✍🏻 دریا کریم زاده- دانشجو دکتری روابط بین الملل و مدیر دپارتمان مطالعات زنان انجمن ایرانی مطالعات غرب اسیا

خاورمیانه، این جغرافیای آکنده از بحران، منافع و خاطرههای امپراتوری، بار دیگر در نقطهای قرار گرفته است که نشانههای یک بازطراحی عمیق در نظم منطقهای آن دیده میشود. از ابتدای قرن بیستویکم تا امروز، خاورمیانه از تغییرات متعددی در ساختار قدرت، توازن امنیتی، و شکلبندیهای سیاسی عبور کرده است؛ اما آنچه در دههٔ اخیر برجستهتر از پیش به چشم میآید، تلاش هماهنگ و چندوجهی بازیگران غربی، بهویژه ایالات متحده و متحدان اروپایی آن، در کنار اسرائیل، برای بازمهندسی نظم منطقهای به شکلی است که با واقعیتهای جدید قدرت جهانی سازگارتر باشد. این فرایند نه در قالب طرحی واحد و مکتوب، بلکه بهصورت شبکهای از اقدامات سیاسی، امنیتی و اقتصادی در حال شکلگیری است.
در یک نگاه کلان، نظم سنتی خاورمیانه که پس از جنگ سرد و تا حدودی تا پیش از تحولات موسوم به بهار عربی دوام آورد، مبتنی بر دو محور اصلی بود: حضور مستقیم و سنگین نظامی ایالات متحده و اتکای نسبی کشورهای عربی به چتر امنیتی غرب. اما با گذشت زمان، هزینههای سنگین مداخلات نظامی، کاهش تمایل جامعهٔ آمریکایی به حضور طولانیمدت در جنگهای خارجی، و ظهور قدرتهای رقیب مانند چین و روسیه، ضرورت بازتعریف نقش غرب در منطقه را اجتنابناپذیر کرده است. از همین رو، سیاستگذاران غربی کوشیدهاند الگوی جدیدی از حضور و نفوذ را طراحی کنند که مبتنی بر مشارکت منطقهای، پیمانهای چندجانبه و جایگزینی «نفوذ نرم و فناورانه» به جای «حضور نظامی مستقیم» باشد.
در این میان، اسرائیل جایگاهی کلیدی یافته است. این کشور با برخورداری از تواناییهای فناورانه و نظامی پیشرفته، روابط نزدیک با ایالات متحده، و تمایل به ایفای نقشی فراتر از مرزهای خود، به محور اصلی نظم جدید در حال شکلگیری تبدیل شده است. عادیسازی روابط میان اسرائیل و چند کشور عربی در قالب توافقهای ابراهیم را میتوان نقطهٔ عطفی در این مسیر دانست؛ توافقی که نه تنها به شکستن یکی از تابوهای سیاسی جهان عرب منجر شد، بلکه بستر ایجاد شبکههای همکاری اقتصادی، امنیتی و اطلاعاتی میان بازیگران منتخب منطقهای را فراهم ساخت. از منظر غرب، این روند بهویژه در شرایطی که حضور مستقیم واشنگتن در خاورمیانه کاهش یافته، میتواند جایگزینی مؤثر برای حفظ توازن قدرت و مقابله با نفوذ بازیگران غیرغربی به شمار آید.
همزمان با این تحولات، پروژههای زیرساختی و اقتصادی نیز به ابزارهای مؤثری برای بازتعریف نظم منطقهای تبدیل شدهاند. طرحهایی چون «کریدور اقتصادی هند ـ خاورمیانه ـ اروپا» که در حاشیهٔ نشست گروه ۲۰ مطرح شد، نشان میدهد که هدف، صرفاً کنترل امنیتی منطقه نیست، بلکه شکلدهی به یک معماری اقتصادی جدید است که خاورمیانه را به حلقهای در زنجیرهٔ تأمین غرب و آسیا بدل کند. چنین طرحهایی عملاً پاسخ غرب به ابتکار «کمربند و جاده» چین محسوب میشوند و هدف آنها ایجاد مسیرهای جایگزین و امن برای عبور انرژی، کالا و داده است. از این منظر، خاورمیانه نه تنها میدان رقابت ژئوپولیتیکی، بلکه عرصهای برای تعیین آیندهٔ اقتصاد جهانی نیز به شمار میآید.
در سطح سیاست و امنیت، استراتژی غرب در خاورمیانهٔ جدید بر چند ستون استوار است: نخست، تقویت همپیمانیهای منطقهای بر پایهٔ تهدیدهای مشترک؛ دوم، انتقال بار امنیتی از دوش ایالات متحده به متحدان محلی؛ و سوم، مهار بازیگران چالشگر مانند ایران، سوریه و گروههای غیردولتی مسلح از طریق فشارهای سیاسی، تحریم اقتصادی و عملیات اطلاعاتی. این الگو، که میتوان آن را «مدیریت از راه دور» نامید، به غرب اجازه میدهد بدون حضور فیزیکی گسترده، همچنان کنترل نسبی بر مسیر تحولات داشته باشد. در این چارچوب، استفاده از فناوریهای نوین نظارتی، جنگ سایبری و هوش مصنوعی نیز در حال تبدیل شدن به ابزارهای راهبردی نفوذ و قدرت است.
با این حال، نظم جدید خاورمیانه با چالشهای قابلتوجهی روبهروست. نخستین چالش، ناهمگونی منافع درون بلوک غربی است؛ اروپا، ایالات متحده و اسرائیل الزاماً در همهٔ حوزهها دیدگاه واحدی ندارند. اختلاف در سیاستهای انرژی، نحوهٔ تعامل با جهان عرب، و حتی ارزیابی از تهدید ایران نشان داده است که این ائتلاف هنوز فاقد یک استراتژی کاملاً همسو است. چالش دوم، مقاومت ساختاری بازیگران منطقهای است که چنین بازطراحیای را مغایر با منافع یا هویت خود میدانند. ایران با گسترش محور مقاومت، ترکیه با سیاست چندوجهی در قفقاز و مدیترانه، و حتی برخی کشورهای عربی با نگرانی از افکار عمومی داخلی، موانعی جدی بر سر تحقق کامل این نظم جدید ایجاد کردهاند.
افزون بر آن، بحرانهای انسانی و امنیتی همچون جنگ غزه، تنشهای لبنان و سوریه، و شکنندگی دولتها در یمن و عراق، نشان میدهد که هر نظم منطقهای بدون در نظر گرفتن واقعیتهای اجتماعی و سیاسی بومی، با خطر بیثباتی مداوم روبهرو خواهد بود.
در بُعد فرهنگی و رسانهای نیز، یکی از اهداف کمتر آشکار اما مؤثر غرب، تغییر گفتمان عمومی دربارهٔ خاورمیانه است. از طریق روایتسازی در رسانههای بینالمللی، تولید محتوای فرهنگی و جهتدهی به افکار عمومی، تصویری از خاورمیانه به عنوان منطقهای نیازمند «مدیریت و نوسازی» ترسیم میشود؛ روایتی که مشروعیتبخش بسیاری از سیاستهای امنیتی و اقتصادی غرب در این جغرافیا بوده است. در مقابل، بازیگران منطقهای تلاش دارند با بهرهگیری از رسانههای مستقل و دیپلماسی عمومی، این روایت را به چالش بکشند و بر ظرفیتهای بومی برای توسعه و ثبات تأکید کنند.
با در نظر گرفتن این عوامل، میتوان گفت نظم جدید خاورمیانه در حال شکلگیری است، اما نه بهعنوان طرحی از پیش نوشتهشده، بلکه بهصورت فرآیندی پویا و چندلایه که تحت تأثیر رقابت قدرتها، تحولات اقتصادی جهانی و پویاییهای داخلی کشورهای منطقه قرار دارد. در این روند، غرب و اسرائیل نقش فعال و هدفمندی دارند، اما موفقیت کامل آنها بستگی به عوامل متغیری دارد: میزان پذیرش کشورهای عربی، واکنش ایران و ترکیه، و چگونگی شکلگیری نظم جهانی آینده در سایهٔ رقابت آمریکا و چین.
از دیدگاه تحلیلی، آیندهٔ خاورمیانه بیش از هر چیز تابعی از تعادل میان سه محور خواهد بود: محور غربی ـ اسرائیلی که به دنبال حفظ ثبات با محوریت فناوری و اقتصاد است؛ محور مقاومت که به امنیت منطقهای مستقل و چندقطبی میاندیشد؛ و محور میانهرو که میکوشد بین تعامل و استقلال تعادلی برقرار کند. اینکه کدام یک از این محورها دست بالا را خواهد یافت، بستگی به توان بازیگران در مدیریت بحرانها، استفاده از فرصتهای اقتصادی و سازگاری با نظم جهانی آینده دارد.
در نهایت، اگرچه نظم جدید خاورمیانه هنوز در مرحلهٔ شکلگیری است، اما جهت کلی آن نشان میدهد که منطقه در حال گذار از دوران وابستگی امنیتی به سمت نوعی خودساماندهی هدایتشده است؛ نظمی که در آن نقش ایالات متحده کمتر مستقیم و بیشتر راهبردی خواهد بود، و اسرائیل در جایگاه شریک امنیتی ـ فناورانهٔ کلیدی باقی میماند. با این حال، سرنوشت نهایی این پروژه نه در پایتختهای غربی، بلکه در پویاییهای درونی کشورهای منطقه رقم خواهد خورد. هر نظمی که نتواند واقعیتهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مردم خاورمیانه را در نظر گیرد، دیر یا زود با چالش مشروعیت و دوام مواجه خواهد شد.
نقش روز افزون سنتکام را در عراق و سوریه و قطر و امارات و عربستان سعودی و بحرین را چگونه تبین می کنید