مقالات اعضا

زبان فارسی، زبان صلح

کامبیز یاوری- دانش آموخته علوم سیاسی و عضو انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا 

در جهانی که واژگان جنگ و خشونت به سادگی مورد استفاده قرار می گیرند، بازگشت به زبان‌ هایی که در بنیاد خویش دارای اندیشه ی صلح و هم زیستی هستند، از اهمیت ویژه ای برخودار می باشد. زبان فارسی به‌ عنوان یکی از قدیمی ترین زبان‌ های فرهنگی آسیا، از همان آغاز تا امروز، حامل گفتمانی بوده است که نه بر حذف، بلکه بر مدارا، گفتگو و انسان‌ دوستی تاکید دارد.

امروزه که جهان با بحران‌ های خشونت، افراط‌ گرایی و شکاف ‌های فرهنگی مواجه است، رجوع به گفتمان‌ های اصیل و انسان ‌گرایی چون زبان فارسی می ‌تواند زمینه ‌ساز تولید ادبیات صلح و گفتگوی میان ‌فرهنگی شود. زبان فارسی با پشتوانه‌ ی بی نظیر ادبی و عرفانی خویش، ظرفیت آن را دارد که بستری باشد برای تربیت نسلی که به‌ جای دشمنی، راه تعامل و تفاهم را برگزینند. زبان فارسی برخلاف بسیاری از گفتمان‌ های قدرت ‌محور بر شاعرانگی، گفتگو، تمثیل و ظرافت زبانی تاکید دارد. حتی در توصیف نبردها و حماسه‌ ها نیز بیشتر از برتری فیزیکی بر خرد، اخلاق و جوانمردی تمرکز دارد. فردوسی، مولانا، سعدی، عطار، حافظ و سنایی همگی از زبان برای تقویت صلح درونی و بیرونی بهره برده‌ اند. با مشاهده در متونی چون گلستان و بوستان سعدی، مثنوی مولوی، شاهنامه فردوسی و دیگر آثار ادبی در می یابیم که زبان نه ابزاری برای توجیه قدرت، بلکه دعوتی به درستی، راستی، داد و آرامش است و پیوسته این زبان بستری برای هم اندیشی، مدارا و آشتی بوده است.

زبان فارسی فراتر از ابزار بیان، بازتابی از حافظه تاریخی، روح جمعی، اندیشه و رویکرد یک ملت به جهان است. مفاهیمی که در ذهن یک ملت شکل می‌ گیرد، وابسته به واژگان، استعاره‌ ها و ساختارهای زبانی آن است. در این میان زبان فارسی نه‌ تنها حامل میراث ادبی و فرهنگی عظیم، بلکه تجلی ‌گر نوعی نگاه صلح ‌آمیز، مهرورز و انسان ‌محور به زندگی است. در سنت ادبی و عرفانی زبان فارسی، گفتمانی سیاسی‌ شکل گرفته است که در آن نصیحت الملوک جای خشونت و تهدید را گرفته و سلوک و مروّت بر رقابت و دشمنی ارجحیت دارد.

زبان فارسی، زبان ملت ‌هایی است که در گستره‌ای از بالکان تا آسیای میانه، قرن‌ها با یکدیگر تعامل فرهنگی داشته ‌اند. این زبان، نه ابزاری برای سلطه بلکه وسیله‌ ای برای مبادله فرهنگی، آموزش حکمت و گسترش فهم متقابل بوده است، به تعبیر دقیق ‌تر زبان فارسی نه فقط زبان شعر بلکه زبان صلح است، زبانی که در آن حتی رنج نیز به مهر بدل می‌شود و سخن به جای شمشیر ابزار پیروزی است. فارسی یکی از زبان ‌هایی است که می ‌تواند در گردآوری حلقه‌های ارتباطی بین المللی، برای ایجاد صلح و دوستی بین کشورها نقش ویژه ای داشته باشد.

در تاریخ سیاسی نیز، زبان فارسی فراتر از مرزهای قومی و جغرافیایی عمل کرده است. قرن‌ها زبان دیوانی امپراتوری‌های گورکانی، سلجوقی و عثمانی بوده، بدون اینکه نقش زبان تحمیل را بازی کند. فارسی به‌ جای حذف زبان‌ های محلی، آنان را در خود هضم و با آن‌ ها گفتگو برقرار کرده است. این ویژگی چند صدایی، خود مؤلفه‌ ای از صلح پایدار است. در بعد دیپلماتیک نیز زبان فارسی ظرفیت قابل‌ توجهی برای کنش نرم در غرب آسیا و جنوب‌غرب آن (به ‌ویژه در افغانستان، تاجیکستان، پاکستان، عراق و حتی هند) دارد. گسترش تاریخی زبان فارسی در این مناطق موجب پدید آمدن حافظه‌ ای فرهنگی-زبانی مشترک شده است؛ حافظه‌ ای که می‌ تواند مبنایی برای گفتگوهای بین‌ تمدنی و کاهش تنش‌ های سیاسی باشد.

در افغانستان، زبان فارسی (دری) نه تنها زبان میانجی در بین اقوام متکثر است، بلکه ظرفیتی نیز برای گفتگوی میان دولت‌ها دارد. در هند، زبان فارسی قرن‌ ها زبان دیوانی، فرهنگی و ادبی طبقات فرهیخته و نخبگان مسلمان و هندو بوده و امروزه نیز هنوز رد آن در دیپلماسی فرهنگی قابل پی ‌گیری است. در عراق، به‌ ویژه در جنوب آن، پیوندهای زبانی و فرهنگی با ادبیات عرفانی فارسی، بستر مناسبی برای بازسازی روابط اجتماعی و مذهبی فراهم کرده است.

در دوران معاصر، اگرچه زبان فارسی نتوانسته در رقابت با زبان ‌هایی چون عربی و انگلیسی از منظر نفوذ سیاسی غلبه کند، اما همچنان یکی از ابزارهای اصلی دیپلماسی فرهنگی ایران محسوب می‌شود. بنابراین، زبان فارسی تنها یک میراث ادبی نیست، بلکه سرمایه ‌ای سیاسی و راهبردی برای کنش صلح‌ آفرین در عصر بحران است. تقویت این زبان در عرصه‌ های آموزشی، رسانه ‌ای و دیپلماتیک می ‌تواند ایران را به بازیگر موثری در ساختن آینده ‌ای بهتر برای منطقه و جهان بدل سازد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *