✍🏻دکتر زینب تبریزی- مدیر دپارتمان مسایل ژئوپولیتیک و استراتژیک انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا
خاورمیانه، منطقهای که همواره در تلاقی منافع قدرتهای منطقهای و جهانی قرار داشته، در سالهای اخیر شاهد تشدید رقابت بین ترکیه و اسرائیل بهعنوان دو بازیگر کلیدی بوده است. این دو کشور، با اهداف استراتژیک و رویکردهای متفاوت، در تلاشند تا جایگاه خود را در نظم آینده منطقه تثبیت کنند. تنشهای فزاینده بین آنکارا و تلآویو، بهویژه در حوزههای انرژی، ایدئولوژی، و نفوذ ژئوپولیتیکی، نهتنها روابط دوجانبه آنها را تحت تأثیر قرار داده، بلکه میتواند آینده خاورمیانه را به شکلی عمیق شکل دهد. این یادداشت به بررسی ریشهها، عوامل تشدیدکننده، و چشمانداز این تنشها میپردازد.
رقابت ترکیه و اسرائیل از تفاوتهای بنیادین در اهداف و روشهای آنها سرچشمه میگیرد. ترکیه، تحت رهبری رجب طیب اردوغان، با تکیه بر ترکیبی از قدرت نظامی، دیپلماسی تهاجمی، و نفوذ فرهنگی، به دنبال احیای نقش تاریخی خود بهعنوان یک قدرت منطقهای است. این کشور از طریق عملیاتهای نظامی در سوریه و لیبی و مناقشه قرهباغ، توسعه صنایع دفاعی مانند پهپادهای بایراکتار، و گسترش نفوذ نرم از طریق رسانه و فعالیتهای مذهبی، تلاش کرده تا حوزه نفوذ خود را در خاورمیانه و فراتر از آن گسترش دهد. در مقابل، اسرائیل با بهرهگیری از برتری فناوری در حوزههای سایبری و تسلیحاتی، حمایت قوی ایالات متحده، و روابط رو به رشد با کشورهای عربی از طریق توافقنامه ابراهیم، جایگاه خود را بهعنوان یک قدرت نظامی و سیاسی تثبیت کرده است.
یکی از اصلیترین محورهای تنش، رقابت بر سر منابع انرژی در مدیترانه شرقی است. کشف منابع گازی در این منطقه، اسرائیل را به همکاری با مصر، یونان، و قبرس در قالب “فروم گاز مدیترانه شرقی” سوق داده تا گاز خود را به اروپا صادر کند. ترکیه، که از این ائتلاف کنار گذاشته شده، با اقدامات یکجانبه، مانند توافق دریایی با لیبی در سال ۲۰۱۹ و گشتزنیهای نظامی در آبهای مورد مناقشه، به دنبال تأمین منافع خود است. این تقابل نهتنها به تنشهای دیپلماتیک، بلکه به رویاروییهای محدود نظامی در دریا منجر شده و میتواند در آینده تشدید شود.
اختلافات ایدئولوژیک نیز نقش مهمی در این رقابت ایفا میکند. ترکیه با حمایت از مسئله فلسطین و انتقادهای تند از سیاستهای اسرائیل در غزه و کرانه باختری، به دنبال جلب حمایت افکار عمومی جهان اسلام است. این موضعگیری، بهویژه در پی درگیریهای اخیر غزه تا اوایل ۲۰۲۵، تنشها را با اسرائیل شدت بخشیده است. در مقابل، اسرائیل با عادیسازی روابط با کشورهای عربی، تلاش کرده تا اهمیت مسئله فلسطین را در منطقه کاهش دهد، که این امر به تقابل غیرمستقیم با ترکیه منجر شده است. این رقابت ایدئولوژیک، همراه با حمایت ترکیه از گروههای نزدیک به اخوانالمسلمین، خاورمیانه را به سمت قطبیسازی بیشتر سوق میدهد.
عوامل متعددی میتوانند این تنشها را در آینده تشدید کنند. در ترکیه، فشارهای اقتصادی مانند تورم بالا و کاهش ارزش لیر، همراه با تنشهای داخلی مرتبط با مسئله کردها، ممکن است اردوغان را به اتخاذ مواضع تهاجمیتر در برابر اسرائیل برای تقویت حمایت داخلی سوق دهد. در اسرائیل نیز، تداوم سیاستهای دولتهای راستگرا و فشارهای بینالمللی به دلیل سیاستهایش در فلسطین و لبنان، میتواند رویکرد سختگیرانهتری را علیه ترکیه تقویت کند. علاوه بر این، روابط پیچیده ترکیه با روسیه و ناتو، و وابستگی اسرائیل به حمایت ایالات متحده، میتواند رقابت این دو کشور را تحت تأثیر قرار دهد. بهعنوان مثال، نزدیکی ترکیه به روسیه در حوزههای دفاعی و انرژی، ممکن است اسرائیل را به واکنشهای تندتر وادارد.
با این حال، چشمانداز این تنشها تنها به تقابل محدود نمیشود. تاریخ روابط ترکیه و اسرائیل، بهویژه همکاریهای نظامی و اقتصادی در دهههای گذشته، نشان میدهد که همکاریهای تاکتیکی در شرایط خاص ممکن است. منافع مشترک در برابر تهدیداتی مانند نفوذ ایران یا نیاز به ثبات اقتصادی در منطقه، میتواند دو کشور را به سوی تعاملات محدود سوق دهد. با این وجود، در کوتاهمدت، تشدید تنشها در مدیترانه شرقی و اختلافات بر سر مسئله فلسطین محتملتر به نظر میرسد. این رقابت میتواند به قطبیسازی بیشتر منطقه منجر شود، جایی که ترکیه با جلب حمایت کشورهای غیرمتعهد و اسرائیل با تقویت ائتلافهای عربی-غربی، خاورمیانه را به بلوکهای متضاد تقسیم کنند.
ترکیه و اسرائیل با چالشهای داخلی و خارجی متعددی مواجهند که میتواند توانایی آنها برای پیگیری این رقابت را محدود کند. ترکیه با مشکلات اقتصادی و تنشهای سیاسی داخلی دستوپنجه نرم میکند، در حالی که اسرائیل با اعتراضات داخلی و فشارهای بینالمللی مواجه است. موفقیت هر یک از این دو کشور در نظم آینده خاورمیانه، به توانایی آنها در مدیریت این چالشها و حفظ تعادل بین جاهطلبی و واقعگرایی بستگی دارد.
در نهایت، تنشهای ترکیه و اسرائیل یکی از عوامل تعیینکننده در شکلگیری نظم آینده خاورمیانه خواهد بود. این رقابت، که در حوزههای انرژی، نظامی، و ایدئولوژیک و مسائل ژئوپولیتیکی ریشه دارد، میتواند به تشدید منازعات منطقهای یا در شرایط خاص، به همکاریهای محدود منجر شود. آینده خاورمیانه به نحوه مدیریت این تنشها و تعامل این دو کشور با دیگر بازیگران منطقهای و جهانی بستگی خواهد داشت. ایجاد توازن بین رقابت و همکاری، کلید تعیین مسیر نظم منطقهای در سالهای پیش رو خواهد بود.