دکتر حسین دهشیار مدیر دپارتمان مطالعات آمریکا انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا

در بستر گردهمایی انسانها است که جامعه شکل میگیرد. به ضرورت نیاز به نظام مند ساختن جامعه، نهادها و مناسبات اجتماعی هویت مییابند. در این فرایند معیارهای ارزشی، هویتی ودیدگاهی تودهها و نخبه گان میباشند که شاکله بخش چارچوبهای رفتاری، تفسیری وتوصیفی در کلیت جامعه میگردند. در یک نگاه بسیط و عمیق، منطقهی خاورمیانه عربی تاریخی را تجربه و زیست می کند که هنوز عصر روشنگری را در ابعاد مذهبی، سیاسی، صنعتی و عقلانی طی طریق نکرده است.
کثیری از تودهها، کمترین توجهی به این مهم ندارند که آنان از حقوق طبیعی و ذاتی که به صرف بودن باید برخوردار باشند بیبهره هستند. این واقعیت دو پیامد را در منطقه به همراه داشته است. حکومت در نقش خدمتگزار ظاهر نمیشود. حکومت خدمتگزار ریشه در جامعه و در نتیجه ماهیت طبقاتی را دارا است و بدین روی خود را وظیفه مند در برابر انسان حق محور ونقاد مییابد.
در خاورمیانه عربی حکومت متکی به زور برهنه میباشد و به همین روی بر خلاف حکومت خدمتگزار که حکومت قوی است در خاورمیانه عربی حکومت باید حکومت قهار اطلاق شود. از سویی دیگر به جهت عدم وجود کنشگری آگاهانه در میان تودهها، کثیری از نخبه گان که بی بهره از هویت اجتماعی درون زا هستند تحرک طبقاتی مردم را که حضور افراد از طبقات پایین در هرم قدرت را ممکن میسازد و از آن در قالب گردش نخبگان مفهوم سازی میشود را مانع میگردند تا در ایفای نقش خود به عنوان دورچین ظرف قدرت کارآمد ظاهر شوند و به مزایای مورد نیاز دست یابند.
در چنین فضایی که توده ها بی اعتنا به حقوق ذاتی و مسلم خود و نخبه گان بی توجه به وظیفه اخلاقی، تاریخی و اجتماعی خود هستند تعجبی ندارد اگر شاهد نشست غبار رخوت، خواب آلودگی، سستی و شیئی بودن در کلیت جامعه باشیم. خروس مبشر طلوع صبحگاهی و شروع حرکت انسان میباشد. خروس در آغازین سربرآوردن خورشید با صدای خود انسانها را از خواب برخاستن و پویایی حیات نهیب میزند. در خاورمیانه عربی کثیری از توده ها درخواب غفلت، واپس گرایی، فقر و حقارت به سر میبرند و کمتر کسی پیدا میشود که به آنان تلنگری بزند و یادآوری کند که جهان در حال حرکت و آنها در خواب میباشند.
خروس را باید نماد نهیب به تودههای خوابآلوده ونا آگاه به حقوق انسانی و طبیعی خود ترسیم ساخت. خروس طلایه دار روشنایی و مشوق حرکت رو به جلو میباشد. آنچه خاورمیانه عربی را فراوان متمایز از بسیاری از جغرافیا های دیگر میسازد این واقعیت تلخ میباشد که تودهها همچنان مانند گذشته در مسیر زیست گیاهی و غفلت گام برمیدارند چرا که مدتهای بسیار مدیدی است که در این منطقه خروسی دیگر وجود ندارد که به آنان تلنگری بزند و بیدارشان کند.
سلام مطلب بسیار جذاب و عالی بود