✍🏻 مهسا احمدیان عضو دپارتمان مطالعات آمریکا انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا
آنچه که در زمان کنونی مشهود است توجه ویژه پنتاگون به سلاحهای خودمختار و تضمین بهکارگیری هوش مصنوعی در پیشبرد اهداف نظامی آن است. درواقع هوش مصنوعی سرعت جنگ را تا حدی افزایش میدهد که انسان نهتنها توان دنبال کردن این سرعت را ندارد، بلکه تسلط خود را در این میدان از دست میدهد. از این پدیده بهعنوان “یکتایی میدان نبرد” و درصورت دنبال شدن آن توسط هر دو طرف درگیر “ابرجنگ” یاد میشود که میتواند منجر به اشتباهات استراتژیک و درگیریهای غیرارادی گردد که قضاوتهای انسانی و روانشناختی را به همراه خواهد داشت.
وزارت دفاع آمریکا در پاسخ به مقیاس و سرعت مورد نیاز درگیریهای مدرن، پروژه ماون را در سال ۲۰۱۷ راهاندازی کرد تا زمان واکنش را کوتاه کرده و اجرای همزمان و موازی را امکانپذیر سازد. سال ۲۰۲۲، آژانس ملی اطلاعات مکانی آمریکا (NGA ) کنترل این پروژه را به دست گرفت و به یک قابلیت نظامی عملیاتی تبدیل کرد. هدف از آن استفاده از بینایی رایانهای و الگوریتمهای هوش مصنوعی برای شناسایی اهداف در زمان واقعی، با استفاده از دادههای از پیش موجود، مانند فیلمهای پهپاد و حضور اجتماعی آنلاین است. این سیستم که در سیستمهای فرماندهی میدان نبرد ادغام شده است، اکنون جریانهای داده تکمیلی را از تصاویر ماهوارهای تجاری، شبکههای حسگر نظامی و پایگاههای داده اطلاعاتی پردازش میکند تا توصیههایی درمورد استراتژی درگیری با هدف را ارائه دهد.
ورود هوش مصنوعی به فرآیند عملیاتی
جنگ آمریکا علیه ایران نمونهای روشن از یک جنگ نامتقارن مدرن در قالب هوش مصنوعی است که تنها در چارچوب تسلیحاتی تعریف نمیشود، بلکه این فناوری بر زنجیرههای تصمیمگیری، پردازش اطلاعات، تحلیل دادهها و شناسایی اهداف و پشتیبانی از عملیات نظامی نیز تأثیر به سزایی گذاشته است. در این راستا، برخی شرکتهای خصوصی برای توسعه زیرساختهای محاسباتی و مدلهای پیشرفته در عرصه نظامی، به همکاری صنعتی و فناورانه با پنتاگون پرداختهاند؛
شرکت پالانتیر
وزارت جنگ آمریکا در اقدامی مهم برای تعمیق استفاده از هوش مصنوعی در ساختار فرماندهی نظامی، تصمیم گرفت سامانه هوش مصنوعی ساخت شرکت پالانتیر را به عنوان یک «برنامه رسمی نظامی» در ساختار نیروهای مسلح ایالات متحده ثبت کند. این شرکت طی سالهای اخیر قراردادهای متعددی با دولت آمریکا به دست آورده که از جمله آنها قراردادی با ارتش ایالات متحده با سقف ۱۰ میلیارد دلار است. افزایش این قراردادها موجب شده ارزش بازار پالانتیر در یک سال گذشته تقریباً دو برابر شود و به حدود ۳۶۰ میلیارد دلار برسد.
اندوریل اینداستریز
از زمان تأسیس “آندوریل” لاکی روی صنایع دفاع تمرکز داشته و سیستمی پیشرفته ساخته است که میتواند برای نظارتهای مرزی استفاده شود.لاکی اظهار کرد، “Anduril” از سال ۲۰۱۸ روی پروژه “ماون” کار کرده است و با استفاده از سیستم “Lattice” خود تصاویر سهبعدی برای سربازان ارتش تولید میکند تا سربازان بتوانند طی جنگ به کنترل و هدایت پهپادها بپردازند.
این شرکت که به رویکرد ساختارشکن خود شهرت دارد، در ژانویه ۲۰۲۴ رسماً برای طراحی نسل جدید هواپیماهای رزمی توسط نیروی هوایی آمریکا انتخاب شد. در ۲۰۲۵ اعلام کرد که توسط نیروی دریایی ایالات متحده برای توسعه طرحهای هواپیمای رزمی مشترک (CCA) انتخاب شده است. درواقع، هواپیماهای بدون سرنشین و ناوپرتاب، بخشی حیاتی از استراتژی آینده نیروی دریایی برای گسترش ناوگان خود با استفاده از سیستمهای خودران هستند. اندوریل اکنون روی دو پروژه کار میکند: برنامه رسمی ارتش آمریکا به نام اس.بی.ام.سی با قرارداد ۱۵۹ میلیون دلاری، و پروژه مستقل ایگل آی که شامل کلاه و هدست اختصاصی این شرکت است. در این سیستمها، سرباز میتواند با زبان طبیعی از هوش مصنوعی بخواهد مسیر امن تعیین کند، درخواست تخلیه مجروحان بدهد یا پهپادی را برای شناسایی هدف هدایت کند. بخشی از محصولات اندوریل برای مقابله با تهدیداتی طراحی شدهاند که نمونههای مشابه آن، از جمله پهپادهای کوچک و پرشمار، در راهبردهای نظامی ایران نیز مورد توجه قرار گرفتهاند. سیستمهای رهگیری هوشمند اندوریل تلاش میکنند تا با ایجاد راهکارهای کمهزینهتد از موشکهای پدافندی گرانقیمت، این تهدیدات را خنثی کنند. این تحول مدل ایرانی “تجهیزات ارزان و هوشمند” را مورد اهمیت قرار میدهد، با این تفاوت که در الگوی آمریکایی، لایهای گستردهتر از هوش مصنوعی و خودکارسازی به این سامانهها افزوده شده است. بنابراین میتوان گفت که برنده جنگها در عصر هوش مصنوعی کسی است که بهترین الگوریتمها و سریعترین چرخه بهروزرسانی نرمافزاری را در اختیار دارد. برای کشورهایی مثل ایران، این به معنای ورود به یک مسابقه تسلیحاتی جدید است.
اسکال ای آی
پنتاگون قراردادی با شرکت هوش مصنوعی اسکال ای آی امضا کرده است که در قالب یک ابتکار به نام “توندرفورج” قرار است از عوامل هوش مصنوعی برای برنامهریزی و عملیاتهای نظامی استفاده کند. اسکال ای آی و واحد نوآوری دفاع آمریکا (DIU)هر دو بر بحث سرعت و اینکه چگونه هوش مصنوعی به واحدهای نظامی کمک میکند تصمیمات سریعتری بگیرند، تأکید میکنند. درواقع، اسکال ای آی قبلاً نیز قراردادی با دفتر هوش مصنوعی و دیجیتالی وزارت دفاع امضا کرده بود تا مدلهای زبانی بزرگ را آزمایش و ارزیابی کند.
اوپن ای آی
اوپن ای آی با استارتاپ دفاعی اندوریل اینداستریز همکاری جدیدی را شروع کرد تا برای پنتاگون هوش مصنوعی نظامی توسعه بدهد. این دو شرکت اعلام کردهاند که به موجب این همکاری مدلهای اوپن ای آی در سامانهها و نرمافزار اندوریل ادغام خواهند شد تا قابلیتهای دفاعی ارتش آمریکا در برابر حملات هوایی بدون سرنشین تقویت پیدا کند. این اقدام یکی از نخستین همکاریهای رسمی و علنی شرکت اوپن ای آی با یک پیمانکاری دفاعی محسوب میشود و تغییر موضع آن نسبت به همکاری با ارتش را نشان میدهد. طبق گزارش واشنگتن پست، هدف این همکاری بهبود فناوری اندوریل برای شناسایی، رهگیری و مقابله با پهپادهای تهدیدکننده ارتش آمریکا و متحدانش است. پنتاگون در حال حاضر از دستگاه رهگیری پهپاد Roadrunner Anduril برای مقابله با افزایش پهپادهای کوچک استفاده میکند. بطورکلی، این همکاری میتواند سرعت شناسایی و واکنش به تهدیدات را افزایش داده و در نتیجه به فشردگی بیشتر زمان در چرخه عملیات نظامی منجر شود.
آنتروپیک
آنتروپیک صرفاً یک قرارداد فناوری نیست، بلکه نمونهای قابل توجه از ورود مستقیم مدلهای تجاری هوش مصنوعی به زیرساختهای نظامی و همزمان، ظهور یک مسئله جدید در حکمرانی جنگ است. در ژوئیه ۲۰۲۵ ارتباط این شرکت با وزارت دفاع با قراردادی دویست میلیون دلاری وارد مرحله رسمی شد. مدلهای کلود این شرکت از طریق همکاری با شرکتهایی مانند آمازون وب سرویس و پالانتیر برای کاربردهای دفاعی و اطلاعاتی و در محیطهای طبقهبندیشده در دسترس قرار گرفتند از قبیل: تحلیل اطلاعات، مدلسازی و شبیهسازی، برنامهریزی عملیاتی و عملیات سایبری. اما در سال ۲۰۲۶، اختلاف بر سر محدودیتهای اعمالشده توسط آنتروپیک برای استفاده از کلود در سلاحهای کاملاً خودمختار و نظارت گسترده داخلی، به تنش جدی میان این شرکت و پنتاگون انجامید. و این شرکت در۴ مارس۲۰۲۶رسماً در رده ” ریسک زنجیره تامین” قرار گرفت. اهمیت این پرونده زمانی بیشتر شد که گزارشهایی مبنی بر استفاده ارتش آمریکا از کلود در عملیات نظامی علیه ایران در مارس ۲۰۲۶ منتشر گردید. این پرونده نشان میدهد که در عصر هوش مصنوعی، مسئله جنگ تنها به کنترل تسلیحات محدود نمیشود، بلکه کنترل مدلهای هوش مصنوعی و قواعد استفاده از آنها به بخشی از حکمرانی جنگ تبدیل شده است.
آمازون وب سرویس (AWS)
AWS شرایط زیرساختی لازم برای پردازش، ذخیرهسازی، انتقال و استقرار این قابلیتها را فراهم میکند.اهمیت AWS در عصر هوش مصنوعی از آن جهت است که مدلهای پیشرفته برای پردازش حجم عظیم دادههای نظامی و اجرای سریع الگوریتمهای هوش مصنوعی به زیرساخت محاسباتی امن و مقیاسپذیر نیاز دارند. از این منظر، AWS را میتوان نه الزاماً بهعنوان تولیدکننده اصلی مدلهای هوش مصنوعی، بلکه بهعنوان یکی از اجزا زیرساخت فناوری نظامی آمریکا در نظر گرفت.
فشردگی زمان
فشردگی زمان یک ویژگی عملیاتی است که نشان میدهد هوش مصنوعی حجم عظیمی از داده را سریع پردازش و ادغام میکند و اهداف را سریعتر شناسایی میکند و فاصله میان کنشهای عملیاتی را کاهش میدهد. به عبارت دیگر، چرخه تصمیمگیری در عملیاتهای هوش مصنوعی دچار تغییر میشود و نوعی فشردگی عملیاتی را به همراه خواهد داشت.
اجرای همزمان و موازی
در روشهای سنتی، فرایند جنگ تقریباً به صورت خطی اتفاق میافتد: برای نمونه؛ دریافت اطلاعات، تحلیل اطلاعات، شناسایی هدف، ارزیابی هدف، تهیه بسته هدف، تایید فرمانده و در نهایت اقدام اما پروژه ماون ظرفیت پردازش و سرعت چرخه هدفگیری را افزایش داد و انسان همچنان در زنجیره تأیید و تصمیمگیری حضور داشت. در حقیقت، هوش مصنوعی حجم کاری را چنان افزایش داد که تعداد بسیار بیشتری از اهداف میتوانستند در یک بازه زمانی مشابه مورد بررسی و اقدام قرار گیرند. در جنگ آمریکا علیه ایران در سال ۲۰۲۶، این قابلیت به ایالات متحده امکان داد در ۲۴ ساعت نخست بیش از هزار هدف را در چرخه عملیات قرار دهد؛ امری که نشاندهنده تغییر مقیاس و سرعت جنگ تحت تأثیر هوش مصنوعی است.
نتیجهگیری
ابرجنگ یک وضعیت یا الگوی جدید از جنگ است که یکی از ویژگیهای اصلی آن، سرعت بسیار بالای چرخه تصمیمگیری و اقدام است. زمانی بحث ابرجنگ به میان میآید که این سوال مطرح گردد؛ وقتی جنگ فوقالعاده سریع شود، الگوی جنگ چگونه تغییر میکند؟ ابرجنگ را نیز میتوان بهعنوان صورتبندی راهبردیِ جنگی در نظر گرفت که در آن سرعت چرخه تصمیم و اقدام به عنصر اصلی رقابت تبدیل شده است. میتوان ابرجنگ را یکی از صورتهای نوظهور جنگ در عصر هوش مصنوعی معرفی کرد که تحت تاثیر محاسبات الگوریتمی هوش مصنوعی در کنار سامانههای ارتباطی دیگر قرار میگیرد. درهمین راستا، برای تحلیل آن میتوان مولفههایی از قبیل فشردگی زمان، هوش مصنوعی به عنوان کاربر عملیاتی و اجرای همزمان و موازی عملیات را بررسی نمود . در بررسی ویژگیهای ابرجنگ و تطبیق آن بر جنگ آمریکا علیه ایران میتوان به وضوح ویژگیهای پروژه ماون را در این چارچوب مشاهده کرد، اما با توجه به تحولات مستمر در فناوریهای مرتبط، محدودیت دادهها درباره نحوه بهکارگیری آنها و فقدان اجماع نظری درباره معیارهای دقیق ابرجنگ نمیتوان بطور قطع آن را یک ابرجنگ به معنای کامل نامید.
