✍🏼دکتر احمدرضا طاهری- استاد دانشگاه و مدیر شعبه سیستان و بلوچستان انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا
لیبرالیسم، با تأکید بر آزادی فردی، بیشتر بهعنوان یک اندیشه یا ایدئولوژی غربی شناخته میشود. از اینرو، تصور رایج آن است که این فلسفه، هم در بُعد نظری و هم در قالب نظام سیاسی، ریشه در سنتهای فکری و تاریخی غرب دارد. با این حال، این ساختار اقتصادی، سیاسی، اجتماعی که در زمینه فرهنگی و تاریخی غرب شکل گرفته، را نمی توان صرفاً یک پدیده غربمحور در نظر گرفت. چرا که ویژگیهایی که لیبرالیسم بر پایهی آنها بنا شده—نظیر آزادی و اختیار فردی—جزو نیازها و گرایشهای ذاتی انسان بشمار می روند که در سطوح و اشکال گوناگون در تمام جوامع انسانی بروز یافتهاند.
بدون تردید، فیلسوفان غربی نقشی کلیدی در تدوین و ترویج لیبرالیسم ایفا کردهاند و از اینجهت، توانمندی آنان در عرضه این اندیشه در قالبی نظاممند، شایان تقدیر است. اما باید توجه داشت که اصول و ارزشهای بنیادین لیبرالیسم، بازتابی از آرمانها و نیازهای جهانی بشر است. لذا، از این منظر، تصور لیبرالیسم صرفا بهعنوان یک سازه غربی، میتواند نگاهی تقلیلگرا و تا حدی گمراهکننده باشد. در حقیقت، لیبرالیسم نه به جغرافیای خاصی تعلق دارد و نه به فرهنگی معین محدود میشود. عناصر این اندیشه را میتوان در متون دینی، سنتهای فلسفی، و گفتمانهای اخلاقی گوناگون در جوامع مختلف مشاهده کرد.
بنابراین، لیبرالیسم جهانشمول است و به دغدغههای مشترک بشر مربوط می شود. در طول تاریخ، هر فرهنگ و تمدنی به نحوی آن را جستوجو کرده است.اما غربیها این فلسفه را در قالبی منسجم و جذاب، همچون بستهای شکیل، به جهانیان عرضه کردهاند و با بهرهگیری از سازوکارهای تبلیغاتی و رسانهای، آن را بهصورت نظاممند ترویج دادهاند؛ تا آنجا که در ذهن بسیاری از مردم جهان، این تصور شکل گرفته که لیبرالیسم صرفاً ساختاری برخاسته از غرب است.
توضیحی کهدر اینمورد داده شده بسیا ر جالب جامع ومانع وکامل است موفق باشیدقطعا موجب شرمندگی صاحبان تفکر کمونیستی است