دکتر احسان اعجازی- مدیر دپارتمان فلسطین-اسرائیل انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا

مقامات اسراییلی اذعان کردهاند که عملیات هفتم اکتبر یک شکست اطلاعاتی برای اسراییل به شمار میرود چرا که پیش از عملیات طوفان الاقصی، آنها گمان میکردند که حماس تضعیفشده است و استراتژی بازدارندگی اسراییل در برابر حماس موفقیتآمیز بوده است. بر همین اساس، واحدهای رزمی ارتش اسراییل مستقر در اطراف نوار غزه از آمادگی عملیاتی لازم برخوردار نبودند. از سوی دیگر، رهبران سیاسی در تلآویو از حکومت حماس بر نوار غزه رضایت نسبی داشتند چرا که بر این باور بودند که چنین شرایطی موجب تداوم اختلاف بین حماس و تشکیلات خودگردان و به طور خاص جنبش فتح، میشود؛ اما پس از هفتم اکتبر استراتژی تدافعی اسراییل در قبال غزه به یک استراتژی تهاجمی تبدیل شد. استراتژی تهاجمی اسراییل در قبال نوار غزه شامل ارکان زیر میشود:
1. نابودی حماس و یا تضعیف آن: بر اساس برآوردهای اطلاعاتی حدود 24 گردان رزمی حماس در نوار غزه فعال هستند. مقامات نظامی اسراییل ادعا میکنند اگر ارتش اسراییل بتواند 60 تا 70 درصد از نیروها، تجهیزات، مهمات و زیرساختهای هر گردان را نابود سازد، آن گردان حماس کارایی خود را از دست خواهد داد، 2. ویرانسازی وسیع منازل مسکونی، زیرساختهای رفاهی و خدماتی و جادهها، 3. کشتار وسیع غیرنظامیان، 4. هدف قرار دادن رهبران حماس و جهاد اسلامی، 5. کنترل بخشهای مهم نوار غزه از جمله محور فیلادلفیا و در نهایت 6. حملات هدفمند علیه رهبران و فرماندهان نظامی حزبالله، گروههای شبهنظامی در سوریه، انصارالله یمن و کاروانهای تسلیحاتی.اسراییل با هدف قرار دادن سردار زاهدی در دمشق و اسماعیل هنیه در تهران از یکسو سطح تنش را افزایش داد و به استراتژی بازدارندگی ایران خدشه وارد کرد.
پس از عملیات اسراییل در دمشق، ایران تلاش کرد از طریق عملیات وعده صادق توان بازدارندگی خود را احیا کند؛ اما با شهادت هنیه در تهران بار دیگر تصمیمسازان سیاست خارجی و دفاعی ایران باید بر روی لبه تیغ بازدارندگی حرکت کنند تا بتوانند از حملات بعدی اسراییل علیه منافع ایران جلوگیری کنند. پیش از هدف قرار دادن رهبر حماس در تهران، اسراییل، فؤاد شکر، مشاور نظامی سید حسن نصرالله را در بیروت هدف قرار داد. در نتیجه انتظار میرود که این بار ایران و حزبالله با هماهنگی یکدیگر علیه اسراییل دست به اقدام نظامی بزنند. با این وجود سطح و حجم این عملیات آشکار نشده است.
برآوردهای اطلاعاتی اسراییل حاکی از آن است که ایران تمایل دارد به پایگاههای نظامی در مرکز و غرب اسراییل ضربه وارد کند. برخی از تحلیلها نیز نشاندهنده طرح ایران برای هدف قرار دادن میدانهای گازی متعلق به اسراییل در دریای مدیترانه است. در حمله احتمالی ایران از انواع موشک بالستیک، کروز و پهپاد استفاده خواهد شد. در این بین قابلیتهای نظامی حزبالله نیز قابلتوجه است.
تسلیحاتی که حزبالله در اختیار دارد به شرح زیر است: 12 هزار انواع راکت، 150 هزار خمپاره، پنج هزار موشک و صدها موشک پیشرفته زمین به دریا و کروز و 2500 پهپاد. این شرایط سبب شده است که اسراییل و ایالاتمتحده دو راهکار را مدنظر قرار دهند. نخست آنکه برخی از فرماندهان نظامی اسراییل ترجیح میدهند برای خنثیسازی حمله احتمالی ایران و حزبالله، اسراییل دست به یک اقدام پیشدستانه بزند.
از سوی دیگر، ایالاتمتحده درصدد برآمده است تا توان نظامی خود در منطقه غرب آسیا را تقویت کند با این هدف که میزان خسارات احتمالی به زیرساختهای نظامی و غیرنظامی اسراییل، ناشی از حمله ایران، به حداقل برسد. در چنین شرایطی ایالاتمتحده امیدوار خواهد بود که اسراییل به حمله ایران پاسخ فوری و شدید نخواهد داد. همچنین جای شگفتی نیست که ایالاتمتحده از هفتم اکتبر تا به امروز با دهها کشتی و هواپیمای نظامی تسلیحات و مهمات مورد نیاز اسراییل را تأمین کرده است که از آن میان موارد زیر به چشم میخورد: سه هزار بمب هلفایر، 14 هزار بمب اِم. کِی 84، 2600 بمب با کالیبر کوچک، هزار بمب سنگرشکن و 6500 بمب 227 کیلوگرمی. همچنین آمریکا قصد دارد بمبهای نیم تنی را در اختیار اسراییل بگذارد و در صورت وقوع جنگ تمامعیار بین اسراییل و حزبالله، آمریکا احتمالاً بمبهای هزار کیلوگرمی به اسراییل ارسال خواهد کرد.
علاوه بر این، اسراییل 39 فروند از 50 فروند اف 35 خریداری شده از آمریکا را دریافت کرده است که البته قرار است اسراییل در نهایت 75 فروند اف 35 از ایالاتمتحده دریافت کند. این تسلیحات سبب شده است که اسراییل این ادعا را مطرح کند که میتواند در صورت حمله احتمالی ایران از خود واکنش فوری نشان دهد. برآوردهای اندیشکدههای اسراییلی نشان میدهد که ارتش این کشور در راستای پاسخ به ایران، در گام اول، انبارهای تسلیحاتی، صنایع دفاعی و نظامی و نیز پایگاههای نظامی و دریایی را هدف قرار خواهد داد. در همین راستا، اگر سطح تنش و منازعه افزایش یابد، اسراییل در گام دوم تلاش خواهد کرد تا به صنعت نفت، بندرعباس و در نهایت تأسیسات هستهای ضربه وارد کند.
برای مقابله با این تهدیدات، ایران در تلاشی بیوقفه پدافند هوایی خود را تقویت خواهد کرد و نیروی هوایی خود را در بالاترین سطح آمادگی نگاه خواهد داشت. سرانجام آنکه تحولات منطقه ایجاب میکند که ایران وارد یک مارپیچ منازعه نشود. در شرایط بحرانی عقلانیت حکم میکند که احیای بازدارندگی در دستور کار قرار بگیرد اما استراتژی که نه حاکی از تساهل و مدارا باشد و نه حاکی از سختگیری.
در واقع ایران باید استراتژی اقدام متقابل را پیگیری کند: واکنش محکم اما انعطافپذیر؛ به عبارت دیگر ایران باید در همان سطحی پاسخ دهد که ضربه خورده است. حتی اگر ایران هیچ اقدام نظامی علیه اسراییل انجام ندهد، استراتژی اسراییل در قبال ایران در سالهای پیشرو بر اصول زیر استوار خواهد بود: 1. تشویق آمریکا به افزایش کمی و کیفی حضور نظامی خود در غرب آسیا به خصوص خلیجفارس، 2. گسترش پیمانهای ابراهیم، به ویژه عادیسازی روابط اسراییل با عربستان سعودی، با هدف به انزواکشاندن ایران، 3. تلاش برای فعال کردن مکانیسم ماشه، 4. تشویق ایالاتمتحده و اتحادیه اروپا برای گسترشهای تحریمهای اقتصادی، نظامی و هستهای علیه ایران، 5. تلاش برای ایجاد یک ائتلاف نظامی-دفاعی که سه ضلع آن را ایالاتمتحده، اسراییل و کشورهای حاشیه خلیجفارس تشکیل میدهند.
* این یادداشت متن کامل سخنرانی نویسنده در نشست «چشم انداز سیاست خارجی ایران در دولت چهاردهم» است که توسط دپارتمان مطالعات ایران انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا با همکاری خانه اندیشمندان علوم انسانی روز دوشنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۳ برگزار گردید.