مقالات اعضا

جنگ 12 روزه و درس‌های بازار نفت

بن کیهیل*

ترجمه: احسان اعجازی**

گاه حوادثی که سال‌ها از آن‌ها هراس داشته‌ایم، در نهایت تأثیر چندانی ندارند. سال‌ها نگرانی از بروز درگیری بر سر برنامه هسته‌ای ایران، این ترس را سبب شده بود که زیرساخت‌های انرژی در معرض خطر قرار گیرند و صادرات از قلب نفت و گاز جهان مختل شود. اما زمانی که این سناریوی کابوس‌وار به واقعیت پیوست، تأثیر آن بر بازار نفت بسیار محدود بود. معامله‌گران از همان ابتدا با تردید به احتمال اختلال در عرضه نگاه کردند، و افزایش اندک قیمت نفت به‌زودی از بین رفت، چراکه روشن شد ایران تمایلی به ورود به چرخه‌ای از تنش‌های فزاینده ندارد و بهای نفت برنت دوباره به زیر ۷۰ دلار بازگشت.

حتی جنگ با ایران نیز نتوانست احساس بازار را دگرگون کند، و این مسأله دست‌کم چهار درس مهم در پی دارد:

نخست، بازار نفت همچنان نسبت به خطرهای ژئوپولیتیکی بی‌تفاوت باقی مانده است. از زمان حمله حماس به اسرائیل در اکتبر ۲۰۲۳، خاورمیانه با بحران‌های متعددی روبه‌رو بوده، اما این رخدادها هیچ‌گاه نتوانسته‌اند جریان عرضه را مختل کنند. بازار به کمک اطلاعات لحظه‌ای از ردیاب‌های نفتکش‌ها و تصاویر ماهواره‌ای از تأسیسات تولید، پایانه‌های صادراتی، خطوط لوله و مخازن ذخیره‌سازی، به سرعت در جریان وقایع قرار می‌گیرد و تنها در صورت بروز بحران واقعی واکنش نشان می‌دهد. این تغییر نگاه از سپتامبر ۲۰۱۹ آشکار بود؛ زمانی که حمله به تأسیسات نفتی بقیق عربستان منجر به جهش کوتاه‌مدت قیمت شد، اما به‌سرعت با تعمیرات فوری، استفاده از ذخایر، و جایگزینی نفت خام مهار شد. پیش از بحران اخیر، معامله‌گران باور نداشتند ایران تنگه هرمز را ببندد، چون چنین اقدامی صادرات نفت ایران را هم متوقف می‌کرد. بنابراین، بازار رویکرد «اثبات کن تا باور کنم» را در پیش گرفته است، که برای مصرف‌کنندگان خبر خوبی ا‌ست و نوسانات قیمت را کاهش می‌دهد.

دوم، بازار پرعرضه دست رئیس‌جمهور آمریکا را برای اقدام بازتر کرده است. تصمیم ترامپ برای بمباران تأسیسات هسته‌ای ایران نشان داد که رؤسای‌جمهور آمریکا اکنون بدون نگرانی از پیامدهای شدید قیمتی می‌توانند چنین اقداماتی انجام دهند. در سال‌های اخیر، رشد تولید خارج از اوپک – به‌ویژه در آمریکا، برزیل، گویان و کانادا – قدرت قیمت‌گذاری اوپک‌پلاس را کاهش داده است. کاهش تولید اوپک‌پلاس نیز منجر به ایجاد ظرفیت مازاد شده که تا ژوئن ۵.۴ میلیون بشکه در روز تخمین زده شده (البته این رقم به‌تدریج با افزایش تولید در حال کاهش است). ممکن است ترامپ و جانشینانش نتیجه بگیرند که شکوفایی نفت شیل آمریکا این امکان را فراهم کرده تا بدون واکنش منفی بازار، تحریم‌هایی علیه ایران، ونزوئلا یا روسیه وضع کنند یا حتی به زیرساخت‌های انرژی حمله کنند. این اعتماد اما شاید بی‌جا باشد؛ واردات نفت آمریکا از خاورمیانه به‌شدت کاهش یافته، اما قیمت‌ها در داخل همچنان تابع شرایط بازار جهانی‌اند. همچنین نشانه‌هایی از کاهش تولید نفت شیل آمریکا دیده می‌شود، چراکه تولیدکنندگان با احتیاط عمل کرده و حفاری‌ها و تجهیزات خود را کاهش داده‌اند، هرچند افزایش پوشش خطر (توسط شرکت‌های بیمه) در واکنش به جهش موقتی قیمت، تا حدی از بازار حمایت کرده است. بنابراین، دولت آمریکا در آینده ممکن است با دشواری بیشتری در اعمال فشار هم‌زمان بر چند کشور نفتی روبه‌رو شود.

سوم، پس از تنفس کوتاه ناشی از بحران ایران، بار دیگر توجهات به سوی اوپک‌پلاس معطوف خواهد شد. هشت تولیدکننده اصلی این گروه اکنون در حال افزایش تولیدند و آخر هفته گذشته اعلام شد که در ماه آگوست ۵۴۸ هزار بشکه دیگر به تولید افزوده می‌شود. تا سپتامبر، ممکن است مابقی کاهش داوطلبانه ۲.۲ میلیون بشکه‌ای تولید که از نوامبر ۲۰۲۳ آغاز شده بود، کاملاً حذف شود. تاکنون این روند برای اوپک‌پلاس موفقیت‌آمیز بوده، چون در واقع، میزان افزوده‌شده به بازار کمتر از رقم اعلام‌شده بوده و بخشی از آن نیز به دلیل اوج مصرف داخلی در تابستان در منطقه خلیج فارس صرف بازار داخلی شده است. اما در سه‌ماهه پایانی ۲۰۲۵ و سال آینده، توازن بازار شکننده به نظر می‌رسد. دبیرخانه اوپک پیش‌بینی کرده که تقاضا در سال ۲۰۲۵ حدود ۱.۳ میلیون بشکه در روز رشد خواهد کرد – که بسیار بیشتر از برآوردهای آژانس بین‌المللی انرژی یا اداره اطلاعات انرژی آمریکاست. همچنین، عربستان قیمت رسمی فروش نفت خود به همه مناطق را افزایش داده که نشانه اعتماد به چشم‌انداز تقاضاست. یا اوپک‌پلاس واقعاً بر این باور است که بازار توان جذب این افزایش عرضه را دارد، یا اینکه در تلاش است سهم خود از بازار را بازپس گیرد – حتی اگر به قیمت افت قیمت نفت در چند فصل آینده تمام شود. در پاییز، اوپک‌پلاس باید تصمیم بگیرد که آیا به مسیر افزایش عرضه ادامه دهد یا مدیریت بقیه کاهش‌های گروهی را در دستور کار قرار دهد.

چهارم، این احتمال وجود دارد که بحران در خلیج فارس به پایان نرسیده باشد و احساس پیروزی در (میان مقامات) واشنگتن بی‌مورد باشد. جنگ ۱۲ روزه، به دوره‌ای از خوش‌بینی که بر دیپلماسی منطقه‌ای، کاهش تنش‌ها، و تمرکز بر اولویت‌های رشد اقتصادی متمرکز بود، پایان داد. وقایع هفته‌های اخیر نشان داد که تهدید اصلی نه به جریان نفت، بلکه به استمرار موفقیت کشورهای عربی خلیج فارس در حفظ اعتبار خود به‌عنوان مناطق امن و باثبات، و جذب سرمایه‌گذاری برای تحقق اهداف اقتصادی‌شان ارتباط دارد. در نهایت، بازار نفت به‌درستی پیش‌بینی کرد که درگیری با ایران، اختلال جدی در عرضه ایجاد نمی‌کند. اوپک‌پلاس امیدوار است که بازار زودتر از آنچه انتظار می‌رود، نفت مازاد عرضه‌شده را جذب کند تا بتواند روایت را تغییر داده و سهم بیشتری از بازار را از رقبایی همچون نفت شیل آمریکا بازپس گیرد.

*پژوهشگر ارشد غیرمقیم در برنامه امنیت انرژی و تغییرات اقلیمی در مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی در واشنگتن دی‌سی

**مدرس دانشگاه و مدیر دپارتمان مطالعات فلسطین- اسرائیل انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *