مقالات اعضا

احتمال وقوع حوادث لبنان در ایران چقدر جدی است؟

دکتر صلاح الدین هرسنی کارشناس و تحلیلگر مسائل بین الملل و عضو انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا 

به دنبال انفجار های زنجیری که در دستگاه های انتقال پیام یعنی «پیجر» و «واکی تاکی های» حزب الله در قالب جنگ سایبری در 17 سپتامبر از سوی اسرائیل صورت گرفت، بسیاری احتمال رخداد و تسری دامنه آن را به درون مرز های ایران منتفی ندانسته و در این باره قویا هشدار داده اند که مبادا اسرئیل این الگوی جدید از جنگ های نامتقارن و نامتعارف را در برابر ایران بکارگیرد. از منظر نشانه شناسی آنچه را که برخی تحلیل گران گفته اند محل توجه و تامل است و نمی توان از کنار این هشدار ها به سادگی عبور کرد، چرا که به دلایلی احتمال وقوع حوادث لبنان در ایران منتفی نیست.

اولین دلیل در ارتباط با لزوم پاسخ اسرائیل به ایران بر سر «طوفان الاقصی» جنبش حماس در هفتم اکتبر 2023 است. در واقع رهبران راستگرا و ارتدوکس های اسرائیل به این نتیجه رسیده اند که طوفان الاقصی با آن وسعت و عظمت نمی توانست کار حماس باشد. چون جنبش حماس از ماه می 2017 با اسرائیل روی خط سازش قرار گرفته بود.

«خالد مشعل» رهبر دفتر سیاسی جنبش حماس در آن زمان گفته بود که حاضر به پذیرش ایده دو دولت مستقل فلسطینی با حفظ موجودیت اسرائیل است. به این ترتیب و با وجود آنکه تهران و سپس سید حسن نصرالله دبیر کل جنبش حزب الله در سخنرانی سوم نوامبر 2023 قویا به فلسطینی بودن طوفان الاقصی اشاره کرده بوند، اما رهبران اسرائیل طوفان الاقصی را حاصل طراحی و مهندسی ایران دانستند.

به واقع طوفان الاقصی آنقدر سهمگین و خوفناک بود که گویی ضربه را بر سر و گیجگاه اسرائیل وارد و موجب زخم ناسور و ایجاد یک تروما و زخم روان برای خاطره و وجدان جمعی رهبران و حتی مردم اسرائیل شد. به همین خاطر بود که رهبران اسرائیل طوفان الاقصی را ترکیبی از عملیات «پرل هاربر» در 7 دسامبر 1941 در اقیانوس آرام و حوادث 11 سپتامبر «ناین الون» در منهتن نیویورک دانسته اند.

حال فوبیا و ترس اسرائیل از توان موشکی ایران در قالب «ضربه دوم» و ایجاد بازدارندگی، شاید آنها را مجبور کند که الگوی جنگ لبنان را در ایران به کار گیرند و آن را به درون مرز های ایران انتقال دهند. چون باورشان این است که صرف حمله به بازوان و شاخک های اختاپوس یعنی حماس،حزب الله و حوثی ها کافی نیست، لذا لازم است که برای جبران مافات، لزوم تقاص و تلافی و در نهایت تلاش برای بقا و حفظ موجودیت، سر اختاپوس نیز کوبیده شود. به واقع تکرار الگوی جنگ لبنان در ایران، پاسخی به این نیاز رهبران اسرائیل است.

نفوذ و رخنه «موساد» و سازمان امنیتی و اطلاعاتی اسرائیل نظیر «شین بت» در حوزه های امنیتی و اطلاعاتی ایران، دومین دلیل احتمال تکرار الگوی جنگ لبنان در ایران است. کمی قبل از ترور اسماعیل هنیه در قلب تهران،«علی یونسی» وزیر اطلاعات دولت اصلاحات به چنین نفوذی هشدار داده بود.

علی یونسی در آن هشدار اعلام کرده بود که نفوذ موساد و سرویس های اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل در ایران به حدی است که جا دارد مسئولین به فکر جان خود باشند. به باور یونسی،نوعی موازی کاری و رقابت میان سرویس های امنیتی و تداخل کارکرد ها و همچنین سر درگمی در انجام ماموریت ها، علت اصلی نفود موساد در ایران بوده است. ترور هنیه در قلب تهران آنهم سه ساعت بعد از مراسم تحلیف دکتر پزشکیان، مهمترین دلیل این ادعاست.

سومین دلیل، مربوط به وجود و ایجاد حفره های زنجیری است که از سال 1396 توانست خود را در قالب شکاف های متراکم نشان دهد. واقعیت این است که از سال 1396 کشور ما مستعد نا آرامی و دارای سندروم و نشانگانی از بی ثباتی و نا آرامی بوده است. وجود این شکاف های لاینحل و متراکم مسئولیت های ذاتی وزارت اطلاعات را نه عامدانه و از سر غفلت، بلکه به جهت کثرت ماموریت ها، افزایش داده است. خیزش مهسا نیز در این میان موجوب افزایش این شکاف و تزاید مسئولیت های وزارت اطلاعات گردیده است. انفجار های اهواز،انفجار های مجلس ایران و انفجار های کرمان و حمله به کنسولگری ایران در دمشق و سرانجام ترور هنیه در تهران،بیان کننده وجوده حفره های امنیتی است.

اما مهمترین دلیل احتمال تکرار وقایع لبنان در ایران مربوط به «صبر استراتژیک» و »خویشتنداری عملگرایانه» طولانی مدت و بی دلیل ایران در پاسخ به اسرائیل در ماجرای ترور هنیه در تهران است. به واقع می توان گفت که بی عملی و انفعال ایران بابت پاسخ به اسرائیل دلیل اصلی اتفاقات جاری در لبنان است. به عبارت دیگر،اتفاقات جاری و بکارگیری جنگ سایبری یا الگوی رئالیسم جادویی جنگ از سوی اسرائیل،محصول انفعال ایران و عدم پاسخ به اسرائیل است.

در این میان لزوم پاسخ به اسرائیل نیز نباید به معنی طرفداری از جنگ و برقراری فتنه و آشوب از سوی ایران تعبیر شود. مردم ایران در راستای آموزه های (کانتی) مبنی بر لزوم «صلح جاودان» در جهان «پر آشوب» به این نتیجه رسده اند که نباید بر طبل جنگ بکوبند.آنها می دانند که جمهوری های نباید با هم بجنگند یا آنکه شروع کننده جنگ باشند. آنها در چارچوب نظم «وستفالیایی» قائل به پذیرش مرزهای جغرافیایی هستند و در راستای همان نظم وستفالیایی و احترام به ایده دولت- ملت سازی نمی خواهند که موجودیت جغرافیایی دولت ها به چالش و نابودی کشانده شود، اما در مقابل اسرائیل که به دنبال کار تروریستی جدی است و تروریسم دولتی را در عمل در مقابل دولت ها اعمال می کند،تاب و تحمل ندارند. بنابراین الگو و معیار عمل آنها در مواجهه  با اسرائیل باید مبتنی بر کلامی از نیچه باشد.

نیچه در کتاب زایش تراژدی قویا اظهار می کند که: اندکی انتقام لازم است،زیرا فرو خوردن خشم باعث بیماری انسان می شود. بنابراین اگر ایران به خاطر امنیت و منافع ملی به اسرائیل در خاک اسرائیل پاسخ ندهد، لاجرم باید با اسرائیل در اصفهان، شیراز،همدان،تهران و تبریز و سایر شهر های ایران بجنگد. ایران نیز نشان داده است که می تواند در چارچوب الگوی موازنه تهدید به واسطه قدرت و توان نظامی خود از رهگذر موشک های نقطه زن، نیات تهاجمی و مجاورت جغرافیایی یک تهدید بالقوه وجودی برای حیات و موجودیت سرزمینی اسرائیل باشد تا بتواند از تکرار الگوی جنگ لبنان یعنی الگوی جنگ سایبری و تسری آن به درون مرز های ایران جلوگیری کند. به واقع خودداری ایران در پاسخ به اسرائیل عزم آن را برای تکرار الگوی جنگ لبنان در ایران جدی می سازد و تحت این شرایط غیر منتظره نیست که حمام خون این بار نه در فلسطین یا بیروت بلکه در زیر پوست شهر های ایران جاری شود و به راه بیافتد.

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *