مقالات اعضا

اوربیساید در غزه؛ استراتژی نابودی شهری و تهدیدی نوین برای امنیت بین‌الملل

سید مهدی میری، پژوهشگر امنیت بین‌الملل و دبیر دپارتمان مسائل ژئوپلیتیک و استراتژیک انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا

مقدمه

تحولات اخیر در غزه توجه جامعه بین‌المللی را به شیوه‌های مدرن جنگ‌افروزی جلب کرده است. در این میان، مفهوم «اوربیساید» یا «شهرکُشی سازمان‌یافته» به‌عنوان یک رویکرد نوین در ادبیات امنیت بین‌الملل مطرح شده است. این مفهوم، به معنای نابودی سیستماتیک شهرها، زیرساخت‌ها و کارکردهای حیاتی یک جامعه است و فراتر از تخریب نظامی، به هدف قرار دادن حیات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی یک منطقه معطوف می‌شود.
اوربیساید با هدف تضعیف اراده جمعیت غیرنظامی و ایجاد شرایط غیرقابل‌ زیست اجرا می‌شود. این رویکرد، همزمان از ابزارهای نظامی، اقتصادی و اجتماعی بهره می‌برد و می‌تواند تأثیرات بلندمدت انسانی، سیاسی و امنیتی برجای گذارد. درک مفهوم، تاریخچه و سازوکارهای اوربیساید، اهمیت این پدیده را در تحلیل بحران غزه و اثرات منطقه‌ای و بین‌المللی آن روشن می‌سازد.

ریشه‌ها، تحول مفهومی و تعریف اوربیساید

به گزارش روزنامه فرانسوی لوموند در مقاله L’urbicide, ou « la volonté politique de destruction de la ville » مفهوم «اوربیساید» (Urbicide) یا «شهرکُشی» از ترکیب دو واژه urbs به معنای «شهر» و cida به معنای «کشتن» یا «نابود کردن» گرفته شده و ریشه‌ای لاتینی دارد. این مفهوم نخستین بار در سال ۱۹۶۳ توسط نویسنده بریتانیایی مایکل مورکوک در ادبیات داستانی به‌کار رفت، اما معنای سیاسی و نظری آن در دهه ۱۹۹۰ و به‌ویژه در جنگ‌های یوگسلاوی سابق برجسته شد. بوگدان بوگدانوویچ، شهردار پیشین بلگراد و مخالف رژیم میلوشویچ، برای توصیف محاصره و گلوله‌باران سارایوو و تخریب موستار و ووکوار، این اصطلاح را به‌کار برد. او اوربیساید را فراتر از نابودی نظامی، نوعی حمله آگاهانه به حیات اجتماعی و فرهنگی شهرها می‌دانست.
پژوهشگران بعدی، از جمله ورونیک ناهوم-گراپه، اوربیساید را «اراده سیاسی برای نابودی شهر» تعریف کرده‌اند؛ جایی که نه‌تنها ساختمان‌ها و زیرساخت‌ها، بلکه بستر زندگی، عشق، آفرینش، تعامل و هویت جمعی یک جامعه نابود می‌شود تا به‌جای آن، ساختاری تازه و منطبق با خواست فاتح بنا گردد. این مفهوم بعدها برای فجایعی چون ویرانی پنوم‌پن در دوران خمرهای سرخ در کامبوج و همچنین نبردهای حلب و حمص در جریان جنگ داخلی سوریه نیز به‌کار رفت (Le Monde, 2024). بدین ترتیب، اوربیساید از یک تجربه خاص در بالکان فراتر رفت و به چارچوبی مفهومی برای تحلیل اشکال نوین خشونت شهری تبدیل شد.

تخریب سیستماتیک زیست‌بوم انسانی در نوار غزه و شهرک‌کشی کُند در کرانه باختری

با آغاز عملیات زمینی گسترده اسرائیل در سپتامبر ۲۰۲۵، تخریب زیرساخت‌های حیاتی شهر غزه شدت گرفته است. بیمارستان‌ها، مدارس، شبکه‌های برق و آب و حتی مراکز خدماتی و امدادی هدف حملات قرار گرفته‌اند. بر اساس گزارش‌ گاردین، بیش از ۶۵ هزار نفر کشته شده و صدها هزار نفر زخمی گشته و حدود یک‌سوم سکونت‌گاه‌ها و خانه‌ها تخریب شده‌اند (The Guardian, 2025). نمونه‌ای بارز، تخریب برج الغفری – بلندترین ساختمان مسکونی نوار غزه – توسط ارتش اسرائیل در ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۵ است که پس از دستور تخلیه، با موشک هدف قرار گرفت و کاملاً ویران شد و تصاویر فروریختن آن و فرار وحشت‌زده ساکنان در شبکه‌های اجتماعی منتشر گردید.

وضعیت کرانه باختری نیز توسط لوموند در همان مقاله و به نقل از دوروتا گولانسکا پژوهشگر لهستانی، نوعی «شهرک‌کشی کُند» توصیف شده است؛ روندی که با گسترش شهرک‌های غیرقانونی اسرائیلی و محروم‌سازی فلسطینیان از حقوق اولیه ساخت‌وساز، زمینه‌های زیست جمعی آنان را به‌تدریج از میان می‌برد (Le Monde, 2024). همان‌گونه که فرانس‌ اینتر نیز هشدار داده، ادامه روند شهرک‌کشی و محروم‌سازی فلسطینیان می‌تواند به «پاکسازی قومی» منجر شود و اسرائیل را در معرض اتهام نقض جدی قوانین بین‌المللی قرار دهد (RFI, 2025). هرچند اسرائیل رسماً هدف خود را «نابودی حماس» اعلام کرده و همچنان از حمایت بی‌قید و شرط ایالات متحده برخوردار است، اما حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی و پیامدهای آن که در ادامه اشاره خواهد شد، می‌تواند مشروعیت بین‌المللی این کشور را با چالشی جدی مواجه سازد و آن را در معرض انزوای سیاسی و حقوقی قرار دهد.

پیامدهای انسانی و اجتماعی

پیامدهای انسانی اوربیساید بسیار گسترده است. نابودی گسترده زیرساخت‌ها موجب بی‌خانمانی صدها هزار نفر شده و موج گسترده‌ای از آوارگی و مهاجرت داخلی ایجاد کرده است. مدارس و مراکز آموزشی تخریب‌شده، نسل آینده غزه را از دسترسی به آموزش محروم کرده و آینده اقتصادی و اجتماعی منطقه را تهدید می‌کند. همچنین بیمارستان‌ها و مراکز درمانی نابودشده، بحران بهداشتی شدیدی ایجاد کرده و شیوع بیماری‌ها را تسریع می‌کند.
از منظر روانی و اجتماعی نیز، این اقدامات موجی از ترس، اضطراب و آسیب‌های روحی-روانی در میان جمعیت غیرنظامی ایجاد کرده است. کودکان و نوجوانان که بیشترین آسیب را متحمل شده‌اند، در معرض خطر رشد اختلالات روانی و اجتماعی طولانی‌مدت هستند. این اثرات انسانی، امنیت اجتماعی منطقه را در بلندمدت تحت تأثیر قرار می‌دهد.

پیامدهای منطقه‌ای

اوربیساید در غزه، پیامدهای گسترده‌ای در سطح منطقه دارد. در کوتاه‌مدت، موج مهاجرت اجباری به کشورهای همسایه مانند مصر و اردن فشار بر منابع انسانی، اقتصادی و امنیتی این کشورها را افزایش داده است. در بلندمدت، فقدان امنیت و فرصت‌های اقتصادی زمینه‌ساز رشد گروه‌های افراطی و خشونت‌طلب شده و می‌تواند به گسترش بحران‌های امنیتی منطقه‌ای منجر شود.
اوربیساید همچنین به‌طور غیرمستقیم، سیاست‌های منطقه‌ای بازیگران خارجی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. بی‌ثباتی و آشفتگی در غزه، می‌تواند به افزایش نفوذ گروه‌ها و دولت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای منجر گردد و رقابت هژمونیک را وارد حوزه امنیت انسانی و حقوق بشر نماید. این پدیده، شکاف بین نظم امنیتی موجود و واقعیت‌های میدانی منطقه را آشکار می‌سازد و بر ضرورت بازتعریف راهبردهای امنیتی و دفاعی در خاورمیانه تأکید دارد.

پیامدهای بین‌المللی و حقوقی

در سطح بین‌المللی، اوربیساید در غزه پرسش‌های جدی درباره ناکارآمدی حقوق بین‌الملل بشردوستانه و ضرورت بازنگری در قواعد جنگ شهری برانگیخته است. نابودی عمدی زیست‌بوم شهری و زیرساخت‌ها، نقض آشکار قوانین جنگ و حقوق بشر محسوب می‌شود. سکوت یا همراهی قدرت‌های بزرگ با این اقدامات، مشروعیت نظم حقوقی بین‌المللی را به چالش می‌کشد.
این وضعیت، ضرورت بازتعریف مفاهیم کلیدی امنیت انسانی، مقاومت مشروع و حقوق جنگ را بیش از پیش آشکار می‌سازد. اوربیساید وقتی با سکوت نهادهای بین‌المللی همراه می‌شود، می‌تواند الگویی برای جنگ‌های آینده در دیگر مناطق بحران‌زده جهان ایجاد کند.

نقش ایران و دیگر بازیگران منطقه‌ای

برای ایران و دیگر بازیگران منطقه‌ای، برجسته‌سازی مفهوم اوربیساید می‌تواند به ابزاری دیپلماتیک و رسانه‌ای بدل شود. تمرکز بر این مفهوم، امکان محکوم‌سازی اقدامات اسرائیل در مجامع بین‌المللی را فراهم کرده و می‌تواند به یک هشدار درباره تکرار چنین الگوهایی در لبنان، یمن یا دیگر مناطق حساس تبدیل شود. ایجاد گفتمان حقوقی و امنیتی علیه این نوع اقدامات، ظرفیت ایران را در تقویت نقش منطقه‌ای و مشروعیت دیپلماتیک افزایش می‌دهد.
همچنین، اوربیساید می‌تواند مبنایی برای تدوین سیاست‌های بازدارنده جدید و همکاری‌های منطقه‌ای در زمینه امنیت شهری، حمایت از پناهندگان و توسعه ظرفیت‌های مدیریت بحران فراهم کند.

جمع‌بندی و چشم‌انداز

اوربیساید در غزه به معنای واقعی، نابودی زیست‌بوم انسانی است؛ فرآیندی که با تخریب زیرساخت‌های حیاتی همچون آب، برق، بهداشت و آموزش، محدودسازی دسترسی به منابع اساسی و ایجاد بحران‌های انسانی طولانی‌مدت، امکان سکونت و زندگی غیرنظامیان را از میان می‌برد. این روند صرفاً یک جنگ زمینی محدود نیست، بلکه استراتژی‌ای ژئوپلیتیکی است که با تغییر بافت شهری و اجتماعی، آینده سیاسی و امنیتی منطقه را بازتعریف می‌کند.
از همین‌رو، اوربیساید نه‌تنها یک جنایت انسانی محسوب می‌شود، بلکه نماد تحولی بنیادین در ماهیت جنگ‌های معاصر است. گذار از جنگ‌های متعارف به جنگ‌هایی مبتنی بر نابودی زیست‌بوم انسانی، امنیت بین‌الملل را با چالشی عمیق مواجه ساخته و ضرورت بازنگری در مفاهیم بنیادین حقوق بشر، حفاظت از غیرنظامیان و چارچوب‌های قانونی جنگ را بیش از پیش برجسته می‌سازد.
بی‌توجهی به این روند، نه‌تنها ثبات غزه، بلکه امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی را به خطر می‌اندازد. جهان امروز در حال تجربه تغییرات عمیق در نظم امنیتی خود است و اوربیساید نمونه‌ای آشکار از روش‌های نوین جنگ‌افروزی است که قواعد سنتی حقوق بین‌الملل را به چالش می‌کشد. توجه جدی به این پدیده، تحلیل دقیق پیامدهای انسانی، حقوقی و امنیتی آن و ایجاد گفتمان منطقه‌ای و بین‌المللی برای مقابله با چنین الگوهایی، ضرورت حیاتی و عاجل جامعه جهانی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *