✍🏻 علی مزاری، دانشجوی دکتری زبانهای باستانی و عضو انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا
من ترجیح میدهم از بهکار بردن واژهی «ایرانشهر» پرهیز کنم و بهجای آن واژهی «ایران» را بهکار ببرم. «چون واژهی ایرانشهر بارِ سیاسی دارد و به تئوریهای سیاسی برمیگردد و من نمیخواهم وارد چنین بحثی بشوم. از اینرو از همان واژهی مطلق “ایران” استفاده میکنم».
نگاه من به موضوع طرح شده، تاریخی است و اشاره به ایران کنونی و مرزهای آن نیست. زبانها و گویشهای ایرانی چه نقشی در نگاهبانی از هویت ایرانی داشتهاند؟ نخست باید بدانیم منظور از «ایران فرهنگی» چیست؟ دیگر آنکه واژهی ایران چه ریشهی زبانشناختیای دارد؟ و چرا زبان فارسی مهمتر از زبانها و گویشهای دیگر ایران است؟ سرانجام اینکه زبان فارسی چه نقشی در هویت ملی ما دارد؟
حوزهی فرهنگی ایران کجاست؟ در جهان کهن، زبان فارسی بسیار رایج بوده است؛ بهحدی که میتوانیم بگوییم که در قرون وسطی (از سدهی چهارم تا نزدیک به سدههای دهم و یازدهم قمری) زبانی جهانی و میانجی برای آسیای میانه بود و نیز زبان حکومتی و درباری مردمانی که در مرزهای هند زندگی میکردند.
درست است که مردمان آن بخشها زبانی بومی خود را داشتند، اما زبان رسمی و اداری و زبان کتابت و نوشتن دفترهای مالیاتی و نامهها و منشورها، فارسی بود؛ و این نشان میدهد که زبان فارسی چه اندازه توانمند بوده است». مرزهای بیزانس (روم شرقی) و سواحل مدیترانه و نیز گسترهای که از یکسو میانرودان و شامات را دربرمیگرفت و از سوی دیگر شامل قفقاز و بخشهایی از روسیه بود و نیز تا مرزهای چین، همگی قلمرویی برای زبان فارسی بوده است؛
افزون بر اینکه در سراسر قلمرو پهناور امپراتوری سلجوقی (که زبان مادریشان تُرکی ایغوری بود) به زبان فارسی سخن گفته میشد؛ البته فارسی نه بهعنوان زبان مردم کوچهوبازار، بلکه زبان رسمی و معیار آن بخشها. هرچند در بخشهایی از آن قلمرو پهناور، زبان فارسی زبان مردم کوچهوبازار هم بود و در خراسان بزرگ (یعنی همهی خراسان کنونی ایران و بخشهای فراوانی از افغانستان کنونی و بخشی از ماوراءالنهر) مردم به فارسی دری سخن میگفتند، یا به لهجهای از لهجههای این زبان. اما همانگونه که اشاره کردم، زبانی که فرمانروایان از آن استفاده میکردند و کاربرد دیوانی و نوشتن فرمانها و منشورها و نامههای حکومتی و مسائل مالیاتی و بسیار موارد دیگر داشت، زبان فارسی بود».
ما دو متن کهن فارسی داریم که یکی مقدمهی «شاهنامهی ابومنصوری» است که در سدهی چهارم نوشته شده است و دیگری «مجملالتواریخ» نگارش در سدهی پنجم مهی، است که در آنها ایران «مرکز جهان» دانسته شده است. در متنهای بسیار کهنتر، مانند اوستا، نیز ایران مرکز جهان دانسته میشد. این برداشت که تا سدههای میانی تاریخ ایران ادامه یافت، نشان از «یک استمرار» میدهد. تا بدانجا که در سدهی هشتم نیز سخنوری مانند نظامی گنجوی ایران را «دلِ عالم» میدانست: «همه عالم تَن است و ایران دل». متنهای تاریخی و ادبی به ما کمک میکنند که بدانیم ایران فرهنگی حدود یک سوم از جهان متمدن آن زمان (زمان تاریخی) را شامل میشد. وجود چنین قلمرو گستردهای، به اعتبار زبان فارسی و دیگر زبانهای ایرانی بوده است»
ریشهیابی واژهی «ایران» واژهی «ایران» به چه معناست و از کجا آمده است؟ مفهوم ایران در زبان فارسی باستان (زبان مردم ایران در دورهی هخامنشیان) و نیز در زبان اوستایی، به معنی «سرزمین ایرانیها / آریاییها» یا «کشور ایرانیان» است به این معنی که وقتی دربارهی ایران حرف میزنیم، سخن ما دربارهی سرزمین قوم ایرانی است؛ یعنی آن شاخه از مردمان هندواروپایی که در حدود 4 تا 3 هزارسال پیش، از دیگر مردمان آریایی جدا و در فلات کنونی ایران پراکنده شدند.
تلفظ واژهی «ایران» در گذر زمانهای تاریخی مهم است چه آنکه در زبان پهلوی اشکانی، این واژه «اِیران» (با کسرهی حرف نخست –اِ) تلفظ میشد و از سدههای هفتم و هشتم قمری به همین گونه که اکنون تلفظ میکنیم، درآمد و بهجا ماند. از کهنترین اسنادی که در دست داریم که اوستا و کتیبههای هخامنشی است، ایران «نژاد ایرانی» یا «نژاد آریایی» معنا میداده است. همچنین این کشور (ایران) در متنهای دینی (اوستا) ستوده شده است. بدینگونه هویت ملی همپوشانیای با مفهومی مذهبی پیدا کرده است. از سوی دیگر، داریوش هخامنشی نیز در کتیبهی نقش رستم، هنگامی که میخواهد خود را هویتیابی کند، خود را با ایرانینژاد معرفی میکند».
زبانهای ایرانی کدامهاست؟
گسترهی زبانهای ایرانی هم حائز اهمیت است.
نگاهی به پژوهشهای دامنهدار اروپاییان در شناخت زبانها، نشان می دهد که آنها دریافتند که زبانهای هندواروپایی متعلق به خانوادهای مشترک بودهاند و اصل آنها به زبان اولیهی قوم آریایی بازمیگردد؛ یعنی آن زبانِ باستانیای که مردمان هندواروپایی، در حدود ۴ تا ۵ هزارسال پیش، به آن سخن میگفتند. اما پس از آن مهاجرت گسترده، زبانهایشان از هم فاصله میگیرد و بر اثر عوامل جغرافیایی، محیطی، زیستی، بیولوژیکی و نمونههای دیگر، به زبانهای جدیدی تبدیل میشود، اما اصل آن تغییر نمییابد.
نگاهی به پراکندگی بخشی از قوم آریایی در فلات ایران (در پی مهاجرت گستردهی آنها)، نشان میدهد که بر اثر گذر هزارهها و سدهها، زبانها و گویشهای جدیدی که ریشهی یگانهای داشتند، پدید آمد بدان اندازه که در ناحیهی ایرانِ فرهنگی، کموبیش ۴۳ زبان بهکار بُرده میشد که همگی اصل و ریشهی ایرانی دارند و از شمار زبانهای ایرانی شناخته میشوند.
اهمیت و ارزش زبان فارسی
چرا زبان فارسی مهمتر از دیگر زبانهای ایران فرهنگی است؟ چنین ارزش و اهمیتی نخست در گستردگی زبانی آن است چه آنکه نزدیک به ۱۰۰ تا ۱۲۰ میلیون تَن در جهان به زبان فارسی سخن میگویند و از همهی دیگر گویشهای ایرانی، زبان فارسی رواج بیشتری دارد و زبان رسمی سه کشور است: ایران، افغانستان و تاجیکستان. اهمیت دیگر زبان فارسی آن است که زبان ادبیات ماست و پشتوانهی ادبی بسیار کهنی دارد.
از کتیبهها گرفته تا کتابهای فراوان. هر زبانی تاریخ خودش را دارد. پس مرزهای آن نیز فرق میکند. اما برای زبانهای ایرانی، به اعتبار زبانشناسی تاریخی، سه بخش باستان، میانه و نو درنظر گرفتهاند. زبانهای باستانی ایران در چهار رده جای دارد: اوستایی، فارسی باستان، مادی و سکایی.
پیوند زبان و هویت نقش زبان در هویت ملی چیست؟ زبان ابزاری برای ارتباط میان انسانها است و هر قوم و جامعه و منطقهای زبان مخصوص خود را دارد. هویت راهم میتوان در معنای احساسی که فرد به خود دارد و شکلی که هر فردی خود را بدانگونه میبیند و میشناساند، دانست و برای آن ردههایی (:مراتبی) شناخت؛ مانند: هویت خانوادگی، هویت قبیله و طایفهای، هویت اجتماعی و جامعهای. اما عالیترین سطح هویت، هویت ملی است؛ هرچند «ملت»یک مفهوم جدید است، اما برخی از دانشمندان باور دارند که با همهی جدید بودن این مفهوم، مفهومی ریشهدار و کهن است و پدیدهی جدیدی نیست که در جهان مدرن بهکار بُرده شده باشد،
بلکه پدیدهای بازسازی شده بر اساس جوامع پیشین است. از این دید، ملت ایران بازسازی همان جامعهی ایرانیای است که در دورهی صفویه و هخامنشی (و حتا دورتر از آن) زندگی میکرد. پس ملت اصالت دارد و مفهومی کاملاً اصیل است. پس از جنگ جهانی نخست مرزبندیهای زبانی و سیاسیای ایجاد شد که در همهی جهان رُخ داد و کوششهایی برای جدا ساختن مرزهای زبانی و فرهنگی رخ داد.
*این مقاله متن سخنرانی نویسنده در نشست «هویت فرهنگی ایرانشهر: زبانها و گویشهای ایرانی و نقش آنها در حفظ هویت ایرانی» است که به کوشش موسسهی فرهنگی سمرقند، در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد.
جهت ارجاع علمی: علی مزاری، «زبانها و گویشهای ایرانی و نقش آنها در حفظ هویت ملی» تاریخ انتشار در سایت انجمن: ۱۴۰۳/۸/۲۳