مقالات اعضا

اسرائیل به سوی سرنوشت

✍🏻احسان اعجازی- دکتری روابط بین‌الملل؛ مدیر دپارتمان فلسطین- اسرائیل انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا

در حالی که کمتر از دو هفته به انتخابات پارلمانی در اسرائیل در 27 اکتبر باقی مانده است، فضای سیاسی اسرائیل با صحنه‌ای نسبتاً آشنا رو‌به‌رو شده است. ائتلاف نتانیاهو و جناح اپوزیسیون در موقعیت برابری قرار دارند و هیچ‌کدام از دو اردوگاه سیاسی رقیب، بدون مشارکت احزاب عربی، نمی‌‌توانند به اکثریت در کنست دست پیدا کنند. چنین وضعیتی چندین بار در تاریخ سیاسی اسرائیل تکرار شده است. اسرائیل بین سال‌های 2019 -2022 چهار انتخابات برگزار کرد که همه آنها در نهایت به بن‌بست رسید. با وجود این، انتخابات پارلمانی امسال با انتخابات دوره‌های پیشین تفاوتی بنیادین دارد: در انتخابات قبلی تغییری اندک در آرای مشارکت‌کنندگان می‌توانست شرایط را برای تشکیل یک دولت ائتلافی فراهم کند؛ اما این‌بار فاصله هر دو اردوگاه به اندازه‌ای زیاد است که جابه‌جایی یک یا دو کرسی نمی‌تواند هیچ‌کدام یک از اردوگاه‌ها را به اکثریت پارلمانی برساند.

در این بین سه عامل می‌تواند موازنه قوا را در صحنه سیاسی اسرائیل تغییر دهد:

1-میزان مشارکت رای‌دهندگان: شهروندان اسرائیلی مجبور نیستند تا در انتخابات شرکت کنند و رای بدهند. بر همین اساس میزان مشارکت در هر دور از انتخابات با دور پیشین متفاوت است. علاوه بر این، میزان مشارکت در میان اقشار مختلف جامعه اسرائیل با یکدیگر تفاوت دارد. به طور میانگین 68 درصد اسرائیلی‌ها در انتخابات شرکت می‌کنند. در این بین یهودیان اولترا-ارتدوکس، معروف به حریدی‌ها، بیش از دیگران در انتخابات شرکت می‌کنند، در حالی که کمترین میزان مشارکت مختص شهروندان عرب است. در زمانی که دو اردوگاه سیاسی رقیب تا این اندازه به هم نزدیک هستند، شهروندانی که در انتخابات شرکت نمی‌کنند، به اندازه کسانی که رای می‌دهند، اهمیت دارند. به همین دلیل احزاب سیاسی به شدت تلاش می‌کنند تا اجازه ندهند شهروندان از لحاظ سیاسی بی‌تفاوت بشوند . آگاهانه می‌کوشند که آنها را برای شرکت در انتخابات ترغیب کنند.

2- احزاب کوچک و حدنصاب ورود به پارلمان: هر حزب سیاسی برای ورود به کنست باید حداقل 3.25 درصد آراء را به خود اختصاص دهد. این میزان معدل چهار کرسی در پارلمان است. نظرسنجی‌های اخیر بیانگر آن است که چند حزب جدید و کوچک شاید بتوانند به این حدنصاب دست پیدا کنند؛ که در این صورت می‌توانند سرنوشت انتخابات را به طور کلی تغییر دهند. برای مثال، حزب «عمخا اسرائیل» (مردم اسرائیل) به رهبری «اوفر وینتر»، طبق نظرسنجی‌ها، می‌تواند آرایی بالاتر از حدنصاب به دست بیاورد. در چنین شرایطی اگر این حزب وارد کنست شود، اردوگاه سیاسی راستگرا به احتمال زیاد کرسی‌های بیشتری به دست خواهد آورد، و در نتیجه اردوگاه اپوزیسیون زیان خواهد کرد. البته ممکن است برخی از احزاب کوچک و تازه تاسیس مانند حزب آبی و سفید، به رهبری «بنی گانتس»، نتوانند حدنصاب لازم را کسب کنند. حزب گانتس در نظرسنجی‌ها توانسته یک کرسی را به خود اختصاص دهد و در نتیجه احتمال ورود حزبش به کنست بسیار اندک است.

3- توافق برای تقسیم آراء هدررفته و مازاد: دو حزب می‌توانند توافقی برای تقسیم آراء مازاد منعقد کنند تا در صورتی که آراء باقی‌مانده آنها به یک کرسی نرسد، این آراء، براساس یک توافق سیاسی، بین آنها تقسیم شود. باید تا 16 اکتبر همه توافق‌ها برای تقسیم آراء نهایی شود. البته ترکیب این توافق‌ها تا حدود زیادی مشخص شده است:

الف) حزب لیکود با حزب صهیونیسم مذهبی به رهبری «بتسلئیل اسموتریچ»

ب) حزب با هم به رهبری «نفتالی بنت» و حزب «یش عتید» به رهبری «یائیر لاپید» با حزب اسرائیل خانه ما به رهبری «آویگدور لیبرمن»

ج) حزب «یاشار» به رهبری «گادی آیزنکوت» با حزب «دموکرات‌ها» به رهبری «یائیر گولان»

د) احزاب اولترا- ارتدوکس با یکدیگر

ه) احزاب عرب با توافق‌های جداگانه میان خود

در این بین حزب «قدرت یهودی» به رهبری «ایتامار بن‌گویر» در حال مذاکره با «اوفر وینتر» است تا از قافله عقب نماند! باید توجه داشت که اگر حزبی نتواند حدنصاب 3.25 درصد را به دست بیاورد، هیچ‌یک از آراء آن حزب براساس توافق تقسیم آراء محاسبه نخواهد شد.

سناریوهای احتمالی

اگر هیچ‌کدام از اردوگاه‌های رقیب حاکم و اپوزیسیون نتوانند به اکثریت پارلمانی دست پیدا کنند، سه سناریو را پیش‌رو خواهیم داشت:

1-ائتلاف با احزاب عرب: احزب عرب بازیگران تعیین‌کننده در تشکیل دولت آینده هستند. در گذشته احزاب اولترا-ارتدوکس چنین نقشی را ایفا می‌کردند. در حال حاضر تنها اردوگاه اپوزیسیون برای تشکیل ائتلاف با حزب «رعم» به رهبری «منصور عباس» ابراز تمایل کرده است. حزب رعم یک حزب اسلام‌گرای محافظه‌کار است که به دنبال نقش‌آفرینی در دولت آینده اسرائیل است. با وجود این، حتی اگر اردوگاه اپوزیسیون با حزب «رعم» ائتلاف تشکیل بدهد، احتمالاً به حدنصاب 61 کرسی دست پیدا نخواهد کرد. این اردوگاه برای دستیبابی به اکثریت پارلمانی باید پشتیبانی دیگر احزاب عرب را نیز به دست بیاورد، احزابی که در قالب «فهرست مشترک»، متشکل از جریان‌های ملی‌گرا و سوسیالیست فلسطینی، در این انتخابات با دیگر احزاب سیاسی رقابت خواهند کرد. از سوی دیگر، دستیابی به این هدف برای اردوگاه اپوزیسیون بسیار دشوار است چرا که نتانیاهو و متحدانش تبلیغات شدیدی را علیه ائتلاف با احزاب عرب به راه انداخته‌اند، زیرا چنین رویکردی پایگاه آراء آنها را بسیج خواهد کرد و از تشتت آراء در اردوگاه حاکم راستگرا جلوگیری خواهد کرد. با وجود این، اردوگاه اپوزیسیون تلاش می‌کند تا به مشارکت احزاب عربی در دولت مشروعیت ببخشد تا از این رهگذر بتواند موقعیت سیاسی خود را در فضای سیاست‌زده جامعه اسرائیل تقویت کند.

2- ائتلاف احزاب صهیونیستی با یکدیگر: جالب است که «نفتالی بنت» به دنبال تشکیل یک ائتلاف فراگیر است. براساس این پیشنهاد عجیب، نتانیاهو می‌تواند در کابینه‌ای به نخست‌وزیری بنت، وزیر بشود؛ به شرط اینکه انجام تحقیق رسمی دولتی درباره حملات هفتم اکتبر، اجباری کردن سربازی برای همه اقشار جامعه و تدوین قانون اساسی برای محافظت از دموکراسی را بپذیرد. با وجود پیشنهاد بنت، مخالفان دوآتشه نتانیاهو یعنی آیزنکوت، لیبرمن و گولان بر این مسئله تاکید کرده‌اند که نتانیاهو- البته نه لزوماً حزب لیکود- نباید در دولت آینده حضور داشته باشد. در چنین شرایطی نتانیاهو مخالفان خود را «خائن» توصیف کرده است، اما این لفاظی تبلیغاتی سبب نشده است که او از تشکیل یک دولت وحدت ملی گسترده پشتیبانی نکند. با وجود این، او همچنان اصرار خواهد ورزید که در دولت وحدت ملی نخست‌وزیر باشد!

3- تکرار انتخابات: اگر هیچ‌کدام از ائتلاف‌های احتمالی تشکیل نشود، اسرائیلی‌ها چاره‌ای نخواهند داشت مگر آن‌که انتخابات جدیدی را در آینده نزدیک برگزار کنند. در چنین سناریویی، دولت فعلی در مقام دولت موقت، اما با اختیارات محدود، به فعالیت ادامه خواهد داد. اگر فاصله کنونی بین دو اردوگاه سیاسی رقیب حفظ شود، و ائتلاف با احزاب عرب صورت نگیرد، تضمینی وجود ندارد که تکرار انتخابات نوشدارویی برای بیماری سیاسی در جامعه اسرائیل باشد. بدیهی است نتانیاهو چنین سناریویی را بسیار می‌پسندد چرا که با منافع او سازگار است. بی‌تردید تعلیق سیاسی بقای سیاسی نتانیاهو را تداوم می‌بخشد، از این‌رو نخست‌وزیر کنونی اسرائیل حامی استمرار بن‌بست سیاسی است.

از آنجایی که هر دو اردوگاه رقیب با حدنصاب لازم 61 کرسی برای تشکیل دولت فاصله زیادی دارند، احزاب عضو هر دو اردوگاه مجبور خواهند شد امتیازات سیاسی دشواری را به رقبای خود بدهند. بی‌شک رقابت واقعی این دو اردوگاه در 28 اکتبر آغاز خواهد شد تا شاید بتوانند در این گرداب سیاسی دولت مطلوب خود را تشکیل دهند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *