همایش ها و نشست ها

گزارش نشست « واکاوی اقتصاد ساختارگرایی جدید:  الگویی برای توسعه کشورهای غرب  آسیا » 

گزارش: معصومه قلی‌پور دانشجوی دکتری روابط بین الملل و دبیر شعبه گیلان انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا

به همت شعبه‌ی گیلان انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا، دومین پیش‌نشست همایش بین‌المللی الگوهای توسعه و تحولات نوپدید در غرب آسیا که در روزهای ۱۱ و ۱۲ اذرماه ۱۴۰۴ توسط انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا در دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران برگزار خواهد شد، در روز پنجشنبه پانزدهم آبان ماه ۱۴۰۴ با عنوان « واکاوی اقتصاد ساختارگرایی جدید:  الگویی برای توسعه کشورهای غرب  آسیا »  به‌صورت مجازی در بستر اسکای روم و با حضور دکتر سجاد بهرامی مقدم؛ عضو هیئت علمی گروه  علوم سیاسی و روابط بین‌الملل دانشگاه گیلان و با مدیریت علی باباشکوری؛ مدیر شعبه‌ی گیلان انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا برگزار شد.

در ابتدای این وبینار که از ساعت ۱۸ آغاز شد و در آن دکتر اطهری؛ رییس هیئت مدیره انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا، دکتر لکزی؛ مدیر اجرایی انجمن و شماری از اساتید، پژوهشگران، دانشجویان و علاقمندان علوم سیاسی و روابط بین‌الملل حضور داشتند، علی باباشکوری؛ مدیر نشست پس از ادای احترام به اساتید حاضر و بیان خوشآمد گویی به حضار، با تبیین موضوع نشست، بر اهمیت توجه جدی پژوهشگران علوم سیاسی، روابط بین‌الملل و اقتصاد بین‌الملل به این مبحث مهم تاکید کرد. به گفته‌ی وی، این نشست با هدف ایجاد فرصتی مغتنم برای بازاندیشی در یکی از مهم‌ترین رویکردهای فکری در حوزه‌ی اقتصاد سیاسی بین‌الملل  که فهم آن برای کشورهای در مسیر توسعه، به‌ویژه در منطقه‌ی غرب آسیا، اهمیتی دو چندان دارد، ترتیب داده شد.

وی سپس با معرفی کامل سخنران نشست؛ دکتر سجاد بهرامی مقدم و سوابق ارزشمند ایشان درترجمه و تالیف کتب و مقالات متعدد در زمینه اقتصاد سیاسی بین الملل، از ایشان خواست تا سخنانشان را پیرامون موضوع نشست ارائه  نمایند.

بهرامی مقدم سخنان خود را با توضیح مبحث ساختارگرایی جدید آغاز نمود. ایشان با اشاره به ایده‌های بنیادین شکل‌دهنده ساختارگرایی کلاسیک، به چگونگی تحول در نظریات اقتصاد سیاسی بین الملل و رسیدن به نظریه مهم ساخنارگرایی جدید  اشاره کرد و گفت اگر ساختارگرایی را معطوف به عدم توسعه در آمریکای لاتین بدانیم، ساختارگرایی جدید برآمده از تجارب موفق اقتصادهای پاسیفیک است. وی با اشاره به این پرسش مهم اقتصاددانان و دانشمندان اقتصاد سیاسی بین الملل که چرا دولت‌ها در پاسیفیک توانستند به توسعه اقتصادی دست یابند اما دولت‌ها در آمریکای لاتین نتوانستند، به تفاوت بین این دونوع ساختارگرایی پرداخت و بر لزوم درنظر داشتن این تفاوت تاکید کرد.

با این مقدمه، بهرامی مقدم  وارد بحث اصلی نشست شد و با اشاره به تجربیات موفق چین، سنگاپور، ژاپن و… و مقایسه  با کشورهای آمریکای لاتین، به پرسش مذکور پاسخ داد. وی با برشمردن ویژگی‌های اقتصادهای توسعه ‌یافته و اشاره به نرخ رشد آن‌ها توضیح داد که چرا کشوری پیش‌رو مانند آمریکا به‌عنوان آنچه ساختارگرایان آن را مرکز نامیدند، نرخ رشد پایین‌تری نسبت به کشوری مانند چین دارد.  به گفته‌ی او، ساختارگرایی جدید توضیح می‌دهد که اقتصادهای پیرامون و به اصطلاح فقیر، به‌طور بالقوه امکانات، فرصت‌ها و درواقع مزیت‌هایی دارند که می‌توانند با نرخ رشدهایی به مراتب بالاتر از کشورهای صنعتی رشد کنند. طرفذاران این نظریه، رشد را مساله‌ای درون‌زا  و موفقیت در بهره‌گیری از سرمایه خارجی را به ساختار اقتصاد سیاسی داخلی کشور مرتبط می‌دانند و معتقدند هیچ مانعی در ذات نظام بین‌الملل و رابطه کشورهای مرکز و پیرامون وجود ندارد که بتواند به‌طور قطع از توسعه و صنعتی شدن کشورهای پیرامونی جلوگیری کند. ایشان با بیان آماری دقیق از نرخ رشد کشورهای صنعتی و سنگاپوربه‌عنوان نمونه موفق رشد در حوزه پاسیفیک، بر ممکن بودن جبران فاصله بین کشورهای درحال توسعه و کشورهای زودتر توسعه یافته تاکید کرد.

در پایان اولین بخش از سخنان بهرامی مقدم،علی بابشکوری این پرسش را مطرح نمود که نظریه‌ی ساختارگرایی جدید از دل تجربیات موفق کشورهای پاسیفیک درآمد، یعنی تجربه مفدم بر نظریه بوده است، درحالی‌که در سایر نظریات توسعه، نطریه مقدم بر تجربه است. پس این کشورهای موفق پاسیفیک چگونه توانستند بدون داشتن نظریه‌ای برای عملکرد تظام‌مند مسیرمشخصی داشته باشند و در آن حرکت کنند؟

بهرامی این پرسش را با ذکر یک مثال به‌ تفصیل پاسخ داد. وی  با اشاره به روند آغاز توسعه صنعتی در کُره جنوبی به دغدغه سیاستمداران کُره حول موضوع اتحاد و مخالفت صریح آقای پارک و تحکم او در اولویت قرار دادن توسعه صنعتی برای کره جنوبی  اشاره کرد و توضیح داد که چگونه دولت باتوجه به نیاز به تامین ارز برای واردات از ثروتمندان داخلی کمک گرفت و با نقشی فراتر از تسهیل، ثروتمندان کُره را ترغیب و حتی اجبار کرد تا با ورود به تولید، ارز مورد نیاز کشور را تامین کنند. در واقع با تشخیص درست نیاز کشور و تمرکز دولت بر حل آن با توجه به مزیت نسبی و موجودی منابع کشور، چنین تجربیات‌ موفقی ساخته شد.

در ادامه، مدیر نشست مهم‌ترین سوالات شرکت‌کنندگان در نشست را مطرح کرد. اولین پرسش  در مورد  توسعه در منطقه غرب آسیا و اساسا وجود چنین امکانی و امکان کاربست موفق نظریه ساختارگرایی جدید در این منطقه بود. بهرامی مقدم به این پرسش اینگونه پاسخ داد که منطقه غرب آسیا باتوجه به داشتن منابع فراوان مستعد توسعه است و اگر توسعه در جایی رخ نمی‌دهد بخاطر مسایل درونی کشورهاست. وگرنه چیزی نیست که به کشورهایی اجازه صنعتی شدن بدهد و به کشورهایی خیر. دنیا و مناسبات بین‌المللی تغییر می‌کند. پتانسیلی داخل کشورها وجود دارد که اگر کشورها بتوانند از آن‌ها استفاده کنند، قادر به توسعه صنعتی خواهند بود. مهم این است که جریانات سیاسی بجای توسعه صنعتی بر چه ایده‎هایی متمرکزند. باید تاکید که تمام کشورها قادر به توسعه صنعتی و جبران فاصله با کشورهای به‌اصطلاح پیشکسوت هستند و این امر به عوامل درونی وابسته است.

پرسش مهم دیگر درمورد قطر بود. این کشور باتوجه به نداشتن مزیت نسبی نیروی کار، با وارد کردن نیروی کار موفق به توسعه زیرساخت‌ها و برگزاری رویداد مهمی چون جام جهانی و درنتیجه‌ی آن کسب اعتبار و درآمد فراوان شد. آیا این امر قطر را در حالی‌که توسعه صنعتی مولد در آن رخ نداده است، به یک دولت تسهیل‌گر تبدیل می‌کند.

بهرامی در پاسخ به این پرسش گفت قطر علی‌رغم سرمایه و ثروت هنگفت و جمعیت کم و رفاه بالا، وارد بخش تولید صنعتی هم شده و در حال وارد کردن تکنولوژی از شرکت‌های معتبر جهان است و ذخیره ارزی خود را روی ورود تکنولوژی متمرکز می‌کند چون می‌داند این شرکت‌ها بازار فروش و کسب درآمد مجدد را برایش فراهم خواهند کرد.

در ادامه، بهرامی مقدم به دیگر سوال مطرح٬شده  در این نشست  دال بر امکان پر کردن شکاف بین بازار آزاد و دولت توسط ساختارگرایی جدید خصوصاً در خاورمیانه  که در آن هرگونه سرمایه‌داری تحت تاثیر افکار چپ ممکن است به نفوذ لیبرال‌ها یا امپریالیسم تعبیر شود، پاسخ داد. به گفته‌ی وی از نظر ساختارگرایی جدید چاره‌ای جز ورود دولت در نقش تسهیل‌کننده و حمایت از رشد صنعتی وجود ندارد. وی با اشاره به نمونه‌های موفقی چون چین، تاکید نمود که در مسیر توسعه صنعتی از منظر ساختارگرایی جدید نمی‌توان صنایع را به‌راحتی به بخش خصوصی واگذار کرد و باید واگذاری بااحتیاط توسط دولت تسهیل‌گر اتفاق بیفتد. و این مسیر لاجرم باید طی شود تا توسعه صنعتی رخ دهد.

این نشست  سپس، با طرح چند سوال دیگر و پاسخ‌های کارشناس برنامه ادامه یافت. و در نهایت، بهرامی ‌مقدم  با تاکید مجدد برضرورت مطالعه‌ی ساختارگرایی جدید و به‌کارگیری تجربیات و نظریات موفق در راستای اصلاح ساختارها برای توسعه صنعتی کشور به سخنان خود پایان داد. در انتهای نشست، علی باباشکوری مدیر شعبه گیلان انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا، ضمن جمع‌بندی مباحث مطرح شده و ذکر چالش‌برانگیز بودن مباحث اقتصاد سیاسی و عدم اشنایی بخش زیادی از جامعه دانشگاهی با اقتصاد ساختارگرایی جدید، از سخنران و حضار و همکاران خود در انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا تشکر کرد و به این نشست دو ساعته را به پایان رساند.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *