دکتر مهدی لکزی- مدیر دپارتمان مطالعات ایران انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا

سفر رسمی دونالد ترامپ به خاورمیانه طی روزهای آینده، بار دیگر توجهات را به سیاست خارجی ایالات متحده در این منطقه حساس جلب کرده است. ترامپ در دوره اول ریاستجمهوری خود سیاستی متفاوت در قبال خاورمیانه اتخاذ کرد. خروج از توافق هستهای ایران (برجام)، تقویت روابط با عربستان سعودی و اسرائیل، و آغاز روند عادیسازی روابط میان برخی کشورهای عربی و اسرائیل از جمله شاخصهای اصلی آن دوره بودند. رخدادهای پس از هفت اکتبر، جنگ غزه، سقوط اسد و تحولات بعدی خاورمیانه در یکسال اخیر، سفر ترامپ به خاورمیانه را حائز اهمیت خواهد کرد؛ چه آنکه نه تنها میتواند جهتگیری جدیدی به سیاست خارجی آمریکا دهد، بلکه پیامدهای گستردهای بر امنیت منطقهای و رقابت قدرتهای جهانی در خاورمیانه خواهد داشت.
۱- مهار ایران
یکی از اهداف اصلی سفر ترامپ به خاورمیانه، بازسازی و تقویت ائتلافهای منطقهای علیه ایران خواهد بود. ترامپ در دوره اول خود سیاست «فشار حداکثری» را علیه جمهوری اسلامی ایران در پیش گرفت که شامل تحریمهای شدید اقتصادی و خروج از برجام بود و این سیاست را در دوره دوم خود نیز احیا کرد. در شرایطی که برنامه هستهای ایران در سالهای اخیر پیشرفت بیشتری کرده و نفوذ تهران در کشورهای عراق، سوریه، لبنان و یمن گسترش یافته بود، ترامپ به دنبال تشکیل یک بلوک عربی-اسرائیلی جدید بود تا این نفوذ را مهار کند. احیای طرح موسوم به «ناتوی عربی» که پیشتر در سال ۲۰۱۷ مطرح شد، ممکن است یکی از گزینههای احتمالی بر سر میز مذاکرات باشد. چنین ائتلافی متکی بر همکاریهای نظامی-اطلاعاتی میان آمریکا، عربستان سعودی، امارات، بحرین و اسرائیل خواهد بود تا قدرت بازدارندگی منطقهای در برابر ایران افزایش یابد. با این حال، احیای مذاکره با ایران، و اعلام مهار برنامه هسته ای جمهوری اسلامی در برابر رفع تحریم ها، احتمال کمرنگ شدن این گزینه را افزایش خواهد داد.
۲- منافع اقتصادی گسترده با استفاده از جنگ نرم
بعد اقتصادی سفر ترامپ به خاورمیانه نیز نقش مهمی در اهداف آن ایفا خواهد کرد. در سفر سال ۲۰۱۷ به عربستان سعودی، ترامپ قراردادهای تسلیحاتی به ارزش ۱۱۰ میلیارد دلار با ریاض امضا کرد. اکنون نیز افزایش فروش تسلیحات پیشرفته، از جمله سامانههای پدافندی، هواپیماهای جنگی، و فناوریهای سایبری به متحدان عربی میتواند بخشی از دستور کار این سفر باشد. علاوه بر تسلیحات، سفر این دوره یک تفاوت اساسی خواهد داشت: جذب سرمایهگذاریهای بزرگ از سوی کشورهای حاشیه خلیج فارس در زیرساختهای آمریکا در برابر امتیازات نرم به این کشورها مانند تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربی! برخی خبرگزاریهای بین المللی اعلام کرده اند دونالد ترامپ قرار است در دیدارش از عربستان، خلیج فارس را به نام جعلی “خلیج عربی” تغییر نام دهد! این خبر از سوی منابع رسمی تأیید نشده است، اما از آدمی بیگانه با دانش تاریخ مانند ترامپ هیچ کاری غیرممكن نیست. بهکارگیری واژگان مورد پسند کشورهای عربی، نظیر «خلیج عربی»، بهمثابه ابراز همبستگی نمادین با متحدان منطقهای تلقی میشود. چنین تغییر واژگان، ضمن تحریک حساسیتهای تاریخی ایران، میتواند افکار عمومی داخل کشور را به چالش بکشد. ترامپ بهعنوان رئیسجمهوری که به شعارهای ملیگرایانه و رادیکال مشهور است، از اتخاذ مواضع ضدایرانی برای جلب حمایت جناحهای محافظهکار داخل آمریکا هم بهره میبرد. پیشتر در مناظرات انتخاباتی و تجمعات حزبی، هرگونه اقدام علیه ایران، حتی در سطح واژگانی، با استقبال طرفدارانش مواجه میشد. از دید ترامپ، فشارهای روانی و نمادین در کنار فشارهای اقتصادی میتواند به تغییر رفتار ایران منجر شود. با این حال همکاریهای اقتصادی جدید در حوزه انرژی، فناوری، پروژههای مشترک در زمینه انرژیهای تجدیدپذیر و ساختارهای مالی نوین نیز در چارچوب سیاست «معاملهگرایانه» ترامپ قابل پیشبینی است.
۳- مهار نفوذ چین و روسیه در خاورمیانه
یکی از ابعاد کمتر علنی اما مهم این سفر، تلاش ترامپ برای مقابله با نفوذ فزاینده چین و روسیه در خاورمیانه است. چین با ابتکار «کمربند و جاده» و امضای قراردادهای نفتی با ایران و عربستان، نقش اقتصادی کلیدی در منطقه یافته است. روسیه نیز با حضور نظامی در سوریه و روابط نزدیک با ایران و برخی کشورهای خلیج فارس، به بازیگر مهمی تبدیل شده است. ترامپ به احتمال زیاد در مذاکرات خود تلاش خواهد کرد تا کشورهای عربی را از نزدیکتر شدن به پکن و مسکو باز دارد و وابستگی آنها به فناوری و تسلیحات غربی را افزایش دهد. این رقابت ژئوپلیتیکی میتواند یکی از محورهای پنهان سفر ترامپ باشد که پیامدهای بلندمدتی بر آرایش قدرت در منطقه خواهد داشت.
نتیجه
در حالی که ترامپ در نخستین سفر خود به خلیج فارس در سال ۲۰۱۷ تنها به عربستان سعودی سفر کرده بود، اینک، علاوه بر عربستان، وی به قطر و امارات نیز خواهد رفت. این موضوع باید در چارچوب وابستگی فزاینده واشنگتن به این سه کشور خلیج فارس برای پیشبرد منافع سیاست خارجی ایالات متحده درک شود.
نخست، با توجه به سیاستهای عملگرایانه و بلندپروازانه ترامپ، احتمال مذاکره مستقیم با ایران از طریق نهادهای میانجی منطقه ای نظیر شورای همکاری خلیج فارس با محوریت پادشاهی سعودی (با توجه به بهبود روابط تهران و ریاض پس از توافق ۲۰۲۳ و سفر اخیر وزیر دفاع این پادشاهی به ایران) وجود دارد. چه آنکه ممکن است از رئیس جمهور ایران برای حضور در نشست مشترک سران کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و رئیس جمهور آمریکا دعوت شود.
دوم، رهبران عربستان سعودی، قطر و امارات تلاش خواهند کرد ترامپ را متقاعد کنند تا از نفوذ خود برای تحت فشار قرار دادن اسرائیل جهت پایان دادن به اقدامات خودسرانهاش در لبنان، غزه و سوریه استفاده کند و از انجام عملیات نظامی علیه ایران خودداری ورزد. کشورهای شورای همکاری خلیج فارس از احتمال وقوع جنگی با مشارکت ایران بهشدت نگران هستند؛ سناریویی که از منظر سلامت اقتصادی و امنیت ملی آنها میتواند فاجعهبار باشد.
سوم، رقابت ژئوپولیتیکی ایالات متحده و چین و جنگ تجاری جاری نیز در سفر پیشروی ترامپ به عربستان سعودی، قطر و امارات نقش خواهد داشت، به طوری که رئیسجمهور آمریکا تلاش خواهد کرد تا بر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس فشار بیاورد تا با واشنگتن همراستا شده و از پکن فاصله بگیرند. با این حال با توجه به سیاست اقتصادی «نگاه به شرق» کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، بعید است سفر پیشروی ترامپ به خلیج فارس تأثیر قابلتوجهی بر نحوه موضعگیری این کشورها در برابر تنشهای فزاینده آمریکا و چین بگذارد. در صورتبندی نهایی به نظر جذب سرمایهگذاریهای عظیم از عربستان سعودی، قطر و امارات در اقتصاد ایالات متحده، کاهش قیمت انرژی (نفت) و تقویت عمق استراتژیک آمریکا در خاورمیانه اهداف اصلی ترامپ از این سفر را تشکیل می دهد.
جهت ارجاع علمی: مهدی لکزی،«اهداف سفر خاورمیانه ای دونالد ترامپ»، تاریخ انتشار در سایت انجمن: ۱۴۰۴/۲/۱۶
باسلام وعرض ادب استادلکزی بسیارشفاف. جذاب مطالب رابیان کردیدسپاسگزارم. زند
باسلام واحترام خدمت آقای دکترلکزی بزرگواراستادبسیارعالی وجذاب تحلیل کردیدوبسیاراموختم سپاس وارادت. زند