دکتر صلاح الدین هرسنی کارشناس مسائل بین الملل و عضو انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا

بعد از حمله موشکی اول اکتبر ایران به اسرائیل این فرضیه قوت گرفته است که در صورت پاسخ متقابل اسرائیل در قالب «ضربه دوم» تاسیسات هسته ای ایران یکی از اهداف حمله اسرائیل خواهد بود.
حمله به تاسیسات هسته ای در قیاس با اهداف دیگری چون حمله به مراکز انرژی یا ترور فرماندهان تراز اول ایران از اهمیت کمتری برخوردار است و مبتنی با واکنش «کمینه» است. به عبارت دیگر، تاسیسات هسته ای ایران در قیاس با مراکز انرژی، پاشنه آشیل و نقطه ضربه پذیر ایران نیست. کلیدیترین کانون حمله اسرائیل یا همان چشم اسفندیار ایران مراکز تولید انرژی مانند پالایشگاه ها و پایانه های انرژی است که می تواند با خلق آشوب و تحرک گسل های اجتماعی، موجب آنومیزه شدن کشور و در نتیجه قرار دادن مردم در مقابل حاکمیت و نظام سیاسی شود.
تحت این شرایط حمله به مراکز انرژی، هدف اصلی آمریکا در پاسخ احتمالی است نه تاسیسات هسته ای. با این همه آمریکا بنا به دلایلی نمی تواند به تاسیسات هسته ای حمله کند.
اولین دلیل ناتوانی اسرائیل در حمله به تاسیسات هسته ای در ارتباط به تصمیم ایران در خروج از پیمان منع هسته ای و «ان. پی. تی» است. به واقع خروج از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای موجب رفتن ایران به سوی ساخت بمب هسته ای خواهد بود که می تواند همچون قدرت موشکی کابوس وحشتناک برای اسرائیل و متحدان غربی اش باشد. به این ترتیب اسرائیل تمایل ندارد که با حمله به تاسیسات هسته ای شمشیر را به دست زنگی مست دهد.
دلیل دوم در ارتباط با عدم همکاری آمریکا با اسرائیل در تدارک حمله به تاسیسات هسته ای است. در این ارتباط درست است که آمریکا خود را به امنیت اسرائیل متعهد می بیند، اما با توجه به شرایط حاضر اولویت دولت بایدن انتخابات پیش رو در نوامبر برای راهیابی هریس به کاخ سفید است نه همکاری با اسرائیل در حمله به تاسیسات هسته ای. اسرائیل هم نشان داده است که بدون کمک ها و حمایت های نظامی و لجستیکی آمریکا قادر به انجام و تدارک حمله به ایران نیست و مستظهر و پشت گرمی به آمریکا را مایه اتکاء خود ساخته است.
سومین دلیل، مشکل فاصله است. فاصله بین اسرائیل و تاسیسات اصلی هستهای ایران بیش از هزار مایل است و برای رسیدن به آنها، هواپیماهای اسرائیلی باید از حریم هوایی کشورهای اردن، عراق، سوریه، عربستان سعودی و احتمالاً ترکیه عبور کنند. در عین حال، ترکیه و جمهوری آذربایجان نیز حاضر به در اختیار گذاشتن حریم هوایی خودشان نمیشوند و در مجموع این کشور ها اجازه پرواز اسکادران هواپیمای جنگی اسرائیلی بر فراز کشور خود را نخواهند داد. بنابراین، اسرائیل باید ناوگانی هوایی را برای این حمله تدارک ببیند که در آن هواپیماهای جنگنده اختصاصی مانند « F-35 » و جتهای ویژه جنگ الکترونیک نیز حضور داشته باشند.
چهارمین دلیل، مشکل سوخت است. بر اساس گزارشی از سرویس تحقیقات کنگره آمریکا، پرواز به سمت تاسیسات اتمی ایران و بازگشت، به تمام تواناییهای سوخترسانی هوایی اسرائیل نیاز دارد و فرصت اشتباه را به اسرائیل تقریبا اصلا نمی دهد. در صورت در اختیار قرار دادن هواپیماهای سوخت رسان از طرف آمریکا به اسرائیل ممکن است این هواپیما ها در نبرد های هوایی مورد حمله هواپیماهای شکاری ایران نظیر «اف- 14» قرار گیرند.
پنجمین دلیل، دفاع هوایی ایران است. پدافند هوایی «اس-۳۰۰ »روسیه و جنگندههای «میگ-۲۹» و «اف-۱۴» که ایران در اختیار دارد، هر چند که ابزار مهیبی در برابر توان هوایی اسرائیل محسوب نمیشوند، ولی هر حملهای را دشوار میکند. در این ارتباط، تأسیسات اصلی هستهای ایران یعنی تاسیسات نطنز، فردو، اراک و پارچین به شدت محافظت میشوند و بمبافکنهای اسرائیلی نیاز به حفاظت توسط جنگندهها خواهند داشت. همچنین ممکن است نیروی هوایی اسرائیل با حمله پدافندی از خاک سوریه و عراق مواجه شوند. بنابراین حمله هوایی اسرائیل نیاز به یک پکیج و اسکادران هوایی شامل حدود ۱۰۰ هواپیما دارد که معادل تقریباً یکسوم از ۳۴۰ هواپیمای جنگی نیروی هوایی اسرائیل است.
ششمین دلیل به موقعیت مورفولوژیک مراکز هسته ای و نداشتن بمب های تخریبی «Banker Baster » یعنی بمب های سنگر شکن از سوی اسرائیل است. تأسیسات بزرگ غنیسازی سوخت در نطنز در عمق زمین قرار دارد، در حالی که دومین تأسیسات بزرگ در فردو، در درون یک کوه حفاری شده است.
اسرائیل برای نابود کردن این تأسیسات، نیاز به سلاحهایی دارد که بتوانند به چندین ده متر از سنگ و بتن مسلح نفوذ کنند. اسرائیل بمبهای سنگرشکن دارد، مانند بمبهای ۲۰۰۰ پوندی« GBU-31» که نیروی هوایی اسرائیل هفته گذشته برای نابود کردن چهار ساختمان در بیروت و ترور حسن نصرالله، رهبر حزبالله، استفاده کرد. با این حال، گزارشها از اسرائیل نشان داد که در آن حمله از ۸۰ بمب استفاده شد و بعید است که چنین حملهای با همان اندازه بتواند تأسیسات هستهای ایران که به طور سنگینتری محافظت میشوند را نابود کند.
تحلیلگران تصریح دارند که تنها یک سلاح متعارف وجود دارد که احتمالاً میتواند از پس تاسیسات فردو و نطنز بربیاید و کار را انجام دهد که آن بمب « GBU-57A/B» یا همان «MOP» است. این بمب عظیم و هدایتشونده دقیق حدود ۶ متر طول و سی هزار پوند وزن دارد و میتواند پیش از انفجار ۶۰ متر داخل زمین را شکافته و عبور کند. با این حال، اهود ایلام، محقق سابق در وزارت دفاع اسرائیل، گفت حتی اگر اسرائیل بتواند این بمب را به دست آورد، «بمبافکنهای جنگنده « F-15» و« F-16 » و « F-35» اسرائیل نمیتوانند آن را حمل کنند و تحت این وضعیت، هیچ شانسی وجود ندارد که اسرائیل بتواند یک بمبافکن استراتژیک آمریکایی مانند« B-2 Spirit» را که برای انداختن چنین بمبی لازم است، خریداری کند. در نهایت آنکه ،مقیاس نیروی لازم برای آسیب جدی به تأسیسات اصلی ایران نیازمند حمایت گسترده ایالات متحده است و اگر این ماموریت هم اگر با دخالت مستقیم آمریکا صورت بگیرد، این صورت نیز نابودی کامل را تضمین نمیکند.
اما هفتمین دلیل، ترس از واکنش متقابل ایران در قالب «ضربه دوم» یکی از عوامل باز دارنده اسرائیل در حمله به تاسیسات هسته ای است. هر چند کارشناسان نظامی همچنان در مورد نقطهزن بودن موشکهای بالستیک ایران تردید دارند ولی به باور آنها استفاده پرتعداد ایران از زرادخانهای که موجودی آن ۳ هزار فروند برآورد شده، میتواند بسیاری از خطاها و نقصهای این موشکها را با توجه به مساحت کم اسرائیل جبران کند و خسارت جدی به این کشور وارد کند.
همزمان، ایران احتمالا حملات پهپادی را توسط شبهنظامیان شیعه ایرانی در سوریه یا غرب عراق به تأسیسات هستهای مخفی اسرائیل و نیروی هوایی ارتش اسرائیل انجام خواهد داد. احتمال میرود که این حملات با اوجگیری حملات سایبری میان دو کشور همراه باشد.نیروی دریایی ایران هم میتواند به ناوگان کشورهای غربی در خلیج فارس و تاسیسات نفتی کشورهای عربی همسو با اسرائیل حمله کند و مهمتر از همه، به دنبال بستن تنگه هرمز باشد.
این امر مستلزم استفاده از موشکهای دریا به زمین، دریا به دریا و زمین به دریا، مینها، قایقهای تندرو کوچک و زیردریاییها است که ایران در اختیار دارد. عملیات زمینی ایران هم هرچند در ابتدا بعید به نظر میرسد ولی ایران میتواند برای کمک به شبه نظامیان تحت حمایت خود در سوریه، لبنان به این کشورها نیروی بیشتری اعزام کند و با گسیل کردن شبهنظامیان مستقر در عراق، از کشورهای هم مرز با اسرائیل یعنی سوریه و لبنان عملیاتی زمینی را نیز به خاک این کشور انجام دهد. همه موارد و دلایل گفته شده نشان می دهد که آمریکا نتواند به تاسیسات هسته ای ایران آنهم در واکنش متقابل به حمله موشکی اول اکتبر حمله کند.