مقالات اعضا

بنیان‌های ژئوپولیتیکی حمایت پاکستان از ایران در جنگ با اسرائیل

✍🏻دکتر هاشم امیری-عضو دپارتمان نظام بین الملل انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا

حمایت پاکستان از ایران در منازعه اخیر با اسرائیل ریشه در ملاحظات ژئوپولیتیکی عمیقی دارد که از جایگاه این دو کشور به‌عنوان ستون‌های ریملند جدید و ضرورت ایجاد توازن در برابر نفوذ هند و اسرائیل نشأت می‌گیرد. این همکاری نه‌ تنها استقلال استراتژیک ایران و پاکستان را تقویت می‌کند، بلکه مانع از تسلط قدرت‌های رقیب بر مناطق کلیدی جنوب و غرب آسیا می‌شود. با جابجایی هارتلند به سمت آسیای جنوب شرقی و چین، ریملند جدیدی با محوریت ایران و پاکستان در حال شکل‌گیری است. در این چارچوب، حمایت پاکستان از ایران در جنگ اخیر، ورقی استراتژیک بود که چین برای تعمیق شکاف در ریملند و پیشبرد منافع خود در نظام نوین جهانی رو کرد.

تحول هارتلند و ظهور ریملند جدید:
نظریه‌های هارتلند مکیندر و ریملند اسپایکمن بر اهمیت کنترل مناطق محوری و حاشیه‌ای اوراسیا برای تسلط جهانی تأکید دارند. در گذشته، هارتلند به قلب اوراسیا (روسیه و آسیای مرکزی) محدود بود، اما با ظهور چین به‌عنوان یک ابرقدرت اقتصادی و نظامی، هارتلند به آسیای جنوب شرقی جابجا شده است. این تحول، ریملند جدیدی را با محوریت ایران و پاکستان شکل داده که به دلیل موقعیت استراتژیک در خلیج فارس، اقیانوس هند و کریدورهای تجاری مانند ابتکار کمربند و جاده (BRI)، نقشی تعیین‌کننده در معادلات جهانی ایفا می‌کند. ایران با تسلط بر تنگه هرمز و منابع انرژی، و پاکستان با بندر گوادر و دسترسی به آسیای مرکزی، ستون‌های کلیدی این ریملند هستند که چین از آن‌ها برای گسترش نفوذ خود بهره می‌برد. این دو کشور، به‌عنوان دروازه‌های اتصال هارتلند به اقیانوس‌ها، در حفظ توازن ژئوپولیتیکی منطقه حیاتی‌اند.

نقش چین و حمایت پاکستان از ایران:
جنگ اخیر ایران و اسرائیل فرصتی برای چین فراهم کرد تا با حمایت ضمنی از اتحاد ایران و پاکستان، شکاف در ریملند را تعمیق کند. پاکستان، به‌عنوان شریک راهبردی چین در کریدور اقتصادی چین-پاکستان (CPEC) و تنها کشور اسلامی دارای تسلیحات هسته‌ای، در این منازعه از ایران حمایت دیپلماتیک و اطلاعاتی کرد. این حمایت، که باید با پشتیبانی تسلیحاتی چین (مانند جت‌های جنگنده J-10 و سامانه‌های دفاع هوایی HQ-9) تقویت می‌شد، می توانست از همان ابتدا بخشی از استراتژی پکن برای تضعیف نفوذ غرب و متحدانش در ریملند باشد. از سوی دیگر، درک اهمیت ایران و پاکستان به‌عنوان ستون‌های ریملند، منجر به تضعیف اتحاد محور هند-اسرائیل نیز می‌شد. این رویکرد در درگیری‌های اخیر هند و پاکستان در اردیبهشت ۱۴۰۴ نیز مشهود بود، جایی که فناوری‌های چینی نقش کلیدی در تقویت توان دفاعی پاکستان ایفا کردند.

توازن در برابر محور هند-اسرائیل:
روابط فزاینده هند و اسرائیل، به‌ویژه در حوزه‌های نظامی، اطلاعاتی و بندری (مانند سرمایه‌گذاری هند در بندر حیفا)، تهدیدی مشترک برای ایران و پاکستان ایجاد کرده است. هند، به‌عنوان رقیب تاریخی پاکستان، از طریق همکاری با اسرائیل به دنبال مهار کریدورهای تجاری چین و تضعیف جایگاه ژئوپولیتیکی پاکستان است. اسرائیل نیز با گسترش نفوذ خود در خلیج فارس و تقویت روابط با برخی کشورهای عربی، به دنبال تغییر توازن قدرت به نفع خود در منطقه است. حمایت پاکستان از ایران در جنگ اخیر، پاسخی استراتژیک به این تهدید بود. شکست ایران می‌تواند به تقویت نفوذ اسرائیل در منطقه و فشار بیشتر بر پاکستان به ویژه در مرزهای غربی اش منجر شود، که مستقیماً منافع چین در CPEC و ثبات منطقه‌ای را به خطر اندازد. چین، با تقویت پیوندهای ایران و پاکستان، از این اتحاد به‌عنوان اهرمی برای حفظ توازن در برابر محور هند-اسرائیل بهره برد.

در نهایت؛ در چارچوب تحولات ژئوپولیتیکی، اتحاد ایران و پاکستان به‌عنوان ستون‌های ریملند جدید، ضرورتی راهبردی برای حفظ توازن قدرت در جنوب و غرب آسیا است. حمایت پاکستان از ایران در جنگ با اسرائیل، ورقی استراتژیک بود که چین برای تعمیق شکاف در ریملند و مقابله با نفوذ هند و اسرائیل رو کرد. این همکاری، با پشتوانه چین به‌عنوان قدرت نوظهور هارتلند، نه‌تنها استقلال استراتژیک ایران و پاکستان را تضمین می‌کند، بلکه از تسلط قدرت‌های غربی و متحدانشان بر مناطق کلیدی ریملند جلوگیری می‌کند. در نتیجه، این اتحاد، به‌عنوان محور یک نظم جدید جهانی، جایگاه ریملند را به‌عنوان کانون رقابت‌های ژئوپولیتیکی تثبیت کرده و نقش ایران و پاکستان را در آینده منطقه‌ای و جهانی برجسته می‌سازد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *