواند زمینهساز پروندههای حقوقی در مراجع بینالمللی شود، هرچند تجربه تاریخی نشان داده است که فشارهای سیاسی مانع از پیگیری قضایی مؤثر خواهد شد. از منظر تئوری روابط بینالملل، این اتفاق نشاندهنده تقویت پارادایم رئالیسم تهاجمی (Offensive Realism) است؛ جایی که دولتها برای تأمین امنیت خود، حاضر به نقض قواعد بینالمللی میشوند.
۵- پیامدهای اقتصادی
قطر یکی از بزرگترین صادرکنندگان گاز طبیعی مایع (LNG) در جهان است. هرگونه تهدید امنیتی علیه دوحه یا تأسیسات انرژی آن، بلافاصله بر قیمت جهانی گاز و نفت اثر میگذارد. در کوتاهمدت، حمله اسرائیل باعث افزایش قیمت گاز و نفت در بازارهای جهانی شد. این امر به سود برخی کشورها مانند عربستان (بهعنوان صادرکنندگان انرژی) تمام میشود، اما برای اقتصادهای واردکننده، بهویژه در اروپا و آسیا، فشار تورمی به همراه دارد.حمله نشان داد که حتی کشورهای «ایمن و باثبات» حوزه خلیج فارس نیز از تهدیدات نظامی در امان نیستند. در نتیجه، سرمایهگذاران خارجی ممکن است سطح ریسک منطقه را بالا ارزیابی کنند و بخشی از سرمایههای خود را به مناطق امنتر منتقل کنند. قطر در کنار نقش انرژی، در حوزه ترانزیت هوایی و سرمایهگذاری مالی نیز جایگاه مهمی دارد (خطوط هوایی قطر ایرلاین و صندوق سرمایهگذاری قطر). حمله میتواند موجب کاهش اعتماد به زیرساختهای لجستیکی و مالی قطر شود و بهطور غیرمستقیم بر تجارت منطقهای خلیج فارس تأثیر بگذارد.
۶- تأثیر بر تصمیمات ایران و روند مذاکرات هستهای
حمله اسرائیل به خاک قطر – آن هم کشوری که میزبان پایگاه بزرگ آمریکا (العدید) است – از منظر تهران پیام روشنی دارد: حتی همپیمانان ایالات متحده در خلیج فارس نیز از حملات اسرائیل در امان نیستند. این امر بهطور طبیعی موجب تقویت نگاه امنیتمحور در سیاست خارجی ایران میشود. جناحهای محافظهکار ایران احتمالاً این حادثه را دلیلی بر بیاعتمادی به سازوکارهای دیپلماتیک غرب معرفی خواهند کرد و فشار برای تسریع در برنامههای بازدارندگی منطقهای و موشکی افزایش خواهد یافت. در سطح مذاکرات هستهای، این رویداد ممکن است ایران را به این نتیجه برساند که تضمینهای امنیتی غرب فاقد اعتبار است. در نتیجه، احتمال افزایش مطالبات تهران در گفتوگوهای هستهای (مانند لغو کامل تحریمها و تضمینهای حقوقی غیرقابل بازگشت) بیشتر میشود. همزمان، ایران میتواند از این حادثه بهعنوان ابزاری در چانهزنی دیپلماتیک بهره ببرد؛ یعنی نشان دهد که حضور قدرتهای بیثباتکنندهای مانند اسرائیل در منطقه، ضرورت توافق هستهای پایدار با تهران را بیشتر کرده است. در همین حال، ایران ممکن است از این حمله برای تقویت مشروعیت محور مقاومت استفاده کند. روایت غالب در تهران میتواند این باشد که: اگر کشوری مانند قطر، با وجود روابط نزدیک با آمریکا، در برابر حمله اسرائیل آسیبپذیر است، تنها ائتلاف منطقهای ضداسرائیلی میتواند امنیت واقعی ایجاد کند.
۷- سناریوهای آینده مذاکرات هستهای ایران
سناریوی خوشبینانه: تقویت ضرورت توافق
جامعه جهانی پس از حمله اسرائیل به قطر، بیش از گذشته به شکنندگی امنیت منطقهای پی برده است. در این شرایط، ایران میتواند از فضای ایجادشده برای تقویت دیپلماسی استفاده کند و نشان دهد که حضور یک ایران باثبات در نظام بینالملل، به کاهش تنشها کمک خواهد کرد. در این صورت، مذاکرات هستهای به سمت توافقی پایدارتر با تضمینهای اقتصادی و امنیتی بیشتر پیش خواهد رفت.
سناریوی بدبینانه: انسداد کامل مذاکرات
اگر ایران این حادثه را بهانهای برای تشدید فعالیتهای هستهای و موشکی قرار دهد، غرب ممکن است واکنش سختتری نشان دهد. آمریکا و اروپا ممکن است با استناد به نقش ایران در محور مقاومت، فشار تحریمی جدید اعمال کنند. در این صورت، مذاکرات عملاً به بنبست میرسد و فضای منطقهای به سمت تنشهای بیشتر حرکت خواهد کرد.
سناریوی محتمل: تداوم مذاکره همراه با سختتر شدن مواضع
ایران احتمالاً مذاکره را ترک نخواهد کرد، اما مواضع خود را سختتر خواهد کرد (مانند درخواست لغو کامل تحریمها و تضمینهای غیرقابللغو). غرب نیز از سوی دیگر، برای حفظ فضای گفتوگو اما با سطح بالای بیاعتمادی عمل خواهد کرد. بنابراین، مسیر مذاکرات به سمت کشوقوس طولانی و توافقهای موقت خواهد رفت، بدون دستیابی سریع به یک چارچوب جامع. توافق اولیه با اژانس اتمی با میانجیگیری مصر برای بررسی شیوههای عملی از سرگیری فعالیتهای بازرسی در ایران، میتواند نشانه ای از این سناریو باشد.
نتیجهگیری
حمله اسرائیل به قطر از نظر نظامی دستاورد محدودی داشت، اما در عرصه سیاسی، امنیتی و حقوقی پیامدهای سنگینی به همراه آورد: مذاکرات آتشبس تضعیف و اعتماد به میانجیگری قطر خدشهدار شد. امنیت خلیج فارس و روابط آمریکا با متحدانش تحت فشار قرار گرفت. مشروعیت بینالمللی اسرائیل بیش از پیش زیر سؤال رفت. هنجارهای حقوق بینالملل و اصل عدم مداخله در امور داخلی دولتها بار دیگر قربانی منطق قدرت شدند. از سوی دیگر در ارتباط با پرونده ایران، در سطح سیاسی-امنیتی ایران مواضع خود را در مذاکرات هستهای سختتر خواهد کرد؛ مسیر آینده میان خوشبینی (توافق پایدار) و بدبینی (انسداد کامل) در نوسان است، اما محتملترین حالت ادامه مذاکرات فرسایشی است؛ در سطح اقتصادی حمله باعث افزایش ریسک ژئوپلیتیک در خلیج فارس، نوسان در بازار انرژی، فشار بر کشورهای واردکننده و سود کوتاهمدت برای صادرکنندگان خواهد شد. در نهایت این حمله نشان داد که در ژئوپلیتیک خاورمیانه، اقدامات نظامی فرامرزی نهتنها آثار امنیتی بلکه پیامدهای اقتصادی و دیپلماتیک گستردهای دارد و میتواند هزینههای غیرقابلپیشبینی در سطح منطقهای و جهانی داشته باشند. برای بازیگران منطقهای، تقویت سازوکارهای چندجانبه و بازگشت به دیپلماسی، تنها راه کاهش این بیثباتی است.
۱- سناریو تنش بین قطر و اسرائیل و… برایم متقاعد کننده نیست و نخواهند گذاشت کار به تنش نظامی برسد
۲- تجربه می گوید ایران در سیاست خارجی واقع بینانه عمل نمی کند و لذا، در این سطح وسیع که شما تحلیل کرده اید، آن ها به مسائل نمی پردازند و استنتاج خودشان را غالب می دانند و …
اما آمریکا و اسرائیل و… با این دندان قروچه، طبعاً فشار را به سوی ایران معطوف خواهند کرد برای امتیازگیری در فضاسازی و مذاکرات