دکتر اسدالله اطهری رئیس هیات مدیره انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا

چهارده مرداد صدو هجدهمین سال روز انقلاب مشروطیت که ملت ایران تلاش کرد برای آزادی، حاکمیت ملی و قانون؛ خواستم که آن را با هم گرامی بداریم و همچنین الان در وضعیتی هستیم که قرار هست انتقال ارادهی ملت به حکومت جدید برای ادارهی سرزمین بزرگی چون ایران از راه انتخابات را شاهد باشیم. امیدوار هستیم که همچنان که با انقلاب مشروطیت، ایرانیان سعی کردن که قانون را حاکم بکنند و جامعه را دموکراتیزه کنند، این فرصت هم برای کسانی به وجود بیاد که آماده هستن که قدرت را در تهران در دست بگیرند آن هم برای کشوری که با این همه وسعت جغرافیایی و غرور تاریخی و توان قدرتمند هستهای-نظامی جایگاه کنونی را در شان خودش نمی داند.
همچنین در وضعیتی هستیم که به زبان دوستان ما در روابط بینالملل جنگ همه علیه همهی در منطقهی خاورمیانه وجود دارد، اسرائیل حرف از عملیات پیش دستانه مدل جنگ شش روزه مصر را درسر میپروراند؛ حمله قبل از اینکه ایران آغاز کند، رسانهها شروع کردن به اینکه حمله به زودی آغاز خواهد شد و این کافی است که اهمیت منطقه منطقهی غرب آسیا، منطقه خاورمیانه که ما میخواهیم در موردش صحبت بکنیم و مواضع انجمن را در مورد این منطقه مطرح بکنیم شاید نشانگر خیلی چیزها باشد. بنابراین من سعی میکنم مطرح کنم که سیاست خارجی که دولت جدید و حکومت جدید ایران درصدد بیان آن هست چه چیزی خواهد بود.
اگر ما سیاست خارجی را عملکرد یک بازیگر در محیط در نظر بگیریم میتوانیم به سیاست سه ستونی ایران اشاره کنیم. این سیاست، سیاستی است که یک طرف کشورهای غربی و قدرتهای بزرگ هستند و دوم پیرامون منطقهای که منظور ما غرب آسیا و خاورمیانه است و سازمانهای بینالمللی و منطقه ای. ناظرانی که تحولات تهران را تعقیب میکنند با شرایط جدیدی که الان در کشور اتفاق افتاده است تردیدهای جدیدی روی پایههای سیاست خارجی پیشین ایران مطرح شد، تفکری وجود دارد که بایستی طرح نو ریخته شود برای اداره روابط خارجی کشور و ما شاهد هستیم که در مراکز تصمیمگیری در این مورد بحث می شود و گفتمانهای رنگارنگی بین سه دسته از نظریهپردازان سیاست خارجی در حال شکل گیری است که می توانیم آنها را به صاحب منصبان دولتی، دانشگاهیان و روزنامهنگاران و نظامیان تقسیم بندی بکنیم. ایران باید روابط خود را با قدرتهای بزرگ قاعدهمند کنیم. این بدون تعامل با ایالات متحده قابل حل نخواهد بود یعنی بدون حل و فصل مسائل بینالمللی، امنیت ملی ما نمیتواند پایدار باشد.
تجربهی کشورها را که نگاه میکنیم در آسیا مثل هند،چین،کره، مالزی و تجربهی کشوری مثل برزیل در آمریکای لاتین این را میتواند به ما نشان دهد. ایران باید بتواند بین قدرتهای بزرگ در مورد پیرامون منطقهای، موازنه ایجاد کند که اساس حرف من و اساس انجمن ما رو این مساله متمرکز است. برای فهم جایگاه غرب آسیا ، خاورمیانه در سیاست خارجی ایران، بایستی به ساختارهای تصمیم ساز داخلی ایران در واقع فهم داشته باشیم، استنباط دقیق و عمیقی داشته باشیم. چین و روسیه با رویکرد موازنه گرای خودشان سعی میکنند که در تعامل با کشورهای منطقه باشند و در مناسبات امنیتی منطقه هم به شدت نقش بازی می کنند.
پیرامون منطقهای را ما نمیتوانیم از محیط بینالملل جدا کنیم، نمی توانیم که با مراکز ثقل نظام بینالملل ستیز کنیم اما خواستار رشد و توسعه در داخل کشور باشیم. بنابراین آن چیزی که در منطقه میگذرد به هرحال ارتباط مستقیمی با نظام بینالملل دارد. در ارتباط با آن چیزی که دولت جدید و دیپلماتها، در غالب مانیفست سیاست خارجی خود بیان کردند به چند مورد اشاره می کنم: در مورد غرب آسیا و منطقهی خاورمیانه، تحکیم روابط با همسایگان منطبق با منافع ملی و توسعه اقتصادی. منافع ملی را ما اینجا حفظ و بقا استقلال و تمامیت ارضی، امنیت و رفاه اقتصادی میگیریم که راهنمای دولت مردان خواهد بود؛ دومین محوری که در آن مقاله اشاره شده بود شکلگیری یک منطقهی قوی بود. سومین اینکه نظم هژمونیک را ردکرده است به این معنی که یک قدرت بتواند از نظرسیاسی ازنظر اقتصادی، نظامی،فرهنگی، رقیب خودش را به قدرت درجه دوم تبدیل کند. چهارم اینه که نبایستی کشورها وارد یک مسابقه تسلیحاتی شوند، پنجم ما میبینیم که در مورد جنگ غزه هم آتش بس را مطرح کرده است، مسالهی هفت اکتبر را مطرح کرده است که در واقع یازده سپتامبر اسرائیل است! یک نکته ای که در بین سطور می شود فهمید، ایجاد وابستگی متقابل با همسایگان است که اگر دولتی عوض شود، روابط با آن کشور حتما ادامه پیدا کند، همکاری با سازمانهای منطقهای، تعمیق روابط اقتصادی، تقویت روابط تجاری، ارتقای سرمایهگذاری مشترک، مقابله با چالشهای مشترک و حرکت به سمت ایجاد چارچوب منطقهای، اعتمادسازی و توسعه؛ بنابراین همه وقتی که نگاه میکنیم فهم ما این استکه این دولت جدید، سیاست خارجی را اولویتبندی کرده است و به دنبال بازسازی سیاست خارجی ایران است.

سیاست خارجی که تکیه کند بر عقل ابزاری، بر رشد و توسعه اقتصادی. به نظر می رسد که این حکومت جدید کوتاه مدت نمیاندیشد، میخواهد استراتژیک فکر کند، در پی درمان نه به دنبال مسکن. درصدد است که هزینهها را کم کند و هم خودش را آلوده ی بحرانهای تمام نشدنی خاورمیانه نکند و هم وقت خودش را صرف دولتهای ورشکستهی غرب آسیا نکند و سعی می کند که هزینههای نظامی سیاسی مالی راکم کند و آن را به سمت رشد و توسعه در داخل بیاورد. سیستم دولت- ملت در ایران در واقع به شکل طبیعی، آمار طبقهی متوسط را بیان میکند. یکی از نقطه ضعفهای مقاله دکتر پزشکیان، مسالهی روسیه و چین و قراردادهایی که با امارات داشته است را اشاره نمیکند. در مورد به اصطلاح قدرتهای رقیب منطقهای و حوزه نفوذ، ایران در سطح منطقه با رقبای قدرتمندی روبرو است، ترکیه بازارهای منطقه را گرفته است، این کشور رابطهی نزدیکی با ایالات متحده و غرب دارد. و همچنین عربستان که به هر حال قدرت بزرگ منطقه و اقتصادی است، پاکستان استفاده از نیروی نظامی و اسرائیل در کانون سیاست خارجی است. ایران با رقبای قدرتمندی، روبرو است و بایستی به هر حال با این قدرتهای رقیب بتواند که با اون تعاملی که با نظام بینالملل خواهد داشت بتواندکه رقابت بکند.
ولی با توجه به تحریمهای اقتصادی متاسفانه سعی دارند که ایران را به قدرت درجه دوم تبدیل بکنند یعنی الان در منطقه همه چیز منهای ایران است. در مورد حوزهی نفوذ هم که به هر حال میتواند سیاسی اقتصادی و فرهنگی باشد و انقلاب ایران یک انقلاب فرهنگی بود، ایران می بایست از حوزههای فرهنگی و تمدنی به ویژه در حوزهی آسیای مرکزی و قفقاز استفاده کند ولی با توجه به تحریمها، ایران به سمت ایجاد گروههای متعدد مقاومت سوق پیدا کرده است و سعی میکند که امنیت ملی خودش را از این طریق تامین کند. به طور کلی در جمعبندی عرض میکنم که سیاست دولت جدید به نظر میرسد به سمت تعامل باشد تا تقابل ولی اینکه چگونه در داخل به اصطلاح با «میدان» تعامل خواهد کرد این بسیار مهم هست؛ امیدوار هستیم که ایران همچنان که در نقطهی اول و شروع خودم گفتم با توجه به این وسعت تاریخی و غرور تاریخی و توان قدرتمند نظامی، جایگاه شایستهای در سطح بینالمللی را شاهد باشد و امیدوار هستم که مقامات تهران عقلانی تصمیم بگیرند و به قول کندی، زمانی عثمانی، شوروی سابق، بریتانیا، قدرت خودشون را از دست دادن که تعهداتشان از امکاناتشان فراتر رفت. بنابراین بایستی تعهداتمان براساس امکاناتمان باشد و امیدوار هستم که هر گونه تصمیمی در سیاست خارجی با حضور نماینده جمهور صورت بگیرد.
* این یادداشت متن کامل سخنرانی نویسنده در نشست «چشم انداز سیاست خارجی ایران در دولت چهاردهم» است که توسط دپارتمان مطالعات ایران انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا بابا همکاری خانه اندیشمندان علوم انسانی روز دوشنبه ۱۵ مرداد برگزار شد.