به نام وطن، جان فدا میکنم
به دشنه، به آتش، صدا میکنم
نه از مرگ باکیست، نه از رستخیز
که این خاک، باشد پناه ستیز
اگر خنجری بر دلم میزنند
به فریاد غیرت، علم میزنند
به خون مینویسم: «وطن زنده باد»
که ایران است و شیرانِ بیاجتهاد
در این مرز، هر قطره خون، افتخار
به هر صخرهاش، داستانی دچار
نه دشمن، نه طوفان، نه شبهای تار
نلرزانَد این کوهِ استوار
یکی کشته از نام، شود جاودان
به از صد نفر زنده با صد زبان
که ننگ است، اگر سر فرود آیدم
و شرم است، اگر دل ربایَد غمم
سپاه دلیران، به میدان هنوز
به شمشیر و غیرت، درفشان و کوز
به تاریخ سوگند، که خاموش نیست
صدای «وطن» تا ابد گوشنِیست
پاینده و سرفراز ایران
یاشار عصری انجمن ایرانی مطالعات غرب اسیا