فرزاد سلطانی دبیر دپارتمان مدیترانه شرقی در انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا[1]

مقدمه
امروزه، خطوط لوله های نفت و گاز میتوانند با ارائه سوختهای پاکتر (به عنوان مثال گاز با گوگرد کم در مقایسه با زغال سنگ با گوگرد بالا) برای تولید انرژی به کیفیت محیط زیست کمک کنند. پروژههای خط لوله نفت و گاز شامل ساخت و راه اندازی خطوط لوله در دریا، نزدیک ساحل یا در خشکی میباشد. در این ارتباط، قطر این لولهها میتواند به دو متر برسد و طول آنها از چند تا صدها کیلومتر متغیر است. خطوط لولهای که در نزدیکی ساحل یا زمین ساخته میشوند معمولاً در زمین دفن میشوند. خطوط لوله دریایی اغلب در بستر دریا در عمقی بین 350 تا 450 متر و در برخی موارد عمق 1500 متر ساخته میشوند.
با این وجود برای عبور این خطوط لوله از مبدا تا مقصد نیاز به گذر از خاک یا آبهای سرزمینی کشور یا کشورهای ثالث میباشد. در نتیجه، دو کشور تولید کننده (گان) گاز و وارد کننده (گان) گاز نیاز به مذاکره برای کسب رضایت کشور یا کشورهای ثالث هستند. بنابراین، منافع اقتصادی و انرژی که این خطوط لولههای نفت و گاز دارند موجب شده تا حتی برخی از کشورهای همسایه که از اختلافات سیاسی، مرزی و … برخوردار هستند، بهصورت مسالمتآمیز به گفتگو برای اجرای این خطوط لوله بهپردازند.
در این زمینه، مجله فرانسوی کلیدهای غرب آسیا[2] مقالهای تحت عنوان «تاریخ خطوط لوله نفت و گاز در غرب آسیا: خطوط لوله، موتور محرک مسیر دیپلماسی» به قلم امیل باویه[3] در سال 2022 میلادی منتشر شده است. این نویسنده در 4 بخش به نقش خطوط لوله نفت و گاز در تشویق کشورهای برای کشانده به مذاکره و رفع اختلافات سیاسی پرداخته است که بخش اول شامل «خطوط لوله فرامرزی در عراق و عربستان سعودی»، بخش دوم شامل «خطوط لوله ترانس مدیترانه»، بخش سوم شامل خطوط لوله در شامات (خاورنزدیک) و در آخر بخش چهارم شامل «خط لوله گاز دلفین» میباشد. در نتیجه، ترجمه این مقاله به در چهار بخش از سوی گروه مدیترانه شرقی منتشر خواهد شد. قابل بیان است که با توجه به اهمیت نقشههای حوزه انرژی که در این مقاله منتشر شده، تلاش شد تا تمامی لغات و رهنمایی این نقشه از زبان فرانسه به فارسی ترجمه گردد.
بخش اول: خطوط لوله فرامرزی در عراق و عربستان سعودی
در کمتر از یک قرن گذشته، خطوط لوله به عنوان یک بخش اقتصادی مهم در غرب آسیا شناخته شدهاند. امروزه نیز به دلایل مختلف خطوط لوله گاز و نفت یکی از بخشهای اصلی شرایط ژئوپلیتیک این منطقه را نشان میدهند. در واقع، این زیرساختها که مورد بحث واقع میشود حامل دو منبع طبیعی نفت و گاز جهان هستند که غرب آسیا به عنوان سرآمد در این زمینه شناخته میشود. بدین ترتیب، از قرن 20 تاکنون، خطوط لولههای نفت و گاز تبدیل به یک سهام ژئوپلیتیک حساس شدهاند و به همین دلیل در سالهای 2020، 2021 و 2022 مورد حمله گروهای تروریستی قرار گرفتهاند.
روشن است که امروزه، گسترش خطوط لوله نفت و گاز از مرز کشورها و قارهها فراتر میروند و در نتیجه افزایش روابط منطقهای و همچنین از طریق توسعه اقتصادی و پیامدهای مالی مثبت بین کشورها، این روند نیز در آینده تقویت میشود. در این ارتباط، تاریخ پرفراز و نشیب غرب آسیا و شمال آفریقا نیز دست خوش موضوعات ژئوپلیتیکی بوده است که این امر در تاسیس، پیشرفت و گاهی توقف کامل زیرساختهای خطوط لوله نفت و گاز تاثیرگذار بوده است.
به طور کلی، اگر در منطقه غرب آسیا تعداد بیش از صد عدد خط لوله نفت و گاز باشد، چهار جهت اصلی آنان میتوانند شامل این موارد میباشد: 1. محور خطوط لوله فرامرزی عراقی و سعودی (اولین لولههای نفتی تاریخ) 2. محور خطوط لوله ترانس-مدیترانه[4] (عوامل اصلی توسعه خطوط لوله نفت و گاز آفریقای شمالی به اروپا) 3. خطوط لوله در شامات (خاورنزدیک) (محور روابط مسالمتآمیز بین بازیگران متخاصم سیاسی 4. محور پروژه دلفین (تنها خط لوله فرامرزی خلیج فارس و آغازگر پروژههای همکاری منطقهای). بنابرین، با استفاده از بررسی تاریخ خطوط لوله شمال آفریقا و غرب آسیا، این مقاله درصدد نشان دادن نقش این خطوط در روابط دیپلماتیک، همکاری منطقهای و حل اختلافات آن است.
- خطوط لوله فرامرزی عراق، پیشگامان لولههای نفتی
اولین پروژه خط لوله خاورمیانه به زمان اکتشاف نفت در عراق بر میگردد. در واقع، در سال 1927، شرکت نفت بریتانیایی حاضر در عراق، نفت را در منطقه باباگورگور[5] (منطقهای در نزدیکی کرکوک[6]) کشف کرد. بدین ترتیب، ایده خط لوله برای انتقال طلای سیاه به بازارهای غربی به سرعت پذیرفته شد و اولین اقدامات در این ارتباط در سال 1937 آغاز شد.
نقشه طراحی شده نسبت به موقعیت ژئوپلیتیکی آن دوره خیلی خلاقانه به نظر میرسید. این خط لوله از کرکوک میگذشت و میبایستی تا جنوب غربی حدیثه میگذشت، سپس تا شهر امان در اردن امتداد مییافت و در شهر حیفا (رژیم صهیونیستی) به پایان میرسید. اتمام تاسیس خط لوله مقارن با تشکیل رژیم صهیونیستی در سال 1948 بود و تنها چند روز پس از جاری شدن نفت در خطوط لوله، اولین جنگ رژیم صهیونیستی- عربی به وقوع پیوست.
در سالهای بعد، خطوط لولهای که از عراق میگذشتند و به سمت مدیترانه بوده، در شهر بانیاس (بُلُنیاس) (در شمال طرطوس) ساخته شدند و از سوریه تا طرابلس در لبنان ادامه داشتند. همچنین، احداث یک خط لوله قابل توجهی که به بندر جیحان ترکیه خدمات رسانی میکرد و از کرکوک میگذشت در سال 1977 به اتمام رسید. به دلیل روابط ضعیف میان مقامات سوری و رژیم بعثی عراق، به محض اتمام این خط لوله ترکیه این رژیم استفاده از خطوط لوله سوریه را متوقف کرد و از این پس تنها از خط لوله ترکی و پایانههای نفتی جدید در خلیج فارس استفاده میکرد.
در اوایل 1980، کشور عراق مجهز به سه پایانه نفتی در خلیج فارس شد: مینا ال بکر، خور العمایه و خور آل زبیر[7]. با این وجود، به دلیل خسارت وارده بر اثر جنگ ایران و عراق به این سه پایانه، بغداد به سرعت در سال 1985 یک خط لوله جدید ایجاد کرد. این خط لوله از عربستان سعودی میگذشت و به بندر ینبوع در دریای سرخ منتهی میشد. در دسامبر 1996، خط لوله عراقی-ترکی که در سال 1990 به دلیل تحریمهای ایالات متحده در عراق مسدود شده بود، در چارچوب برنامه «نفت علیه غذا» مجددا راه اندازی شد. این برنامه ایالات متحده به منظور کمک به عراقیها جهت دوام آوردن در مقابل مجازاتهای بین المللی تحمیلی علیه رژیم صدام حسین، بعد از حمله کویت در سال 1990 بود و به مقامات عراقی این امکان را میداد که در مقابل فروش نفتشان (تحت نظارت سازمان ملل متحد)، منابع غذایی دریافت کنند.
- خطوط لوله عراق در قرن بیست و یکم
بعد از حمله آمریکا به عراق در سال 2003، خطوط لوله عراق به موضوع حملات خرابکاری نیروهای اشغالگر تبدیل شدند. ایالات متحده صادرات نفت عراق توسط سوریه را به علت تجاوز این کشور از تحریمهای اعمالی علیه عراق و انحطاط ارتباط سیاسی میان واشنگتن و دمشق محکوم کرد. جریان خط لوله کرکوک- جیحان که به منظور تامین 1. 6 میلیون بشکه در روز تعبیه شده بود، در سال 2003 به علت خسارات ناشی از تنها قادر به انتقال 30000 بشکه شده بود. علی رغم چالشهای مختلف، این خط لوله تا سال 2008 که نیروهای آمریکایی به بهانه مالکیت سیاسی خود در عراق حفاظت از آن را به عهده گرفتند، به طور قابل توجهی مورد بهرهبرداری قرار گرفت. بدین ترتیب، این خطوط لوله به طور میانگین از مرز 355000 بشکه در روز میتوانست نفت صادر کند.
- خط لوله ترانس عرب
خط لوله ترانس عرب صفحه دیگری را در تاریخ خطوط لوله آسیای غرب گشود. این خط لوله که در سال 1940 توسط بریتانیاییها ساخته شد، از القیصومه[8] در عربستان سعودی سرچشمه میگرفت، از سوریه و اردن میگذشت و در شهر صیدا در لبنان به پایان میرسید. جنگ شش روزه که در سال 1967 به وقوع پیوست موجب ایجاد خسارت به این خط لوله شد. همچنین، این خط لوله در سال 1969 توسط یک تکاور جبهه مردمی آزادی فلسطین مورد اصابت قرار گرفت.
از سال 1976، قسمت شمالی اردن مسدود شد و تا سال 1990، تنها بخش اتصال دهنده عربستان سعودی به اردن میشد مقدار کمی نفت صادر کرد. در واقع، در این برههی زمانی، عربستان به تلافی حمایت اردن از عراق در طول جنگ اولیه خلیج فارس، دیگر از لولههای نفتی استفاده نکرد. امروزه نیز این خط لوله به دلیل مغایرت با استانداردهای جدید بینالمللی دیگر مورد استفاده قرار نمیگیرد. از سال 1980 تا 1990، چندین پروژه تلاشهای بیثمری را در راستای احیای این خط لوله انجام دادند. به طور مثال، عربستان سعودی اقدامی جهت تطابق این خطوط لوله با معیارهای بین المللی و حذف تنگه هرمز که یکی از آسیب پذیرترین نقاط ژئوپلیتیکی است، انجام داد. اما این پروژه نیز به دلیل پیچیدگی احیا خط لوله کنار گذاشته شد.
[1] دبیر دپارتمان مدیترانه شرقی در انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا. دانشجوی دکتری گروه مطالعات اروپا (گرایش مطالعات فرانسه)، دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران
[2] Les clés du Moyen-Orient
[3] Emile Bouvier (2022). Histoire des gazoducs et oléoducs au Moyen-Orient : les pipelines, véritables moteurs de rapprochement diplomatique, Les clés du Moyen-Orient, accessible sur : https://www.lesclesdumoyenorient.com/Histoire-des-gazoducs-et-oleoducs-au-Moyen-Orient-les-pipelines-veritables.html
[4] Trans-Mediterranean Pipelines
[5] Baba Gurgur
[6] Kirkouk
[7] Mina al-Bakr, Khawr al-Amaya et Khawr al-Zubayr
[8] Qaisumah