مقالات اعضا

دلایل و هدف نتانیاهو در حمله به رفح

 

دکتر صلاح الدین هرسنی کارشناس و تحلیلگر مسائل بین الملل و عضو انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا 

پس از گذشت 239 روز از شروع جنگ در غزه و به رغم آنکه حملات مکرر ارتش اسرائیل  دستاوردی غیر از قتل‌عام، ویرانی، جنایت‌های جنگی، نقض قوانین بین‌المللی، بمباران نهادهای امداد رسان و قحطی و گرسنگی در این منطقه نداشته است، عزم نتانیاهو به رغم هشدار های آمریکا، سازمان ملل و اتحادیه اروپا به عواقب چنین حمله‌ای به (رفح) جزم شده است و تمایل ندارد که تحت هیچ شرایطی از اهداف اعلامی خود منصرف شود. نکته حائز اهمیت در این میان آن است که (رفح) از زمان آغاز جنگ بین اسرائیل و حماس در اکتبر گذشته، یک گذرگاه و کریدور کلیدی یعنی مرز مشترک غزه و مصر(جنوب غزه و شمال شرقی مصر) برای کمک‌های بشر دوستانه بوده و در عین حال در تمام این مدت، نتانیاهو به همه ساکنان نوار غزه هشدار داده بود که برای حفظ جان خود به آنجا بروند. حالا و در شرایطی ‌که بیش از نیمی از جمعیت آواره نوار غزه به این نقطه در مرز با مصر پناه برده‌اند، ارتش اسرائيل حملات خود را به آنجا با هدف نابودی  رهبران حماس آغاز کرده است. به این ترتیب و با توجه به آنکه عزم رهبران راستگرای اسرائیل در باز تعریف فاز جدیدی از بحران در غزه و مشخصا رفح جدی است، اینگونه به نظر می رسد که هر گونه امید به انگاره صلح جاودان و ایجاد ثبات و آرامش لا اقل در این قسمت از کره زمین بیشتر به رویا شبیه است تا واقعیت.

از منظر علت شناسی، اصرار به ادامه جنگ اسرائیل و در راس همه آنها نتانیاهو در جبهه جدید جنگی یعنی آغاز جنگ در رفح، تلاشی برای نیل به پیروزی سیاسی است. در واقع تصور و پنداره غالب نتانیاهو و کابینه جنگ طلبش  همواره بر این امر استوار است که آنان از فردای شروع جنگ در غزه به واسطه برتری نظامی دست بالا را داشته، بنابراین آنان خود را بازنده جنگ نظامی با جنبش حماس نمی دانند. تحت این شرایط لازم است که بعد از پیروزی نظامی، به پیروزی سیاسی نیز دست یابند. در واقع آنان پیروزی سیاسی را لازمه پیروزی نظامی و در تداوم آن می دانند. تحت این شرایط پیروزی سیاسی برای رهبران راستگرا اسرائیل در وقت حاضر معنا و مفهومی جز فرار نتانیاهو از آماج سنگین انتقادات آنهم از سوی افکار عمومی در سپهر سیاسی اسرائیل ندارد.

در سطحی دیگر، شروع فاز جدید جنگ در رفح حاوی این پیام است که افکار عمومی جهان بابت انصراف از جنگ برای نتانیاهو اهمیتی ندارد و در واقع تلاش نتانیاهو آن است که در قبال امواج حمایت طلبی مردم جهان در قبال مصائب و آلام و همچنین جنایات انسانی در قبال مردم غزه مقاومت کند که کرده است. واقعیت این است که غالب و قاطبه افکار عمومی اسرائیل ضربه کاری و موثر هفتم اکتبر حماس را ناشی از بی ثبات سازی و (کودتای قضایی) نتانیاهو دانسته و ضربه کاری و (زخم ناسوری) که از رهگذر آن حمله بر خاطره و وجدان جمعی رهبران اسرائیل و حتی مردم آن وارد شده است، فراموش شدنی نیست. در واقع افکار عمومی در اسرائیل، نقش نتانیاهو را در ایجاد یک 11 سپتامبر خاورمیانه ای در اسرائیل یا (پرل هاربر) ژاپنی را غیر قابل انکار می دانند و به باور آنان نتانیاهو علت قریب این فاجعه و تِرومای بزرگ است.

تحت این شرایط نتانیاهو حمله به رفح را دستمایه و فرصتی برای بازسازی و ترمیم موقعیت سیاسی خود دانسته و در این پندار و تصور  به سر می برد که شاید با حمله رفح و شروع فاز جدیدی از کشتار بتواند خود را از مظن چنین اتهام و بحران مشروعیت و مقبولیتی برهاند.به این ترتیب اگر برنامه اعلامی و اعمالی نتانیاهو در نبرد رفح معطوف به نتیجه باشد، آنها خود را پیروز اهداف سیاسی در جنگ غزه نیز می دانند.  دلیل دیگری که باعث تسهیل در تصمیمات مقامات جنگ طلب اسرائیل در شروع جنگ در رفح شده است، آزادی گروگان هایی اسرائیلی است که در صورت قبول رهبران حماس در آزادی آنها، برای نتانیاهو یک قمار و یک بُرد تمام بزرگ سیاسی است.

در واقع می توان اصرار به ادامه جنگ از سوی اسرائیل در رفح را بهانه فشار به جنبش حماس برای آزادی گروگان های اسرائیلی دانست.اما مهمترین دلیل اصرار و ابرام نتانیاهو در شروع جنگ در رفح، پایان دادن به چرخه خشونتی است که از سوی رهبران حماس از هفتم اکتبر آغاز و تا به امروز ادامه یافته است. هر چند حماس نیز نشان داده است که چنین چرخه خشونتی هر چند با توسعه تداوم بحران و جنگ از سوی کابینه جنگ طلب نتانیاهو، نمی تواند متوقف شود و رهبران حماس از آن با به کار گیری فنون و تاکتیک های (جنگ نامتقارن) به عنوان یک تهدید بالقوه دائمی برای حیات سرزمینی و موجودیت رهبران تل آویو استفاده خواهند کرد.

در کنار همه عوامل موجده جنگ در رفح، اصرار نتانیاهو به ادامه جنگ در رفح حاوی پیامی است که این پیام بیش از همه متوجه حامیان حماس نظیر ترکیه،قطر و ایران می باشد.چنین پیامی بیانگر آن است  که حمایت این حامیان در تجهیز و حمایت های لجستیکی،مالی نمی تواند پایدار باشد و عندالزوم رهبران اسرائیل برنامه هایی را برای متوقف سازی حمایت های مالی و لجستیکی این حامیان در دستور کار قرار خواهند داد.حملات مکرر به مقر سپاه قدس در سوریه، مهمترین دلیل و گواه بر این ادعاست.اما واقعیت آن است که  تلاش و مساهمت رهبران اسرائیل چه در تعقیب اهداف نظامی و چه در اهداف سیاسی معطوف به نتیجه نیست. این ادعا به چند دلیل قوت می گیرد.

اول آنکه اسرائیل تا به این جای کار از منظر نظامی بازنده واقعی جنگ به واسطه ناتوانی و ناکامی در هدف گذاری یعنی دستگیری و نابودی رهبران حماس بوده است. در واقع هدف اعلامی و اعمالی اسرائیل آن بود که از رهگذر پاسخ متقابل و (تلافی بزرگ) رهبران حماس را دستگیر کند که این هدف نه تنها تا کنون محقق نشده بلکه رهبران حماس  با حمایت حامیان خود تمایل ندارند که موازنه به زیان آنها تغییر یابد. در قضیه پیروزی سیاسی که بیش از همه متوجه بازسازی و ترمیم موقعیت سیاسی نتانیاهو است، مسئله این است که اگر نتانیاهو در رفح نیز کشتاری به عظمت و بزرگی غزه و به روایتی (حمام خون) به راه اندازد، هیچ شانسی برای بقای قدرت در سپهر سیاسی اسرائیل ندارد.

در واقع در حال حاضر نتانیاهو منفور ترین چهره سیاسی نه تنها در اسرائیل بلکه در افکار عمومی جهانیان است، به ویژه آنکه با وجود بزرگترین اپوزیسیون حاضر در اسرائیل یعنی نفتالی بنت از حزب (یامینا) و  یائیر لاپید از حزب (یش عتید) هیچ شناسی برای قدرت یابی دوباره ندارد. در قضیه آزادی گروگان ها در گذشته قاعده بر آن بوده که در ازای آزادی  یک گروگان اسرائیلی از طرف حماس، اسرائیل باید 10گروگان فلسطینی را آزاد کند. این به معنای باخت بزرگ اسرائیل است. ضمن آنکه در شرایط حاضر او متهم به نسل کشی در کارزار غزه است که به نظر نمی رسد نشانه کوچکی برای باخت و افول مشروعیت رهبران اسرائیل در وقت حاضر باشد.

روزنامه جهان صنعت 

 

پس از گذشت 239 روز از شروع جنگ در غزه و به رغم آنکه حملات مکرر ارتش اسرائیل  دستاوردی غیر از قتل‌عام، ویرانی، جنایت‌های جنگی، نقض قوانین بین‌المللی، بمباران نهادهای امداد رسان و قحطی و گرسنگی در این منطقه نداشته است، عزم نتانیاهو به رغم هشدار های آمریکا، سازمان ملل و اتحادیه اروپا به عواقب چنین حمله‌ای به (رفح) جزم شده است و تمایل ندارد که تحت هیچ شرایطی از اهداف اعلامی خود منصرف شود. نکته حائز اهمیت در این میان آن است که (رفح) از زمان آغاز جنگ بین اسرائیل و حماس در اکتبر گذشته، یک گذرگاه و کریدور کلیدی یعنی مرز مشترک غزه و مصر(جنوب غزه و شمال شرقی مصر) برای کمک‌های بشر دوستانه بوده و در عین حال در تمام این مدت، نتانیاهو به همه ساکنان نوار غزه هشدار داده بود که برای حفظ جان خود به آنجا بروند. حالا و در شرایطی ‌که بیش از نیمی از جمعیت آواره نوار غزه به این نقطه در مرز با مصر پناه برده‌اند، ارتش اسرائيل حملات خود را به آنجا با هدف نابودی  رهبران حماس آغاز کرده است. به این ترتیب و با توجه به آنکه عزم رهبران راستگرای اسرائیل در باز تعریف فاز جدیدی از بحران در غزه و مشخصا رفح جدی است، اینگونه به نظر می رسد که هر گونه امید به انگاره صلح جاودان و ایجاد ثبات و آرامش لا اقل در این قسمت از کره زمین بیشتر به رویا شبیه است تا واقعیت.

از منظر علت شناسی، اصرار به ادامه جنگ اسرائیل و در راس همه آنها نتانیاهو در جبهه جدید جنگی یعنی آغاز جنگ در رفح، تلاشی برای نیل به پیروزی سیاسی است. در واقع تصور و پنداره غالب نتانیاهو و کابینه جنگ طلبش  همواره بر این امر استوار است که آنان از فردای شروع جنگ در غزه به واسطه برتری نظامی دست بالا را داشته، بنابراین آنان خود را بازنده جنگ نظامی با جنبش حماس نمی دانند. تحت این شرایط لازم است که بعد از پیروزی نظامی، به پیروزی سیاسی نیز دست یابند. در واقع آنان پیروزی سیاسی را لازمه پیروزی نظامی و در تداوم آن می دانند. تحت این شرایط پیروزی سیاسی برای رهبران راستگرا اسرائیل در وقت حاضر معنا و مفهومی جز فرار نتانیاهو از آماج سنگین انتقادات آنهم از سوی افکار عمومی در سپهر سیاسی اسرائیل ندارد. در سطحی دیگر، شروع فاز جدید جنگ در رفح حاوی این پیام است که افکار عمومی جهان بابت انصراف از جنگ برای نتانیاهو اهمیتی ندارد و در واقع تلاش نتانیاهو آن است که در قبال امواج حمایت طلبی مردم جهان در قبال مصائب و آلام و همچنین جنایات انسانی در قبال مردم غزه مقاومت کند که کرده است.

واقعیت این است که غالب و قاطبه افکار عمومی اسرائیل ضربه کاری و موثر هفتم اکتبر حماس را ناشی از بی ثبات سازی و (کودتای قضایی) نتانیاهو دانسته و ضربه کاری و (زخم ناسوری) که از رهگذر آن حمله بر خاطره و وجدان جمعی رهبران اسرائیل و حتی مردم آن وارد شده است، فراموش شدنی نیست. در واقع افکار عمومی در اسرائیل، نقش نتانیاهو را در ایجاد یک 11 سپتامبر خاورمیانه ای در اسرائیل یا (پرل هاربر) ژاپنی را غیر قابل انکار می دانند و به باور آنان نتانیاهو علت قریب این فاجعه و تِرومای بزرگ است. تحت این شرایط نتانیاهو حمله به رفح را دستمایه و فرصتی برای بازسازی و ترمیم موقعیت سیاسی خود دانسته و در این پندار و تصور  به سر می برد که شاید با حمله رفح و شروع فاز جدیدی از کشتار بتواند خود را از مظن چنین اتهام و بحران مشروعیت و مقبولیتی برهاند.

به این ترتیب اگر برنامه اعلامی و اعمالی نتانیاهو در نبرد رفح معطوف به نتیجه باشد، آنها خود را پیروز اهداف سیاسی در جنگ غزه نیز می دانند.  دلیل دیگری که باعث تسهیل در تصمیمات مقامات جنگ طلب اسرائیل در شروع جنگ در رفح شده است، آزادی گروگان هایی اسرائیلی است که در صورت قبول رهبران حماس در آزادی آنها، برای نتانیاهو یک قمار و یک بُرد تمام بزرگ سیاسی است. در واقع می توان اصرار به ادامه جنگ از سوی اسرائیل در رفح را بهانه فشار به جنبش حماس برای آزادی گروگان های اسرائیلی دانست.اما مهمترین دلیل اصرار و ابرام نتانیاهو در شروع جنگ در رفح، پایان دادن به چرخه خشونتی است که از سوی رهبران حماس از هفتم اکتبر آغاز و تا به امروز ادامه یافته است.

هر چند حماس نیز نشان داده است که چنین چرخه خشونتی هر چند با توسعه تداوم بحران و جنگ از سوی کابینه جنگ طلب نتانیاهو، نمی تواند متوقف شود و رهبران حماس از آن با به کار گیری فنون و تاکتیک های (جنگ نامتقارن) به عنوان یک تهدید بالقوه دائمی برای حیات سرزمینی و موجودیت رهبران تل آویو استفاده خواهند کرد. در کنار همه عوامل موجده جنگ در رفح، اصرار نتانیاهو به ادامه جنگ در رفح حاوی پیامی است که این پیام بیش از همه متوجه حامیان حماس نظیر ترکیه،قطر و ایران می باشد.چنین پیامی بیانگر آن است  که حمایت این حامیان در تجهیز و حمایت های لجستیکی،مالی نمی تواند پایدار باشد و عندالزوم رهبران اسرائیل برنامه هایی را برای متوقف سازی حمایت های مالی و لجستیکی این حامیان در دستور کار قرار خواهند داد.حملات مکرر به مقر سپاه قدس در سوریه، مهمترین دلیل و گواه بر این ادعاست.اما واقعیت آن است که  تلاش و مساهمت رهبران اسرائیل چه در تعقیب اهداف نظامی و چه در اهداف سیاسی معطوف به نتیجه نیست. این ادعا به چند دلیل قوت می گیرد.

اول آنکه اسرائیل تا به این جای کار از منظر نظامی بازنده واقعی جنگ به واسطه ناتوانی و ناکامی در هدف گذاری یعنی دستگیری و نابودی رهبران حماس بوده است. در واقع هدف اعلامی و اعمالی اسرائیل آن بود که از رهگذر پاسخ متقابل و (تلافی بزرگ) رهبران حماس را دستگیر کند که این هدف نه تنها تا کنون محقق نشده بلکه رهبران حماس  با حمایت حامیان خود تمایل ندارند که موازنه به زیان آنها تغییر یابد. در قضیه پیروزی سیاسی که بیش از همه متوجه بازسازی و ترمیم موقعیت سیاسی نتانیاهو است، مسئله این است که اگر نتانیاهو در رفح نیز کشتاری به عظمت و بزرگی غزه و به روایتی (حمام خون) به راه اندازد، هیچ شانسی برای بقای قدرت در سپهر سیاسی اسرائیل ندارد.

در واقع در حال حاضر نتانیاهو منفور ترین چهره سیاسی نه تنها در اسرائیل بلکه در افکار عمومی جهانیان است، به ویژه آنکه با وجود بزرگترین اپوزیسیون حاضر در اسرائیل یعنی نفتالی بنت از حزب (یامینا) و  یائیر لاپید از حزب (یش عتید) هیچ شناسی برای قدرت یابی دوباره ندارد. در قضیه آزادی گروگان ها در گذشته قاعده بر آن بوده که در ازای آزادی  یک گروگان اسرائیلی از طرف حماس، اسرائیل باید 10گروگان فلسطینی را آزاد کند. این به معنای باخت بزرگ اسرائیل است. ضمن آنکه در شرایط حاضر او متهم به نسل کشی در کارزار غزه است که به نظر نمی رسد نشانه کوچکی برای باخت و افول مشروعیت رهبران اسرائیل در وقت حاضر باشد.

روزنامه جهان صنعت 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *