مقالات اعضا

سیاست خارجی و شرق نگری در دولت پزشکیان

دکتر جهانگیر کرمی  – دانشیار روابط بین الملل دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران

تصمیمات سیاست خارجی در جمهوری اسلامی ایران چه در دولت پزشکیان و  چه در دولت‌های دیگر تحت تاثیر سه عنصر است که طبیعتا یکی از آنها ایده‌های شخص رئیس جمهور و در حقیقت گفتمان رئیس جمهوری است که به قدرت می‌رسد. اما علاوه بر دیدگاه رئیس جمهور و گفتمان دولت او، همواره یک سری نگرش ها، ساختارها و نهادها و به طور کلی سیاست‌های کلی در ایران وجود دارد که هر رئیس جمهوری طبیعتا باید در آن چهارچوب سیاست‌هایش را پیش ببرد و اینجا یک سری خط قرمزها مشخص می شود و سیاست‌های کلی نظام وجود دارد و طبیعتا هر رئیس جمهوری با هر ایده‌ای نمی تواند آنها را نادیده بگیرد. سوم هم برنامه‌ها و اقدامات رفتارهای طرف‌های خارجی و رقبا و به ویژه دشمنان جمهوری اسلامی ایران است که امکان تغییر و یا ابتکار عمل را از دولت ایران سلب می کند و محدودیت های جدی ایجاد می کند.

به طور خاص ما در حال حاضر می‌بینیم که یک اقدامی از طرف اسرائیل باعث می شود که دستور کار در دولت جدید در سایه آن رفتار قرار بگیرد. متاسفانه جمهوری اسلامی ایران از این جهت خیلی آسیب پذیر است و خیلی وقت‌ها چنین رفتارها و خصومت‌هایی با منافع ملی ایران باعث می شود که روسای جمهور و مقامات ایرانی نتوانند سیاست‌های خودشان را برای تامین منافع ملی دنبال کنند. در حقیقت محبورند عمدتا به شکل واکنشی نسبت به آن پدیده برخورد کنند. از این رو، این سه فاکتور طبیعتا برای آقای دکتر پزشکیان هم مطرح است و ایده‌ و گفتمان ایشان که ذیل گفتمان اصلاحات و در واقع، گفتمان تعامل سازنده با جهان هست در کنار دو عامل نگرش و ساختار کلان نظام و کنش های خصمانه اسرائیل و تندروهای امریکایی بایستی در نظر گرفته شود.

اما در مورد سیاست شرقی که در حال حاضر در جمهوری اسلامی ایران یک نگرش بسیار جدی ست باید عرض کنم که این سیاست شرقی محصول تحولاتی است که بعد از فروپاشی شوروی و بعد از پایان جنگ سرد و پایان نظام دوقطبی برای ایران ایجاد شده است. و کشورمان ناگزیر در این مسیر قرار گرفته است و به هر حال یک الزام ساختاری ست؛ یعنی سیاست شرقی لزوما یک انتخاب به آن معنا برای سیاست خارجی ایران نبوده است و در حقیقت به نوعی یک تحمیل هم بوده به نظر من و در این ساختار جدید نظام بین‌المللی بعد از فروپاشی شوروی، جمهوری اسلامی ایران برای تامین منافع ملی و پیگیری برنامه‌های کلی که بعد از انقلاب مطرح شده ناگزیر بوده که روابط با کشورهای شرقی را در اولویت قرار دهد. این روابط البته در دولت‌های اصولگرا خیلی پررنگ‌تر بوده و در دولت‌های اصلاح‌طلب معمولا قدری تعدیل یافته‌ ولی هرگز تعطیل نشده است و از همه جالب تر اینکه در عمل هم تجربه‌ی دولت‌های اصلاح طلب در تعقیب سیاست شرقی اتفاقا موفقیت‌ آمیزتر بوده است؛ یعنی دوره‌ی آقای خاتمی و دوره‌ی آقای روحانی در تعامل با چین و روسیه و هند و بقیه کشورهای شرقی اگر بررسی کنیم می‌بینیم که آسیب‌های کمتری داشته است. اما در دوره‌ی آقای احمدی نژاد و نیز دوره‌ی مرحوم آیت الله رییسی این سیاست شرقی یک سری آسیب‌ها داشته که به طور مشخص می شود به شش قطعنامه‌ی تحریمی در شورای امنیت سازمان ملل متحد با همراهی چین و روسیه در آن دوره علیه جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد. در دوره‌ی مرحوم آیت الله رییسی هم ما شاهد بودیم که طرف‌های عربی چه در روابط دو جانبه و چه در روابط چند جانبه در چارچوب شورای همکاری خلیج فارس و اتحادیه عرب مساله‌ی جزایر ایرانی را در بیانیه‌های مشترک با روسیه و چین می‌گنجاندند و متعرض تمامیت سرزمینی کشورمان می شدند. یا مثلا در موضوع بحران اوکراین که اساسا مساله امنیت و منافع ملی ما نبود،  ما شریک روسیه و حامی نظامی  روسیه قلمداد شده ایم. در حالی که این موضوع زیان های گسترده ای برای منافع ملی ایران داشته و خواهد داشت.لذا سیاست شرقی معمولا در دولت های اصولگرا از حالت توازن و تعادل خودش خارج شده و یک امر یک سویه شده و طرف های شرقی نیز احساس کرده اند که لازم نیست که خیلی منافع ایران را در مسایل و ملاحظات چند جانبه بین‌المللی رعایت کنند.

به هرحال، سیاست شرقی به طور کلی تعادل را از سیاست خارجی ایران می‌گیرد و آن یک سویه می‌کند و این مشکلاتی را که اشاره کردم برای ما ایجاد می کند. از طرفی هم سیاست خارجی یک سویه با واقعیت‌های بین‌المللی امروز سازگار نیست. از جمله اینکه شریک اول کشورهای شرقی خود شرقی ها نیستند؛ یعنی روسیه  تا زمان جنگ اوکراین یا چین و هند و مالزی و ژاپن و اندونزی و دیگر ممالک شرقی را بررسی کنید خواهید دید که شرکای درجه اول شان ممالک غربی اند. لذا اینها مسایلی‌ ست که برای سیاست شرقی وجود داشته است و بدون در نظر گرفتن آنها، این سیاست می تواند هزینه های زیادی ایجاد کند. من با اصل نگاه به شرق و همکاری با شرق و روابط گسترده با شرق هیچ مشکلی ندارم و اساسا آن را یک ضرورت مهم برای سیاست خارجی کشورمان می دانم. اما نکته اصلی آن است که همکاری با یک سویه شدن خیلی تفاوت دارد. اما حالا باید ببینیم که در دوره‌ی آقای پزشکیان این سیاست چگونه دنبال خواهد شد. خب یک واقعیتی که وجود دارد آنست که متاسفانه سیاست خارجی پزشکیان از همین بدو امر درگیر با یک مساله‌ی بسیار بزرگ شده است.

به زعم خیلی از اساتید سیاست خارجی ایران، بزرگترین مساله‌ی سیاست خارجی ایران از ابتدای انقلاب تا امروز مساله اسراییل بوده و این مساله بر روی همه‌ی وجوه دیگر سیاست‌ خارجی ایران سایه انداخته است و هر تلاشی از سوی ایران برای تامین منافع ملی در ارتباط با سایر کشورهای دنیا از طرف اسراییل نشانه گرفته شده و تلاش کرده به طرق مختلف مانع این روابط به شکل بهینه برای تعقیب منافع ملی ایران باشد و متاسفانه عموما هم موثر بوده است. به طور مشخص رژیم صهیونسیتی توانسته در مورد روابط ایران و کشورهای اروپایی، آمریکا، مجموعه غرب و متحدان غرب و حتی کشورهای اسلامی تعیین کننده باشد‌. در مورد برجام هم دیدیم که اسرائیل یک تنه سیاست مقابله با برجام را پیش گرفت و موفق هم شد.

سال ها قبل گری سیک از مقامات سیاست خارجی امریکا گفته بود مادامی که اسراییل هست امکان ترمیم روابط ایران و غرب دشوار خواهد بود از این رو، طبیعتا هر پیش بینی و هر بررسی در مورد آینده‌ی سیاست خارجی آقای پزشکیان منوط به این هست که از این مرحله دشوار عبور کند و مادامی که این مرحله نگذرد، هر ابتکاری از سوی دولت جدید ابتر خواهد ماند. حتی ممکن است مسایلی اتفاق بیفتد که برای سال های آینده هم تاثیرگذار باشد و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را درگیر خودش نماید.

لذا پیش‌بینی سیاست خارجی آینده‌ی این دولت منوط به گذر از این مرحله دشوار است؛ چرا که می‌تواند عواقب متعددی داشته باشد. البته ممکن است  حتی امکان‌هایی را نیز ایجاد کند.  در حقیقت اقدامی که رژیم صهیونیستی انجام داده بیشتر ناظر بر این بوده که محدودیت‌ها را بر دولت جدید تحمیل کند و ایران را در شرایطی قرار دهد که ابتکار عمل دولت جدید را به شدت محدود نماید. این واقعیت که دولت‌های اصلاح‌طلب در ارتباط با کشورهای غربی و تعامل با غرب و تعامل چند سویه بین‌المللی و عبور از سیاست شرقی یک‌ سویه و بازگرداندن تعادل و توازن به  سیاست خارجی دارای ابتکارند، برای رژیم صهیونسیتی نگران کننده است و از این رو، بایستی دولت جدید تلاش کند تا سایه ی شوم اسراییل را از تعیین دستورکارهای بین المللی کشورمان بزداید. چنانچه دولت جدید مستقر شود و از این مرحله نیز گذر کند، طبیعتا سیاست خارجی آقای پزشکیان بایستی ناظر بر بازگرداندن تعادل و توازن به سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران باشد، تا هم رابطه با طرف‌های شرقی را تقویت کند و هم بقیه جهان را به تعاملات جمهوری اسلامی ایران بیفزاید.

در حال‌ حاضر حدود هشتاد درصد تعاملات تجاری ایران با طرف‌های شرقی و آسیایی ست. البته این موضوع امکان خوبی‌ ست و مزایای خوبی دارد، اما طبیعتا تعادل را از سیاست خارجی کشورمان دور می‌کند و محدودیت‌ها و مشکلاتی را از جهات دیگر ایجاد می‌کند که در یک سری بزنگاه‌ها و به ویژه در مجامع بین‌المللی می‌تواند مشکل‌ساز باشد. لذا اولین کاری که باید آقای پزشکیان انجام دهد اینست که تعادل و توازن را به سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در تعامل با همه‌ی مناطق و همه‌ی قدرت‌های جهانی در دستور کار قرار دهد.

در حقیقت، واقعیت‌های تاریخی و واقعیت‌های ژیوپلیتیک امروز کشورمان این را می‌طلبد؛ یعنی ایران کشوری نیست که بتواند کشور اقماری باشه برای کشورهای شرقی یا احیانا برای کشورهای غربی! اقماری بودن ایران بر خلاف تاریخ و هویت و فرهنگ و سنت‌های ایرانی ست. در دوره‌هایی هم که ایران در واقع حالت اقماری داشته این موضوع آسیب‌ها و مشکلات زیادی را ایجاد کرده است.

لذا بایستی یک سیاست خارجی در پیش گرفته بشود که عظمت و اقتدار لازم را برگرداند. این ایده و این ادعا و طرح وجود دارد. آقای  پزشکیان و تیم همراهش به خوبی نشان دهنده چنین هدف مهمی هستند. ایده‌ی اصلی این سیاست خارجی چند جانبه، چند سویه و چند وجهی در جریان رقابت های انتخاباتی نشان داده شده است. در این طرح، روابط با شرق اهمیت دارد و روابط با غرب هم انکار نمی شود و البته روابط با جنوب جهانی هم جایگاه مهمی خواهد داشت. سیاست همسایگی دولت مرحوم آیت الله رئیسی هم مورد غفلت واقع نخواهد شد. اما روابط شرقی یک سویه و آسیب زا مورد تجدید نظر در جهت توازن بخشی قرار خواهد گرفت.

لذا روابط با همه‌ی کشورها و به ویژه با توجه به موقعیت خاص ژئوپلیتیک جمهوری اسلامی ایران که بایستی علاوه بر همسایگان و کشورهای بلافصل مرزی، مناطقی که ایران در چارچوب آنها قرار دارد و مناطقی که در کنار ایران قرار دارند از اهمیت ویژه ای برخوردار خواهند بود. و این مستلزم یک سیاست خارجی متعادل متوازن و متعامل و درعین حال، سازنده است که این ایده و اندیشه و چهره هایی که بتوانند آن را محقق نمایند در این دولت و در تیم این دولت حضور دارند و این موضوع برای تامین منافع ملی کشورمان امیدوار کننده‌ است. اما منوط به این هست که ما سیاست خارجی مان را از چنبره‌ی شیطنت های اسراییل خارج کنیم.  متاسفانه اسرائیلی‌ها به شکل‌های مختلف برای سیاست خارجی ما مشکل سازند؛ از طریق لابی‌ها در آمریکا، از طریق ارتباطات در کشورهای عربی و اسلامی و حتی نفوذ در همسایگان ما! من خوشبین هستم به سیاست خارجی دولت جدید و امیدوارم که با توجه به ایده‌های روشنی که دارد، نیروی متخصص و جوانی که در کنار آن است و از همه مهم تر،  حمایت رهبری انقلاب اسلامی بتواند در تامین منافع ملت بزرگ ایران موفق باشد.

 

 

1 دیدگاه در “سیاست خارجی و شرق نگری در دولت پزشکیان

  1. فریدون برکشلی گفت:

    با سلام و احترام، متن و مطلب بسیار ارزنده ای است. به صورت خیلی کوتاه، این را عرض کنم که ایران برای اولین بار در ۱۹۷۵ طرح بازار مشترک کشورهای واقع در حوزه اقیانوس هند را مطرح کرد. همایش مفصلی هم در تهران برگزار شد. البته شرایط ایران و منطقه تغییرات مهمی کرد. در واقع شرق گرایی برای ایران سابقه طولانی دارد.
    با احترام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *