مقالات اعضا

چرا تنگه باب المندب مهمترین آب راه جهان شد؟

 

آزاد زارعی- کارشناس مسائل خاورمیانه

باب المندب را میتوان مهمترین و استراتژیکی ترین گذرگاه آبی جهان نامید و آنچه جایگاه تنگه باب المندب را در هژمونی بازیگران منطقه ایی و فرامنطقه ایی برجسته میسازد،اشرافیت کشورهایدارنده منابع انرژی نفت و گاز،جهت تسلط بر کانال های ترانزیتی آن میباشد. آبراهه یا گذرگاه باب المندب،سالانه حدود 22 هزار کشتی و روزانه حدودا 4 میلیون بشکه نفت که برابر با 6 درصد از تجارت نفت جهان است و حدود 7 درصد حجم وارداتی اروپای غربی از طریق این گذرگاه، در ترکیب وگذر از کانال سوئز جابه جا میشود.

پس میتوان آبراهه باب المندب را بخش مهمی از نظام بین الملل عنوان کرد که از اهمیت ژئوپلیتیکی و ژئو اکونومی بالایی برخوردار است. باب المندب،یک تنگه ی آبی،میان کشور یمن و جیبوتی ،که قسمت جنوبی دریای سرخ را به خلیج عدن و سپس به دریای عرب و اقیانوس هند وصل میکند،درواقع تنگه ایی در شمال شرقی عربستان و جنوب غربی آفریقا که از شمال غربی،دریای سرخ را به خلیج عدن  اقیانوس هند در جنوب شرقی متصل میکند.

عرض این تنگه حدود 20 مایل(32 کیلومتر) ودو قاره آسیا و آفریقا در تنگه باب المندب به نزدیکترین فاصله که حدودا 40مایل(64 کیلومتر)می باشد،میرسند.

این تنگه با جزایر کوچکی مانند جزایر هفت برادر یا جزیره پریم (میون)به دو قسمت تقسیم میشود،کانال شرقی به نام تنگه اسکندر،که سه کیلومتر پهنا و سی متر عمق دارد و به عنوان ایستگاه یا پناهگاه هنگام عبور از تنگه استفاده میشود وکانال غربی به نام دکه المعیون که پهنای آن در حدود 25 کیلومتر و ژرفای آن 310متر است،جریان آب در قسمت شرقی به سمت داخل و درقسمت غربی به دلیل جریان قوی در عمق،به سمت بیرون روان میباشد.

باب المندب مسیر اصلی تجارت دریایی بین اقیانوس هند و دریای مدیترانه است،از این نظر،منافع کشورهای اردن،یمن ،اتیوپی،سودان،سومالی،جیبوتی،اریتره،به طور مستقیم از طریق تنگه باب المندب

و کانال سوئز،تامین میشود و به زبان ساده تر به طور مستقیم این کشورها جز از طریق کانال سوئز و دریای سرخ هیچ دسترسی به آب های آزاد و اقیانوس ها ندارند.

بنادر ینبع،جده،موگادیشو و اسمره بندرهای مهم و بزرگ تجاری در کنار دریای سرخ هستند.

مسیر اصلی تجارت بین اقیانوس هند و دریای مدیترانه،تنگه باب المندب میباشد.

به عبارتی بیشترین تعداد کشتی های تجاری که در کانال سوئز تردد دارند از تنگه باب المندب میگذرند،از این جهت تنگه هرمز،تنگه باب المندب و کانال سوئز به طور پیوسته بر هم تاثیر میگذارند.

باب المندب در منطقه ایی پر آشوب از نظر سیاسی قرار دارد، به این دلیل ابرقدرتها برای برقراری نفوذ چه در شاخ آفریقا و چه در شبه جزیره عربستان،با یکدیگر در حال رقابت هستند.

رقابت ژئوپلیتیکی بی سابقه در دریای سرخ و شاخ آفریقا به شکل باور نکردنی به هم مرتبط شده و تحولاتشان به شدت بر یکدیگر تاثیر بگذارد.

علاوه بر ترانزیت نفت،کشتی های نظامی و ماهیگیری کروز از خطوط حمل و نقل تجاری محلی_بین المللی این تنگه استفاده میکنند.

ایران،عراق و کویت از مسیر باب المندب برای ترانزیت نفت خام به غرب استفاده میکنند،در حالی که محصولات نفتی و گازی و کالاها نیز از مبداء مدیترانه و از تنگه باب المندب به شرق میروند.

از این رو در صورت بسته شدن تنگه باب المندب این حجم عظیم از ترافیک مجبور است تا در مسیر طولانی تر حرکت کند،با تغییر مسیر،زمان سفر معمولی،از راس التنوره در عربستان سعودی به بندر دریایی لوئیزیانا در خلیج ایالات متحده آمریکا به 43 روز افزایش می یابد،یعنی کمی بیش از 33 روز مسیر متداول کانال سوئز.

سفر از راس التنوره به بندر روتردام هلند از طریق کیپ به 39 روز افزایش می یابد،در حالی که از طریق کانال سوئز 23 روز طول میکشد.

افزایش زمان سفر میتواند منجر به افزایش نرخ حمل بار شود،افزایش نرخ حمل می تواند،منجر به افزایش قیمت تمام شده کالا و در نهایت آشفتگی بازار گردد.

به طور مثال در سال 2021 کشتی اورگرین در کانال سوئز به مدت یک هفته به گل نشست،که هم منجر به بالا رفتن قیمت جهانی نفت شد و هم اینکه یک میلیارد دلار خسارت بر جای گذاشت.

با این حال علاوه بر 700 میلیارد دلار تجارت دریایی که هر ساله از مسیر باب المندب عبور میکند،افزایش مصرف آفریقا و یافته های ذخایر هیدرو کربن در شاخ آفریقا،توجه قدرت های منطقه ایی و فرا منطقه ایی را بیش از پیش به اهمیت استراتژیک باب المندب جلب کرده است،زیرا تنگه باب المندب کانون مهم تجاری است که در منطقه ناپایدار و نا امن یمن از شبه جزیره عربستان و منطقه شاخ آفریقا را به هم پیوند میدهد،در نتیجه امنیت آن با چالش های ناپایدار رو به رو میشود و چون کشور های عربی حوزه خلیج فارس،ترکیه و همچین چین و ایالت متحده آمریکا فعالیت اقتصادی و نظامی خود را در منطقه گسترش میدهند،این امر احتمال اختلاف دیپلماتیک و بی ثباتی استراتژیک را افزایش خواهد داد.

بازیگران مطرح در باب المندب

آزادی ناوبری،جریان ناپایدار تجارت و منابع انرژی،مقابله با افراط گرایی،ارتقاء دمکراسی،حکمرانی خوب(البته فقط در اصطلاح)،مواردی هستند که مستقیما بر منافع استراتژیک ایالات متحده آمریکا تاثیر گذار هستند.

از همه مهمتر حضور نظامی چین تاثیرات مستقیم بر منافع اقتصادی و امنیتی ایالات متحده آمریکا دارد،حدودا 700 میلیارد دلار تجارت سالانه از راه های آبی دریای سرخ و تنگه باب المندب عبور می کند.

اما نکته مهمی که حضور ناوهای نظامی ایالات متحده آمریکا را در لمپ لمونیر جیبوتی پر رنگ میکند،علاوه بر هژمونی منطقه مراقبت از دست نشانده خود و انگلیس،یعنی اسرائیل است،چرا که امنیت اسرائیل برای آمریکا و حضور در منطقه بسیار حائز اهمیت است،به طوری که تسلط بر این تنگه،بسیاری از نگرانی های اسرائیل را کاهش میدهد،چرا باب المندب برای اسرائیل حائز اهمیت است،

اسرائیل در ساحل شرقی دریای مدیترانه قرار دارد،و ازطریق زمینی با کشور های لبنان،اردن،فلسطین،سوریه و مصر،هم مرز است،اما شهروندان و کالای اسرائیلی قادر به حرکت و جابه جایی زمینی نیست،مرز اسرائیل با مصر بسته است،و هیچ گذرگاه زمینی میان دوطرف نیست،گرچه دو طرف دارای روابط رسمی دیپلماتیک هستید،اسرائیل کشور های لبنان و سوریه را متخاصم می داند،نیروهای سازمان ملل در مرز مشترک زمینی میان دو طرف حضور دارند،اسرائیل تنها با اردن گذرگاه مرزی زمینی دارد،اما اسرائیلی ها قادر به عبور از اردن به سمت دیگر کشورها نیستند،زیرا ورود کالاها و شهروندان اسرائیلی به تمامی کشورهای همسایه اردن ممنوع میباشد.

باب المندب مسیری مهم برای تجارت وبقاء رژیم اسرائیل میباشد،زیرا که اسرائیل برای حفظ موجودیت خود به آبراه های بین المللی به شدت وابسته است،هراس اسرائیل از بستن تنگه تیران از سوی مصر،مهمترین دلیل وقوع جنگ 1967 بود،چرا که اسرائیل نسبت به از دست رفتن بازدارندگی خود بسیار وحشت زده بود،آنجا که تجارت با شرق نسبت به این مسئله اهمیت چندانی نداشت.

باب المندب از چندین لحاظ برای اسرائیل اهمیت حیاتی دارد،داوید بن گورین،بنیانگذار و نخست وزیر اسرائیل،عقیده داشت که اسرائیل از لحاظ خشکی محصور است و دریا تنها راه دسترسی به جهان دیگر قاره هاست و اسرائیل باید به دریای سرخ مسلط شود.

نگرانی اسرائیل از احتمال بسته شدن تنگه باب المندب علاوه بر مسئله امنیتی،مسئله اقتصادی نیز می باشد.

اسرائیل سالانه حدود 20 میلیارد دلار تبادل تجاری ازطریق دریای سرخ و تنگه باب المندب دارد،که از هفت اکتبر 2023 این رقم به مرور کم و تقریبا به صفر رسیده است.

تنها جایگزین باب المندب،دور زدن قاره آفریقا از طریق دریا می باشد،که این موضوع نه از لحاظ اقتصادی و نه از لحاظ زمانی به نفع اسرائیل نیست،چرا که روابط اسرائیل با کشورهای هدف را دچار بحران میکند و آسیب جبران ناپذیربه اقتصاد اسرائیل واردخواهد کرد،روابطی که از زمان اشغال فلسطین تا به امروز با هزاران ترفند و وعده وعیدهای پوچ ایالات متحده آمریکا به کشورهای دیگر جهت همکاری های مشترک و دو جانبه با اسرائیل شکل گرفته است.

به عبارتی این تنگه به تنهایی طبق آمار رسمی منتشر شده از سوی رژیم اسرائیل،هجده درصد کل واردات و پنج درصد کل صادرات اسرائیل را به خود اختصاص میدهد.

پس بسته شدن تنگه باب المندب هم تبعات امنیتی و هم اقتصادی جبران ناپذیری برای اسرائیل به همراه خواهد داشت.

و یکی از مهمترین و کلیدی ترین موضوعات نزاع در منطقه،اشرافیت آمریکا برتنگه باب المندب می باشد،از یک سو اقتدار آمریکا و حضور مستقیم و غیر مستقیم این کشور در منطقه،چالش های فراوانی را به همراه داشته و سوی دیگر،یکی از مهمترین دروازه های اقتصادی و امنیتی رژیم اسرائیل،بدون حضور آمریکا با تهدیدهای شدید همراه خواهد بود.

یکی دیگر از بازیگران تنگه باب المندب،کشور چین است.

کشور چین در حال حاضر دومین اقتصاد دنیا و با محاسبات صورت گرفته و برآورد های اقتصادی،در سال 2030به اقتصاد اول دنیا تبدیل خواهد شد،و با سرمایه گذاری های کلان در کشورهای منطقه، دور از انتظار نخواهد بود که امنیت تنگه باب المندب برای این کشورنیز، حائز اهمیت نباشد.

کشور چین در سال 2015 نخستین پایگاه دریای خود را در خارج از مرزهایش در سواحل جیبوتی تاسیس کرد و سالانه مبلغ 20 میلیون دلار بابت اجاره آن به کشور جیبوتی پرداخت میکند.

طبق این توافق نامه که تا سال 2026 اعتبار دارد حدود 10هزار نظامی چینی میتواند وارد این پایگاه شده و هدف کشور چین از تاسیس این پایگاه،تضمین عملکرد چین در هیات های حافظ صلح و کمک های انسانی به آفریقا و غرب آسیا است و نکته مهمتر این پایگاه در انجام ماموریت های خارجی و از جمله همکاری نظامی و مانور های مشترک،حمایت از امنیت چین در خارج از مرزها و نیز حفظ امنیت مشترک گذرگاه های دریایی بین المللی و راهبردی کمک خواهد کرد و در احداث آن نشان میدهد که تحرکات چین بنا بر منابعی که در آفریقا و خاورمیانه پیدا کرده،دیگر فراتر از تمرکز سنتی این کشور بر منطقه شرق آسیا و اقیانوس آرام است،که میتوان در قالب طرح رئیس جمهور این کشور،شی جینگ پینگ،که در سال 2013 مطرح شد،به عنوان یک کمربند_یک راه،تعبیر و تفسیر کرد،که برای ایجاد یک راه زمینی و دریایی که مناطق آسیا و اقیانوس هند را به اروپا متصل سازد،این طرح ارائه گردید و امنیت این تنگه برای کشور چین از دیدگاه ژئو پلیتیک و ژئو اکونومی،اهمیت بالایی دارد که با بالا گرفتن تنش در این تنگه،کشور چین( دوست و متحد ایران)،به عنوان یکی از بازیگران مهم میتواند تعیین کننده باشد،(مثلا با محاصره شبه جزیره تایوان و تهدید آمریکا جهت ایجاد تنش در منطقه،میتواند عامل بازدارندگی باشد).

یکی دیگر از بازیگران مهم در تنگه باب المندب جمهوری اسلامی ایران است.

کشوری که به دلیل گرایشات نزدیک گروه انصارالله یمن (حوثی ها)،به افکار و آرمانهای جمهوری اسلامی ایران،و به دلیل اینکه گروه انصارالله یکی از شاخه های محور مقاوت بوده،و طبق کنوانسیون ملل متحد درباره حقوق دریاها در سال 1982،کنترل آبراه باب المندب به عهده کشور یمن میباشد،و ازشروع جنگ هایداخلی در سال 2014 و پیروزی و تسلط بر بیشتر نقاط کشور یمن توسط انصارالله،میتواند نقش مهمی را در این مورد ایفا کند.

در آغاز عملیات طوفان الاقصی توسط حماس،و در پی تشدید تنش ها در نوار غزه،نیروهای مسلح یمن اعلام کردند،که تا زمان توقف نشدن تجاوزات علیه غزه،حملاتی را علیه مواضع رژیم صهیونیستی انجام خواهد داد و به هیچ کشتی وابسته به این رژیم اجازه تردد در تنگه باب المندب را نخواهد داد،در این میان با راه اندازی جنجال رسانه ایی وابسته به صهیونیست و حامیان غربی آن،مدعی این مهم شدند که ایران حامی نا امنی در منطقه بوده واین امر باعث تشدید تنش خواهد شد،لازم به ذکر است،که مقامات ایران بارها اعلام کرده اند که گروهای مقاومت در کشور های منطقه،کاملا مستقل و بنا بر صلاحدید و تصمیم خود در ارتباط با امنیت کشورهای شان و یا حمایت از ملت مظلوم فلسطین عمل میکنند.

اهمیت این تنگه پس از ساخت کانال سوئز در سال 1869 بیشتر شد و دریای سرخ را به مدیترانه متصل کرد.

ایران تنگه هرمز را در اختیار دارد،اما باب المندب به دلیل باریک بودن این تنگه  از نظر استراتژیک،برای ایران اهمیت بیشتری دارد.

شرایط تحریم های ظالمانه و یکجانبه توسط کشورهای غربی و آمریکایی علیه ایران،باعث شد که تهران تلاش کند در کشورهای شرق آفریقا نفوذ بیشتری داشته باشد،ایران برای موازنه در معادلات کنونی،تاثیر گذاری در تنگه های نزدیک جزیره العرب در عرصه های نظامی،سیاسی و اقتصادی،جهت تامین منابع اقتصادی خود،در شرایط تحریم،به اشرافیت کامل و یا نسبی(از طریق متحدان ایران)به این آب راه مهم نیاز دارد.

ایالات متحد آمریکا به دنبال بر هم زدن امنیت باب المندب است،چرا که خودش از این تنگه سود مستقیمی ندارد،انرژی که از این تنگه عبور میکند،متعلق به دولت های منطقه است و کالاهای عبوری آن متعلق به دولت های فرامنطقه ایی چون چین است.

چین با برقراری صلح میان ایران و عربستان،به دنبال سرمایه گذاری منطقه ایست،و با وجود نا امنی در باب المندب،سرمایه گذاری هایش به هم خواهد خورد،پس نا امن کردن منطقه توسط آمریکا میتواند دلیلی برای عقب نشینی چین در سرمایه گذاری منطقه ایی و تبدیل نشدن این کشور به قدرت اول اقتصادی منطقه باشد.

در این شرایط غرب و آمریکا با اتهام به ایران و استفاده از قدرت رسانه ایی که در اختیار دارند،و با اعلام اینکه نیروهای نیابتی ایران(حوثی ها)باعث نا آرامی و تنش در منطقه شده اند و باز کردن پای ایران به این بازی مخرب،در شرایطی که نیروهای حماس و حزب الله،اسرائیل را به مدت یک سال اخیر درگیر بازیهای اقتصادی،منطقه ایی و فرامنطقه ایی کرده اند،و این رژیم به سمت ورشکستگی در حال حرکت است،دنبال سیبلی گشتن جهت اتهام پراکنی وشکستن تمامی کاسه ها بر سر ایران و خراب کردن چهره ایران در جوامع بین المللی،امری دور از انتظار نیست،اما تهران با اعزام به موقع ناوگروه 94 ارتش جمهوری اسلامی ایران به دریای سرخ،جهت برقراری نظم دریایی،اعلام میکند که ایران مخالف هر گونه تنش آفرینی در منطقه بوده و عملا این توطئه دشمن به در بسته برخورد میکند و با این عمل ایران به دنیا اعلام میکند که هیچ نیروی نیابتی جهت بر هم زدن نظم منطقه تربیت نکرده و آموزش نداده است…!!!

حال سوال اینجاست که:

با تضعیف شدن کامل رژیم اسرائیل در جریان طوفان الاقصی که از 7 اکتبر 2023 شکل گرفته،و تعطیلی بنادر اسرائیل یکی پس از دیگری،از زمان آغاز طوفان الاقصی،و عدم مشارکت کشورهای منطقه با ایالات متحده آمریکا جهت ائتلافی علیه حوثی های یمن به دلیل ایجاد تنش در منطقه توسط حوثی ها،و به خطر افتادن سرمایه گذاری چین در منطقه باب المندب و دریای سرخ و حضور نظامی ایران در باب المندب و دریای سرخ،آیا بدون حضور آمریکا این تنگه امنیت بیشتری نخواهد داشت؟

با فرض سرمایه گذاری چین در کشورهای منطقه،و اعزام ناوگروه های نظامی ارتش ایران جهت ایجاد نظم و امنیت پایداردر باب المندب و دریای سرخ با همکاری کشورهای منطقه و تضعیف کامل اسرائیل از نظر اقتصادی _امنیتی،و شکست خوردن سناریوهای چیده شده آمریکا برای منطقه،آیا زمان خروج ایالات متحده آمریکا از خاورمیانه فرا نرسیده است؟

3 دیدگاه در “چرا تنگه باب المندب مهمترین آب راه جهان شد؟”

  1. کتایون زند گفت:

    باسلام وعرض ادب استادمطالب،گران بهایی،درمورد،این،تنگه ها آموختم سپاس،زندارادت

  2. خلیل گفت:

    بسیار مطالب اموزنده ای بود👍

  3. Mari گفت:

    با سلام
    خدا قوت جناب آقای زارعی
    پس از ۱۸ روز از جنگ رمضان امشب یمن اعلام کرد رسما وارد جنگ خواهد شد. یحیی سریع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *