مهدى لكزى- مدیر دپارتمان مطالعات ایران انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا

در یکى از کم رمق ترین انتخابات تاریخ جمهوری اسلامی ایران به لحاظ اقبال مردم، مسعود پزشکیان جراح قلب ۷۰ ساله با غلبه بر سعید جلیلی ریاست خود بر جمهورى اسلامى را برای ٤ سال تثبیت کرد. اگر تداول قدرت از راه هاى مسالمت آمیز یکى از تعاریف دموکراسى باشد انتخابات را باید گامى بزرگ به سوى دموکراسى دانست؛ چه آنکه مشارکت و عدم مشارکت در آن می تواند محملی جهت اعلام نظر تلقی گردد. در این انتخابات دو مرحله ای ۶۰ درصد واجدین شرایط مشارکت نکردند، و رقابت دوم تنها با ده درصد افزایش رای دهندگان مواجه شد:
۱- جناح اصولگرا که با چند نامزد در انتخابات حاضر شده بودند به چند دلیل رقابت را به حریف واگذار کرد. این دلایل را در دو سطح مى توان دسته بندى کرد: الف- در سطح سیاسى: با وجود برگزاری ناگهانی انتخابات، اگر اصولگرایان متحد بودند و به جاى تاکید لفظی بر اتحاد، به ائتلاف عملی در دور اول دست مى زدند اکنون بازنده انتخابات نبودند. ب- در سطح اجتماعى دو نقصان جدى اصولگرایان را به سوى شکست هدایت کرد: اول- اصولگرایان بدون پاسخ به پرسش های بدنه ی اجتماعی خود و جبهه منتقدانشان پیرامون عملکرد هشت ساله ی دولت اصولگرای نهم ودهم، و دولت ناتمام مرحوم رئیسی، به نقد و مخالفت با دولت روحانی پرداختند؛ دوم- وجود ژنرال های متعدد در این جناح سیاسی که بسیج سیاسی را برای ایشان ناممکن می کرد. كسب رتبه ى سوم توسط نامزد اصولگرايان تکنوکرات (قالیباف) نشانه اى از اين بحران رهبرى است.
۲- غفلت اصولگرایان از این دو پدیده اجتماعى به حدى بود که با عدم ائتلاف دو نامزد اين جريان در روزهاى پايانى انتخابات، و با کشیده شدن انتخابات به مرحله دوم،بخشى از پایگاه این جناح به رئیس جمهور منتخب راى دادند و عملاً بدون هیچ توجیه طبقاتى و عقیدتى به اصولگرایان پشت کردند. این ناحیه، و قسمتی از آرای خاکستری که به رغم نقدهایشان بر قالیباف، در مجموع او را فردی دارای قدرت مدیریت اجرایی می دانستند که کارنامه ای قابل ارزیابی دارد اما از سعید جلیلی ، تصویری از یک «سخنران ایدئولوژیک» در ذهن داشتند که جز «مجموعه ای از مذاکرات شکست خورده منتهی به تحریم ایران» در چنته ندارد. در واقع بسیاری از کسانی که از ترس جلیلی به پزشکیان رأی دادند، متمایل به قالیباف بودند. در صورتی که رقابت پزشکیان – قالیباف صورت می گرفت، بخشی از آرای کنونی پزشکیان به صندوق قالیباف ریخته می شد، کما این که در دور دوم انتخابات، بسیاری از رأی دهندگان قالیباف، نام پزشکیان را روی برگه های خود نوشتند. در واقع، قالیباف این قابلیت را داشت که به سبد آراء پزشکیان حمله کند ولی جلیلی سهمی از این سبد نداشت.
این اقدام البته توجیه اخلاقى و رفتارى دارد و آن عدم پاسخگویى اصولگرایان درباره عملکرد خود بود. اصولگرایان زمانى از احمدی نژاد عبور کردند بدون آن که درباره مشارکت خود در دولت وی توضیح قانع کننده اى به مردم بدهند و در حالیکه با دولت مستقر، همکار یا همراه بودند در برابر آمارها و وضع موجود پاسخی نداشتند؛ بدین ترتیب به جاى پاسخگویى به فرافکنى روى آوردند و براى فرار از اتهام ناکارآمدى به رادیکالیزه کردن مطالباتى پرداختند که پیش بینى مى شد هرگز برآورده نشوند و خود فرافکنى تازه اى را رقم زنند. فقدان گفتمان مدرن و نوین که طبقه متوسط جدید را به سمت خود جلب کند و نادیده گرفتن مطالبات اکثریت جامعه و به حاشیه راندن متخصصین را هم باید در تسریع این ناکامی موثر دانست.
۳- نقد اخلاقى بر اصولگرایان ابعاد دیگرى نیز دارد. اصولگرایان با قلبی مطمئن از تایید صلاحیت خویش در همه ی نهادهای انتخابی و انتصابی ، مردم را حساب در گردش جیبهاى خود مى دانستند در حالى که براى سازمان دهى آنان هیچ کارى نکرده بودند و در عین حال در برابر تغییر رفتارهاى خود نیز پاسخگو نبودند. نمونه روشن این پدیده در تحلیل کاندیداتوری سعید جلیلی و رفتار انتخاباتی علیرضا زاکانی و قالیباف قابل فهم است: جلیلی که با عنوان دولت سایه، سالها در ارکان غیر انتخابی نظام فعالیت می کرد و یارانش در صدا و سیما و دولت مستقر در حال اجرای تئوریهای وی بودند پس از یک بازی حساب شده در انتخابات مجلس و فتح آن، در اندیشه تسخیر دولت روانه رقابت شد و محمدباقر قالیباف که ریاست مجلس را مجدد به دست اورده بود به یکباره در آخرین ساعات ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری به وزارت کشور مراجعه کرد. علیرضا زاکانی که از شهرداری سودای ریاست جمهوری در سر داشت، تلاش کرد باردیگر در مقام نامزد پوششی یکی از بازیگران اصلی انتخابات حاضر شود ولی با پاس گلهایی که در مناظرات به پزشکیان داد عملا خود و نامزد اصلی و جبهه حامی خویش را بازنده کرد!
۴- پیروزی جناح اصلاح طلب و تحول خواهان هم متاثر از فضای اجتماعی سیاسی کشور حاصل شد: اصلاح طلبان که گمان نمیبردند نامزدهایشان تایید شوند، با تایید مسعود پزشکیان، در يك ائتلاف استراتژيك با سیاستمداران دولت روحانی توانستند دولت را فتح کنند. ايشان دریافته اند که سیاست فقط تاکتیک نیست، تکنیک هم هست. ردصلاحيت ها اگرچه به سدى در برابر نيروهاى پيشروى اين جريان بدل شده است، اما همزمان موهبتى بود تا در تشتت رقيب، انسجام آنها را رقم بزند. در عین حال، بازيگردانى مناسب رهبران این جناح در فتح صندلی ریاست جمهوری تاثیر گذار بود. پزشکیان توسط دو رئیس جمهور اسبق، محمد خاتمی و حسن روحانی، حمایت می شد که تلاش ها برای فرونشاندن بحران هسته ای را رهبری می کرد. وی همچنین در کارزار مبارزات انتخاباتی خود محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه سابق را که در گذشته به شدت با مقامات اروپایی بر سر پرونده هسته ای کار کرده بود، به رخ کشید. با این حال آرای نامزد پیروز نشان می دهد، سرمایه اجتماعی این جناح رو به افول گذارده است. اصلاح طلبان اگرچه تلاش میکنند از مطالبات جامعه در گفتمان انتخاباتی خود بهره ببرند اما به واسطه کادر رهبری سالخورده و عدم ارتباط تشکیلاتی با بدنه در غیر از موسم انتخابات، در تجدید حمایت گسترده ناکام مانده اند.
۵- مسعود پزشکیان جراح قلب و وزیر و وکیل سابق به عنوان رئيس جمهورِ منتخبِ در معرض امتحان، بايد همزمان دو مسير را طى كند: نخست، مسير پاسخگويى جدى به مطالبات نيروهاى هوادار كه در عصر شبكه هاى اجتماعى با بسيج مردمى پيروزى وى را رقم زدند و معترضان رویگردان از صندوق رای که باور دارند وی در ردای رئیس جمهور امکان ایجاد تغییرات بنیادی را ندارد و دوم، مدارِ دفاع از عملکرد خويش در برابر حملات رقيب سیاسی كه اينك در مقام ممتحن، عملكردش را به نظاره نشسته اند. موضوع حجاب، فیلترینگ اینترنت، تحریمها، برجام و FATF از جمله مسائلی است که پزشکیان برای آنها باید چاره ای بیاندیشد. در همین حال، جمهوری اسلامی به خوبی آگاه است که برای هر گونه کاهش تحریم ها ابتدا باید با واشنگتن مذاکره شود. بنابراین، اینکه دموکرات ها در قدرت باقی بمانند یا نه، یک قطعه کلیدی از پازل است.
۶- جامعه ايران اينك بيش از هر زمان دو قطبى است. با اين حال دو رفتار از دو جناح مى تواند اين شرايط را تهدید کند: رفتار اصولگرايانى که نه از خود که از مردم خشمگین هستند و چه بسا به تحلیل هاى نادرست و گمراه کننده روى آورند و ادبیات رقابت هاى انتخاباتى را وارد دعواهاى سیاسى آینده کنند و دیگر رفتار اصلاح طلبان که فرصت انتقام را برتر از فرصت کار مى دانند.
اصولگرايان شكست خورده در انتخابات؛بايد بيش از سرزنش ديگران و مقابله با رئيس جمهور منتخب، با رجوع به جامعه ى پوست انداخته ى ايران، دست به بازسازى گفتمانى و تشكيلاتى بزند. ویژگی های شخصیتی و گفتار انتخاباتی پزشکیان حاکی از آن است که وی حقوق مخالفان خود را پاس مى دارد و با همه ى نقدها به برخی مواضع او، درصدد است متخصصین را برجای درست خود بگمارد. برنامه هستهای ایران اکنون بسیار پیشرفته است، تحریمها دشوار شده، اعتماد در پایینترین حد خود قرار دارد و قدرتهای جهانی دیگر موضع مشترک ندارند. با این حال مهمترین کاری که مسعود پزشکیان باید بکند، گذار به راهبرد ملی است. چشم انداز این راهبرد، مفاهمه در داخل و حل بحران در خارج است.